مخابرات يا ارتباط از دور، انتقال سيگنالها از فواصل به منظور ارتباط است. در زمانهاي گذشته، از سيگنالهاي دود، طبل، سمافوريا (مخابره به وسيله پرچم)، هليوگراف (مخابره به وسيله نور خورشيد) استفاده ميشد. در دوران مدرن، مخابرات شامل استفاده از انتقال دهندههاي الكترونيكي مانند تلفن، تلويزيون، راديو يا رايانه است. خواننده گرامي ملتفت است كه با احتساب مطلب فوق كه چكيدهاي از تمامي متون علمي و كلاسيك دنيا در تعريف مخابرات است، از وجود گنج مدفون در مخابرات هيچ خبري نيست. آخر گنج به نشانه، گنجنامهاي دارد! درخت علامتي، كاشته شده در حوالي خود دارد! طلسمي نوشته يا افشانده شده بر مدفن خود دارد، افعي يا ماري به حفاظت، چنبرزده بر خود دارد و... ميبينيد با اين همه زدوبند، در هيچ كجاي دنيا مخابرات محل پنهان كردن و سپس كشف كردن گنج نيست، بلكه محل مبادله اطلاعات آزاد است. البته ما هم همين فكرها را ميكرديم تا اينكه جناب آقاي مديرعامل شركت مخابرات ايران، اين راز را از پرده برون انداختند و گفتند:
1- مخابرات گنج است. 2- سر گنج همواره دعواست. 3- اين گنج هواخواهان زيادي دارد. 4- هواخواهان ارزش اين گنج را پايين ميآورند.
اولش فكر كرديم چون فاميلي مديرعامل محترم «پوررنجبر» است ميخواسته از ارسال المثل و ارسال المثلين كه در متون ادبي به كار ميبرند و معني آن استعمال نظم يا نثري فصيح است كه مقبول عوام افتاده و بر سر زبانها جاري است، برسد به اين مثل معروف كه «نابرده رنج گنج ميسر نميشود»! ايشان هم كه پور«رنجبر»ند، پس به گنج رسيده است.
اما بعد ديديم كه خود گنجياب محترم گفته كه:
1- دولت ميگويد مخابرات به دولت بدهي دارد. 2 ـ دولت يكسري تحريمهاي داخلي عليه شركت مخابرات ايران اعمال ميكند! 3 ـ شركت مخابرات ايران سالانه 5 هزار ميليارد تومان تراكنش مالي با دولت دارد. 4 ـ اختلاف حساب با دولت حدود 800 ميليارد تومان است.
يعني آن ارسال المثل كشك. با اين همه رنجي كه دولت به آنها داده و پولي كه از آنها ميخواهد، اگرگنجي بوده، از آن چيزي باقي نميماند كه آدم بگويد نابرده رنج گنج ميسر نميشود، حتي اگر فاميلت رنجبر باشد!
بعدش گفتيم پس حالا كه گنج داشتن به فاميلي ربطي ندارد، شايد ارسالالمثلش بر ميگردد به اينكه «گنج در ويرانه است!(مرد را در لباس خلقان جوي/ گنج در جايهاي ويران جو). ديديم بد هم نميگوييم؛ لابد آنجا ويرانه است كه از سوي سازمان تنظيم مخابرات و ارتباطات راديويي در ميان 12 شركت ارائه دهنده خدمات اينترنت، رتبه دهم را گرفته است و لابد هم در آن ويرانه گنج پيدا كردهاند كه مديرعامل محترم گفته تجهيزات مخابراتي را با پنج برابر قيمت وارد كشور كرديم. اگر اين ارسال المثل هم درست نباشد شايد دولتيها به مثل ديگري فكر ميكنند؛ اين «گنج باد آورده» است كه دارند بهانه ميتراشند كه باد آن را سمت خودشان يا يكي از خودشان ببرد و اگر اين مثل هم درست نباشد چه؟
شما اگر براي خريد هر جنسي با پنج برابر قيمت واقعي پول خرج كنيد، دوست و دشمن فكر ميكنند «گنج قارون» زير سر داريد! ميبينيد ميشود هزار جور ارسال المثل براي اين گنج خيالي يا واقعي تراشيد. حتي شايد با برگزاري يك همانديشي به معناي جديدي از «مخابرات» دست پيدا كنيم. معنايي كه مطابق خوانش مديرعامل «گنج» و مطابق خوانش برعكس دولت «جنگ» نباشد. اگر گنجي در ميان است بين مردم بايد تقسيمش كرد و اگر جنگي در ميان است بايد به صلح تبديلش كرد كه دودش به چشم مردم نرود، چراكه مثل ديگري نيز هست كه به مذاق اولاد آدم بيشتر خوش ميآيد:«گنج آزادگي و كنج قناعت گنجي است/كه به شمشير ميسر نشود سلطان را».