پازل چيده شده غرب در بازي مذاكرات هستهاي اين بار با اندكي تغيير، روند گذشته را پيش گرفت و ايران را تا اوج توافق پيش برد و ناگهان مذاكرات را به قعر اوليه بازگرداند. اين بازي هميشگي امريكا و برخي از قدرتهاي اروپايي با ايران است؛ بازياي كه هيچگاه انتها ندارد و دائم درصدد سرگرمكردن ايران به مباحث فرعي و غافل نمودن دولتمردان ما از مباحث اصلي است. چيدمان بازيكنان طرف غربي زمين بازي مذاكرات كه هر بار به وسيله امريكا و سران رژيم منحوس صهيونيستي اعمال ميشود، در مذاكرات اخير با تغييراتي محسوس و جابهجايي نقش و مأموريت از امريكا به فرانسه، در راستاي به نتيجه نرسيدن مذاكرات پيش رفت. اينبار نقش منفي را وزير امور خارجه فرانسه بازي و در دقيقه 90 تلاش بيوقفه دو طرف را بيثمر كرد. قطع به يقين دليل اين امر هم به خاطر تلاشهاي مفرطي است كه امريكاييها براي ايجاد رابطه با دولتمردان ما داشتهاند و اگر در اين مسير بار ديگر راه گذشته را تكرار ميكردند و با موضعي منفي حاضر ميشدند، قطعاً چهره پليد پشت نقاب آنها بعد از اين تلاشها بيشتر براي ديپلماتهاي ايراني افشا ميشد، لذا لازم دانستند كه همچنان سياست چماق و هويج را با اعطاي نقش اول به فرانسه بازي كنند.
تا بدين جا به اختصار كل ماجراي مذاكرات، همين بوده است و دولت يازدهم بايد با تمام وجود اين بازي غرب با ايران را احساس كند و اولويتها و اهداف اصلي را كه شايد به انحاي مختلف مورد غفلت واقع شده است در پيش بگيرد.
مهمترين هدفي كه بايد تمام افكار دولت معطوف به آن باشد و رهبر معظم انقلاب بارها بر آن تأكيد كردهاند و دولتهاي پيشين نيز در آخر كار به درك آن اعتراف نمودهاند و راهكار اصلي حل مسائل داخلي را همان دانستهاند، چيزي نيست جز «ساخت قدرت دروني نظام» كه ميتواند تهديدات قدرتهاي استكباري را تبديل به يك فرصت طلايي براي شكوفايي ظرفيتهاي نظام كند.
اگر همچنان فرمايشهاي راهبردي و جامع رهبر معظم انقلاب تنها در شعارها متبلور شود و هر دولتي بدون توجه به اصل قضيه به صورت صوري در اين راستا حركت كند، برآيندي جز چرخش به دور خود و ارتجاع ناعالمانه به ايستگاه اوليه نخواهد داشت.
خود محوري دولتمردان در راستاي تفكرات خود بدون توجه به سياستهاي كلان نظام، ضربهاي مهلك به پيكره نظام وارد خواهد كرد و شايد جبران آن سالها به طول انجامد. به عنوان مثال اگر دولت دهم زير ساختهاي اقتصاد مقاومتي را فراهم ميكرد و اقتصاد را در مسير سياستهاي كلي نظام و با توجه به تهديدات و فرصتهاي محيطي و داخلي پيش ميبرد، امروز ديگر با خيال راحت ميتوانستيم دم از يك اقتصاد پر توان بزنيم و نگران حل مسائل اقتصادي نباشيم.
دولت يازدهم نيز اگر دائم در مسير آزمون و خطاي خود پيش رود، در پايان كار دستاوردي جز تحميل سنگيني كار به دوش دولت بعدي نخواهد داشت و كماكان قصه پر غصه خودمحوري، تكرار خواهد شد و نتيجهاي جز گسست و سستي در لايههاي قدرتمند و نفوذناپذير نظام نخواهد داشت.
خلاصه اينكه تحقق اين امر مهم از يك سو منوط به اعتقاد، همت و تدبير دولت يازدهم است و از سويي پيگيريهاي مسئولان مربوط اعم از نمايندگان مجلس و سازمانهاي پيگير برنامههاي دولت مانند سازمان بازرسي را ميطلبد. به زعم نويسنده قوه مقننه بايد در صدد طرح و تصويب قانوني به نام «ساخت قدرت دروني نظام» باشد كه كارشناسيهاي نخبگان و اعضاي كميسيونهاي مختلف در وراي آن نهفته باشد تا بعد از اين به صورت قانوني كليه مطالبات در راستاي اين قانون پيش رود و مبنايي باشد براي ارزيابي كار قوه مجريه كه يكي از وظايف مهم آن اجراي قوانين مصوب است. اگر يك چنين پيشنهادي به اريكه اجرا نشيند سند بزرگي از عملكرد افتخارآميز مجلس نهم خواهد بود.