کد خبر: 622254
تاریخ انتشار: ۲۹ آبان ۱۳۹۲ - ۱۴:۳۸
دانش‌آموزاني كه در كلاس مجازي هم تقلب مي‌كنند
در روزگاري نه چندان دور وقتي پرسشي ذهن يك اهل دانش و پژوهش را مشغول مي‌كرد، تا پاسخ آن را پيدا نمي‌كرد آرام نمي‌گرفت و يافتن پاسخ نيز مستلزم تحمل رنج و مشقتي بسيار بود و تنها در سايه جست‌وجو در منابع، تحقيق و تفحص در كتاب‌ها و كتابخانه‌هاي متعدد محقق مي‌شد.

   حسين گل‌محمدي |  تا همين چند سال پيش نيز انجام يك كار نوشتاري تحقيقي قابل اتكا، مستلزم فيش برداري‌هاي دقيق و فراوان از منابع مكتوب و نيازمند صرف صدها ساعت زمان بود. قديم‌ترها كار بسيار سخت‌تر بود و چه بسا پيش مي‌آمد كه يك عالم و محقق براي يافتن منابع مكتوب مستند و موثق، مجبور مي‌شد از شهري به شهر ديگر مسافرت كند تا به جواب درست و كاملي برسد اما امروز براي يافتن پاسخ بسياري از سؤالات خود پشت رايانه مي‌نشيني و با يك سرچ ساده، به انبوهي از اطلاعات دست پيدا مي‌كني. البته چنين امكاني هم خوب است، هم بد. شايد بپرسيد چرا بد؟ بدي موضوع به ماجرايي بر مي‌گردد كه حكايت از كمرنگ شدن فرهنگ ديرينه تحقيق و پژوهش در نظام آموزشي ما دارد. ماجرا از اين قرار است...

وقتي دخترم تحقيق درسي تايپ شده و شسته رفته خود را به دستم داد تا درباره‌اش نظر بدهم، از قلم شيوا و روان، حجم قابل توجه تحقيق، بار علمي و عميق مطالب و طبقه‌بندي و انسجام آن شگفت‌زده شدم. اولين پرسشي كه به ذهنم رسيد اين بود كه يك دانش‌آموز دبيرستاني چطور مي‌تواند با صرف چند ساعت وقت چنين مقاله جامعي را درباره موضوعي خاص تهيه و تايپ كند و دومين پرسش مربوط به چرايي فقدان ذكر هرگونه منبع در انتهاي مقاله بود. پاسخ دخترم بسيار خلاصه، ساده و صادقانه بود: «بابا مطالب رو از اينترنت سرچ كردم.» شنيدن اين پاسخ در وهله نخست شايد جلوي يك مناقشه پدر و فرزندي را گرفت اما آغازي شد براي يك گفت‌وگوي چالشي و انتقادي ميان من و او.
- دخترم چرا منابع تحقيق رو ذكر نكردي؟
- توي كلاسمون همه همين كارو مي‌كنن. حتي شاگرداي زرنگ و ممتاز كلاس هم منابع تحقيقو نمي‌نويسن.
- خب معلماتون نميگن مطالبو از كجا آوردين.
- نه بابا. يه نگاه به ظاهر تميز و مرتب و حجم تحقيق مي‌كنن و نمره ميدن.
- يعني همه معلماتون اين طوري هستن؟
- خيلي‌هاشون اينطوري هستن.
- تو چي؟ تو هم تحقيقتو عيناً از اينترنت كپي كردي و پرينت گرفتي؟
- نه همه‌شو. مقدمه‌شو خودم نوشتم. حداقل از 10 تا مطلب استفاده كردم و تا حدي اونا رو كم و زياد و خلاصه كردم. در ضمن نتيجه‌گيريش هم مال خودمه.
با شنيدن اين پاسخ كمي اميدوار شدم اما ادامه گفت‌وگو از وجود واقعياتي تلخ در نظام آموزش و پرورش ما حكايت مي‌كرد. دخترم مي‌گفت: «همه معلم‌ها حداقل ماهي يك بار از ما تحقيق مي‌خوان و اونو توي نمره ارزشيابي مستمر دخالت ميدن اما وقتي مي‌پرسيم خانوم تحقيق ما چطور بود، فقط سر تكون ميدن و مشخصه يا اونو نمي‌خونن يا سرسري يه نگاهي ميندازن و نمره ميدن. بيشتر بچه‌ها اولين مطلبي كه از گوگل پيدا ميكنن عيناً كپي ميكنن و حتي بدون اينكه فونت و شكلشو عوض كنن پرينت ميگيرن و ميدن دست معلم؛ نمره شونم ميگيرن. حتي يه بار دو تا از همكلاسي‌ها با عجله از يكي از سايت‌ها يه مطلب رو همراه با لينك‌ها و قالب سايت پرينت گرفته و به معلم داده بودن. بعدش متوجه سوتي‌شون شده بودن اما ديگه دير شده بود، تا اينكه معلم اونارو صدا ميكنه و اونا با ترس و لرز ميرن پاي ميز معلم اما معلم مون به جاي اينكه تنبيهشون كنه بهشون ميگه تحقيقتون چه طراحي جالبي داره و كلي از ابتكار وجود لينك‌هاي حاشيه متن و قالب مصور اون تعريف و تمجيد مي‌كنه! تازه اينكه چيزي نيست، اكثر تحقيقاي بچه‌ها هيچ ربطي به موضوع درسي شون نداره و بچه‌ها فقط با خوندن تيتر مطالب توي گوگل، يكي شونو چشم بسته انتخاب ميكنن و پرينت ميگيرن و به معلم ميدن.»
دخترم وقتي اين حرف‌ها را مي‌زد صادقانه مي‌خنديد اما من در افكاري تلخ غوطه‌ور بودم. پرسش‌هاي بيشماري ذهنم را آزار مي‌داد. يعني به راستي موضوع تحقيق و پژوهش و تأكيد بر تربيت دانش‌آموز جست‌وجوگر تا اين حد لوث شده است كه گوگل به تنهايي بار آنان را به دوش مي‌كشد و دانش‌آموزان با اتكا به كپي پيست‌هاي (copy paste) اينترنتي، از بار تحقيق و پژوهش به راحتي شانه خالي مي‌كنند؟ يعني معلم‌هاي ما حتي به اندازه ضعيف‌ترين دانش‌آموزان خود از اينترنت بهره نمي‌برند و توانايي تشخيص كپي بودن مطالب را ندارند و به خود زحمت نمي‌دهند كارهاي تحقيقي دانش‌آموزان را بررسي كنند و از كم و كيف آن سر در بياورند؟
حقايق تلخ نهفته در حرف‌هاي ساده و بي‌پيرايه دخترم فراتر از آن بود كه به تنهايي مبناي قضاوت من در اين زمينه قرار گيرد، پس گريزي به تحقيق‌هاي تهيه شده توسط فرزندان دانش‌آموز و حتي دانشجويان فاميل و دوستان، همكاران و آشنايان زدم. متأسفانه اكثر آنها بر گفته‌هاي دخترم صحه گذاشتند و با مطالعه آنها، به قدرت و نفوذ شگرف «گوگل» و فرهنگ «كپي پيست» در نظام آموزشي كشورمان پي بردم! فرهنگ غلطي كه ريشه‌هاي پژوهش و يادگيري را در مدرسه و دانشگاه ما مي‌خشكاند و تنبلي را جايگزين تلاش و تكاپوي علمي مي‌كند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار