مردي كه بعد از قتل يكي از دوستانش، سه سال را در بيابان زندگي كرده بود، بعد از دستگيري پاي ميز محاكمه حاضر شد.
به گزارش خبرنگار ما، آذرماه سال 88 به مأموران پليس ورامين خبر دادند كه پسر جواني در جريان يك دعوا به قتل رسيده است. بعد از حضور بازپرس در محل حادثه و انتقال جسد به پزشكي قانوني، مأموران دست به تحقيق بيشتر زدند و فهميدند كه عامل قتل پسري به نام عادل است كه بعد از حادثه فرار كرده است. پدر عادل در اولين بررسيها گفت: سه سال است كه از پسرم خبر ندارم. او مدتهاست كه خانه را ترك كرده است. مغازه خياطي داشت و خودش به تنهايي زندگي ميكرد. در حالي كه تجسسها براي يافتن متهم فراري ناكام مانده بود، به پليس خبر دادند كه عادل در بيابانهاي ورامين پنهان شده است. بنابراين اول مردادماه سال گذشته تيمي از مأموران پليس راهي مخفيگاه متهم شدند. عادل كه از حضور مأموران با خبر شده بود با پليس درگير شد و يكي از مأموران را با شليك اسلحه شكاري كه همراه داشت، مجروح كرد اما سرانجام از سوي پليس دستگير شد. متهم در اولين بازجوييها كه مقابل بازپرس انجام شد به جرم خودش اقرار كرد و گفت: من فقط ميخواستم با مهرشاد دعوا كنم. روز حادثه با مهرشاد دعوا كردم و زماني كه خواستم فرار كنم، مقتول مانع فرار من شد. من هم براي خلاصي از دست او با چاقو ضربهاي به او زدم كه فوت شد.
بعد از انجام بررسيها و كامل شدن تحقيقات، قرار مجرميت عادل به اتهام قتل عمد، نگهداري سلاح، جرح عمدي به مأمور پليس، صادر و پرونده با صدور كيفرخواست به شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. در ابتداي جلسه نماينده دادستان تهران گفت: بررسي محتويات پرونده نشان ميدهد كه عادل مرتكب قتل شده، بنابراين برايش درخواست صدور مجازات قانوني دارم. پس از آن متهم در جايگاه قرار گرفت و گفت: تنها نگهداري سلاح را قبول دارم و بقيه اتهاماتم را قبول ندارم. قاضي گفت: در اولين بازجوييها به جرم خودت اقرار كردهاي. متهم گفت: حرفهايي را كه زدهام، قبول ندارم. تحت فشار پليس به جرم خودم اقرار كردم و اگر بار ديگر به اداره پليس منتقل شوم، باز هم به قتل اقرار ميكنم اما در محضر دادگاه ميگويم كه قتلي مرتكب نشدهام. قاضي سؤال كرد: براي چه بعد از حادثه فرار كردي؟ متهم گفت: ترسيدم به من بهتان قتل بزنند. ميدانستم كه اتهام قتل، جرمش سنگين است و عامل آن هم قصاص ميشود، من هم از ترس فرار كردم. قاضي سؤال كرد: در اين مدت كجا پنهان شده بودي؟ متهم گفت: در بيابانهاي ورامين زندگي ميكردم و در آنجا ميوه و سبزي فراوان است و نياز به خرجي هم نداشتم. هيئت قضات بعد از شنيدن آخرين دفاع متهم و وكيل مدافع او وارد شور شدند.