«نتيجه مذاكرات تيم هستهاي ايران در ژنو چه شد؟» اين سؤالي است كه اين روزها در ميان مردم كشورمان زياد پرسيده ميشود و تقريباً تمام شهروندان هم از زاويه نگاه خود برايش پاسخي دارند؛ فرقي نميكند با يك سبزي فروش در بازار ميوه و تره بار روبهرو شويد يا با استاد جامعه شناسي، نماينده مجلس در كميسيون كشاورزي باشد يا عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي. اين اظهارات ضد و نقيض و غير كارشناسانه علاوه بر اينكه موجب ميشود تا مقصود اصلي در ميان هياهوهاي رسانهاي گم شود، بازتاب جهاني خوشايندي نيز ندارد.
مذاكرات تيم هستهاي ايران در ژنو شايد در نگاه اول يك موضوع كاملاً استراتژيك و تخصصي سياسي و بينالمللي باشد اما اين موضوع پايي هم در مسائل اجتماعي دارد. به خصوص اينكه مردم ما علاقه خاصي به اظهار نظر در مسائل سياسي دارند؛ آن هم به استناد اطلاعاتي كه كم و بيش از طريق رسانههاي داخلي و حتي رسانههاي خارجي ميگيرند. جالبتر از همه اينكه درباره يك موضوع واحد مانند مذاكرات هستهاي كه با منافع ملي گره خورده است باز هم با يك منش مشترك ملي مواجه نميشويم و حتي رسانهها هم هر كدام ساز خود را ميزنند؛ سازهايي كه آوايشان نشان ميدهد كوك نيستند.
شكلگيري مذاكرات 1+5 در تاكسي !
كافي است تا در تاكسي بنشينيد يا سوار بر اتوبوس به سمت مقصدتان حركت كنيد. جمعهاي چند نفره ما اغلب با بحثهاي داغي از مسائل روز همراه است. فرقي نميكند اعضاي اين جمع چه كارهاند يا درباره موضوع چه اطلاعاتي دارند، مهم اين است كه از دل اين جماعت چند نفره چندين برابر مذاكرات ژنو يك، دو و سه در دولت يازدهم و تمام مذاكرات هستهاي در دولتهاي گذشته نتيجه و اظهارنظر بيرون ميآيد با اين تفاوت كه اين مذاكرات ميان تيمهاي منتخب ايران و كشورهاي 1+5 صورت ميگيرد و در جمعهاي چند نفره ما خيلي وقتها هيچ خبري از تخصص و اطلاعات مورد نياز براي اظهار نظر درباره يك موضوع بينالمللي وجود ندارد.
اين موضوع حتي به رسانههاي ما هم كشيده شده و گاهي وقتها رسانهها به ترويج اظهارنظرهاي غيركارشناسانه دامن ميزنند و حتي در موضوعاتي كه با منافع ملي گره خورده است از يك منش مشترك پيروي نميكنند و با تيترهاي سياه و سفيدشان نوعي سردرگمي را در جامعه انتشار ميدهند. اما ريشههاي روانشناختي رواج چنين رفتاري در جامعه ما چيست؟
ريشههاي هذيان خود بزرگ بيني
بحرالعلومها!
دكتر شهرام وزيري، رئيس دانشكده روانشناسي دانشگاه رودهن در اين باره به «جوان» گفت: جرئت ابراز وجود، صفتي منفي محسوب نميشود، اما وقتي به شكل احساس «همه چيز داني» بروز كند، آسيب است. به طور مثال در زمينه موضوعي همچون مذاكرات تيم هستهاي كه با منافع ملي گره خورده است، فرد فكر ميكند از تيم مذاكرهكنندهاي كه نماينده رهبر و مردم كشورهستند، بيشتر ميداند، بنابراين به نوعي «كاسه داغتر از آش» ميشود.
بنا به تأكيد اين روانشناس اينگونه افراد در تمامي زمينهها به همين صورت عمل ميكنند و احساس «بحرالعلوم» بودن دارند و از ديد روانشناسان دچار اختلال رواني «هذيان خود بزرگبيني» هستند. وزيري افزود: ريشه اين هذيان در متوقع كردن و بادكردن افراد است؛ موضوعي كه رسانهها بايد حواسشان به آن باشد. اين روانشناس تصريح ميكند: هر چند ميپذيريم كه همه انسانها شايسته احترام هستند اما بسياري از موضوعات تخصصي است و طبيعتاً مسائل سياسي يا بينالمللي در حوزه تخصص يك مهندس ساختمان، پزشك يا كارگر نيست هر چند ممكن است هر كدام از اين افراد در حوزه كاري خود فردي متخصص و با تجربه باشند. اين روانشناس تصريح كرد: اظهارنظرهاي غير كارشناسانه از آن دست مسائلي است كه در تربيت ما ريشه دوانده و موجب ميشود تا افراد متوقع و بيخاصيتي را به جامعه وارد كنيم. به باور وي رسانههاي ما نيز در اين زمينه بيتقصير نيستند ما توقعات نادرستي ايجاد و گاهي فراموش ميكنيم كه اين اظهارنظرهاي نادرست موجب ميشود تا ما ملعبه دست ديگران شويم.
سكوت به اظهارنظرهاي بياساس
جان ميدهد
به باور وي بايد در جامعه يك مهندسي فرهنگي داشته باشيم تا مدعيان نادان را كنترل كنيم. در جامعه خيلي وقتها صرف اظهارنظر ميتواند افراد را كانون توجه قرار دهد و همين امر موجب شده تا خيلي وقتها افراد در ادعا گوي سبقت را از هم بربايند. بنا به تأكيد وي به ما ياد ندادهاند در برابر حرفهاي نادرست بگوييم ادعا و اظهارنظر شما درست نيست در حالي كه سكوت ما نفس امر به معروف و نهي از منكر را هم زير سؤال ميبرد.
وزيري خاطر نشان كرد: بايد فضاي جامعه به سمتي برود كه افراد به خود اجازه ندهند در حوزه مسائل تخصصي كه اطلاعاتي درباره آن ندارند، اظهارنظر كنند. به گفته اين روانشناس در بسياري از جوامع يك فرد در برابر يك اظهارنظر نادرست و غيركارشناسانه هر كاري ميكند از سوي مردم و رسانهها مورد بخشش قرار نميگيرد. اگر در جامعه ما نيز رسانهها فردي را كه اظهار نظر غيركارشناسانه ميكند را به چالش بكشند باب اين موضوع رفتهرفته بسته خواهد شد، در حالي كه رسانهها اغلب خود نيز با طرح موضوعات تخصصي و نظرخواهي از مردم كوچه و بازار يا افراد غيركارشناس به اين موضوع دامن ميزنند.
غرق شدن در توهمات با اظهاراتي بيپايه
به گفته وزيري فراموش كردن وضع موجود، غرق شدن در توهمات و تصوير آيندهاي كه وجود ندارد و گذشتهاي كه رفته است موجب ميشود تا حال حاضر فراموش شود.
دكتر بهجت يزد خواستي، جامعه شناس و استاد دانشگاه نيز در اين باره به «جوان» گفت: اظهارنظرهاي غيركارشناسانه دور از واقعيتهاي اجتماعي هستند و كساني در اين ميدان يكهتازي ميكنند كه از لحاظ علمي ضعيف هستند.
بنا به تأكيد اين جامعهشناس «به نظر من»ها نميگذارند واقعيت به كرسي بنشيند و بر اساس فرضياتي است كه در ذهن توسعه مييابد نه در واقعيت. يزدخواستي شيوع حرفهاي بيپشتوانه در جامعه را نشانهاي از توسعه نيافتگي آن دانسته و افزود: در جوامع توسعه يافته نظرات بر پايه اطلاعات و پشتوانه علمي و تئوري استوار است. وي آسيبهاي شيوع اين تفكر را ركورد و درجا زدن در كارها ذكر كرد و گفت: در چنين شرايطي ما از توسعه و تغييرات مثبت اجتماعي باز ميمانيم.
امر به معروف و نهي از منكر با سكوتي بجا
سكوت در برابر آنچه نميدانيم و محكوم كردن حرفهاي كساني كه ندانسته حرف ميزنند نه فقط به حقيقت مجال ابراز وجود ميدهد كه به نوعي امر به معروف و نهي از منكر نيز هست. بيترديد كارشناسان و متخصصان امين براي تصميماتشان منافع تمام جامعه را در نظر ميگيرند و تصميماتشان كارشناسانهتر از همه است.
اولا:حداقل درکشورماتجربه نشان داده نه تنهاتحلیل بلکه عملکردسیاسی مردم عادی بسیاردرست ومنطقی ترازخواص سیاسی می باشدکه فتنه88نمونه بارزآن میباشد