
صداي پاي جريان خزنده فرهنگي
* هادي عسگري
وزارت ارشاد متولي و مجري سياستهاي كلي فرهنگي دولت است. چه شعارهايي چون « اعتدال و اميد» كه سرلوحه فعاليتهاي دولت است! و چه رويكرد ذهني و مانيفست فرهنگي دولت يازدهم كه به مرور خود را نمايان ميكند. در حوزه فرهنگ عمومي عملكرد دولت را ميتوان در چند رخداد مورد ارزيابي قرار داد؛ اتفاقاتي كه باعث شد دولت خود را مجبور به پاسخگويي كند. اولين رخداد حضور رسمي يك وزير دولت جمهوري اسلامي در شبكه اجتماعي فيسبوك است؛ جواد ظريف نماينده پيشين جمهوري اسلامي ايراني در سازمان ملل كه به عنوان وزير امور خارجه دولت يازدهم انتخاب شده است فعاليت گستردهاي در فيس بوك دارد به طوري كه گزارشهاي فيسبوكي آقاي وزير شهرت جهاني پيدا كرده است. داشتن صفحه رسمي در سايتي كه در ايران فيلتر شده است، چالشي بود كه به مرور عادي شد. حتي متن جنجالي ظريف درباره احمدي نژاد و هولوكاست در توئيتر ديگر شبكه اجتماعي، تا مدتها اعتراضاتي را به همراه داشت. حضور رسمي جواد ظريف باعث شد تا هم وزير ارتباطات و هم وزير ارشاد خواستار بازنگري در فيلترينگ اين سايت شوند و اين در حالي است كه با جستوجويي ساده ميتوان به چندين گزارش كارشناسي درباره عواقب سوءاخلاقي و اجتماعي حضور در چنين شبكههايي برخورد كرد و به هر حال وزارت ارشاد بايد قبل از صحبت درباره اين رفع فيلترها پاسخي هم براي پيوست فرهنگي آن داشته باشد.
* مصطفي شاهكرمي
حوزه سينما به عنوان يكي از پرچالشترين حوزههاي فرهنگي كشور، در ادوار روي كار آمدن دولتها بوده است. اين روزها مصادف است با ايام ارائه گزارشي كه دولت يازدهم قول آن را به اسم انتشار «گزارش عملكرد 100 روزه» به مردم داده بود. انتصابات و آمدن و رفتن مديران و مسئولان در وزارت ارشاد به خصوص در سازمان سينمايي به عنوان پرحرف و حديثترين فرآيندهاي شكل گرفته محسوب ميگردد.
حرفهاي حاشيهساز وزير ارشاد درباره بازگشايي خانه سينما و اينكه مايل است طريق و مشي خاتمي را ادامه دهد، سرآغاز و نشاندهنده روند پرچالش و حاشيهاي را براي وزارت ارشاد و حوزه سينما معرفي ميكرد. جنتي با گماردن حجتالله ايوبي كه يك سياستمدار محسوب ميشود، در جايگاه رئيس سازمان سينمايي تحسين و تذكار بسياري از دست اندركاران سينما را به همراه داشت. ايوبي كه تا قبل از احراز اين پست سينمايي سابقه و پيشينه سينمايي در كارنامهاش ديده نميشود، در همان ابتداي ورودش با كمك گرفتن از تجربه سياسياش سعي كرد با گرفتن سياست يكي به نعل و يكي به ميخ يا به عبارتي اتخاذ رويكرد دست به عصا رفتن، فرصت رصد و كسب اطلاعات از فضاي جديد كارياش را فراهم كند.
نمونه بارزش جمله تأمل برانگيز «گوشهاي من به صداي بلند حساسيت دارد» است! در جريان مرتفع كردن مشكل خانه سينما، جنتي و ايوبي با يك روش پوليتيكال و البته درهم ريختن و خلط كردن مباحث مختلف به هر شكل ممكن بازگشايي مجدد خانه سينما را در مسيري قرار دادند كه موجب فروكش كردن دعواهاي رسانهاي و چنددستگي بين سينماگران شد. رفع و رجوع كردن مسائل مربوط به خانه سينما اين فراغبال را براي وزير و معاونش به وجود آورد تا با هماهنگي يكديگر و طي يك اقدام تأملبرانگيز انحلال يا ابطال مؤسسه تازهتأسيس سينماي مقاومت را اعلام كنند. تأملبرانگيز از اين بابت كه بررسي روند جابهجاييها و اخبار اين حوزه تا آن زمان جملگي مؤيد اين بود كه تيزي تيغ اين وزير و معاون به سمت جريانات منتقد فضاي شبه روشنفكري متمايل بوده است. اين مدعا با تعويق و سپس تعطيل كردن جشنواره خوش آتيه و صاحب حرفي مثل جشنواره فيلم «افق نو» و «كنفرانس هاليووديسم» كه در دورههاي قبل ظرفيت و اثرگذاري راهبردياش را ثابت كرده بود، براي همگان روشنتر شد. پاسكاري بين وزير و معاون با وزارت خارجه و برگزار كردن جلسه «كي بود كي بود من نبودم!» نشان از هماهنگي بين ديپلماتهاي وزارت خارجه و ديپلماتهاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي! بود.
سپيده آماده
اين روزها كه حدود 100 روز از آغاز به كار دولت جديد ميگذرد، با نگاهي اجمالي به اتفاقات حوزه تئاتر در 100 روز اخير با برخي مؤلفههاي جديد روبهرو ميشويم كه نويدبخش آيندهاي روشنتر در عرصه تئاتر كشور است. علي مرادخاني كه مدت زمان زيادي هم از انتصابش بر مسند معاونت هنري فرهنگ و ارشاد اسلامي نميگذرد، در هفتههاي اخير اميدهاي زيادي به تئاتريها در خصوص ساخت سالنهاي تئاتر داده است. تعاملات مرادخاني با مديران شهرداري در راستاي اختصاص و احداث سالنهاي تئاتر، يكي از رخدادهاي اميدبخش هفتههاي اخير بوده است كه در اين ميان ميتوان به بهرهبرداري از سالن تئاتر شهيد آويني، فرهنگسراي بهمن و تسريع فعاليت براي بهرهبرداري سالن تئاتر فرهنگسراي خاوران پيش از جشنواره تئاتر فجر سال جاري اشاره كرد. چندي پيش هم مرادخاني از رايزني براي احداث سالن ويژه نمايشهاي آييني و سنتي خبر داده بود و اين طور كه معلوم است، ساختمان اداري سنگلج قرار است با هماهنگي شهرداري به سالني براي اجراهاي آئيني بدل شود و از طرف ديگر مرادخاني پيگير مسئله توسعه تماشاخانه سنگلج كه مدتها مطرح شده، بود اما تا به امروز به مرحله اجرا نرسيده، هم هست. پيگيري ماجراي اداره تئاتر هم ديگر اتفاق صد روزه اخير در حوزه تئاتر است؛ ساختمان اداره تئاتر كه دو سالي است به دليل بازسازي و تعمير تعطيل شده و تا به امروز متروكه باقيمانده بود، اين روزها در راستاي بازسازي و احياي دوباره قرار گرفته است. البته اقدامات و اظهارنظرهاي مرادخاني كه بگذريم، مديريت انجمن هنرهاي نمايشي هنوز هم دست مديران دولت قبلي است و تغيير چنداني هم در عملكرد اين انجمن در ماههاي اخير ديده نميشود. اما آنچه از زبان هنرمندان عرصه تئاتر به گوش ميرسد، موج اميدي است كه بر گشوده شدن فضاي تئاتر كشور دارند. اين روزها پاي صحبت هنرمندان عرصه تئاتر كه مينشينيم همه در رؤياي بهبود وضعيت تئاتر در چهار سال آينده به سر ميبرند، اما تا به امروز تغيير چنداني در شرايطشان ايجاد نشده است.
مميزي، كليدواژهاي كه ميتوان تحليل عملكرد دولت يازدهم را در حوزه كتاب با آن آغاز كرد. كتاب، قديميترين و مهمترين كالاي فرهنگي است كه دولتها تلاشهاي مستمري براي ارتقاي جايگاه آن در سطح جامعه داشتهاند. اما هر دولت با سياستهاي مشخصي در حوزه كتاب خود را نسبت به اسلافش متمايز ميكند. دولت دهم در حالي به كار خود پايان داد كه قيمت كاغذ با رشد ناگهاني خود معادلات فرهنگي را به هم ريخت و كتاب را به كالايي لوكس تبديل كرد. برخورد با ناشران متخلف و در رأس آنها نشر چشمه، از جمله اقدامات شاخص دولت پيشين در حوزه كتاب بود؛ اقدامي كه در زمان خود به حد كافي خبرساز شد و زمينه كافي را براي ايجاد يك چالش فرهنگي در دولت جديد به همراه آورد. دولت يازدهم نشان داده است كه از نظر ديدگاه اختلافنظرهاي فاحشي نسبت به دولت دهم دارد. وزارت ارشاد نيز تلاش خود را براي پاك كردن اقدامات وزير قبلي انجام ميدهد به طوري كه جنتي در همان روزهاي ابتدايي انگشت اشاره خود را روي مميزي كتاب گذاشت و خواستار تغيير در روند مميزي كتاب شد. اين تغييرات با پيشنهاد حذف مميزي پيش از نشر آغاز شد و بعد از گذشت چند ماه به درخواست بازگشايي نشر چشمه رسيد. تا به اينجا دولت نشان داده خواستار به حداقل رساندن مميزي است. سياست تسامح دولت، منتقدان سرسختي نيز دارد كه به خوبي به ايرادات قانوني كاهش مميزي واقف هستند. در مورد نشر چشمه نيز افشاگريها درباره محتواي برخي از آثار منتشر شده توسط آن مؤسسه كه حاوي مطالب خلاف اخلاق و شئونات اجتماعي است، فضا را براي مانورهاي بيشتر گرفته است. در اين حالت بهتر است دولت توان خود را در راههايي چون ايجاد زمينه افزايش سرانه مطالعه، نهايي شدن محل دائمي نمايشگاه كتاب و كمك به كاهش آثار زيانبار قيمت بالاي كاغذ صرف كند. كتابخواني هنوز به فرهنگي عمومي تبديل نشده است، نمايشگاه كتاب سالهاست كه مستأجر فصلي مصلاي تهران است و از همه سختتر، تهيه كتابهاي گرانقيمت براي دوستداران مطالعه است. اگر وزير دغدغههاي خود را به جاي تمركز در مميزي صرف اين امور ميكرد، ما اميد بيشتري به آينده داشتيم.