کد خبر: 621543
تاریخ انتشار: ۲۶ آبان ۱۳۹۲ - ۰۸:۵۱
امير كوشا
از روزي كه زلاتان ابراهيموويچ مدعي شد گالا و توپ طلا، نمايشي تبليغاتي بيش نيست و ادعا كرد هزار و يك دست پشت اين انتخابات خوابيده، بيشتر از قبل نگاه‌ها به سوي اين انتخاب بزرگ سالانه بدبينانه شد. آيا براي سپردن توپ طلا به بهترين بازيكن سال، به جز زور اسپانسرهايي مانند نايك و آديداس (كه هر ساله تلاش مي‌كنند بازيكني را كه با آنها قرارداد تجاري و تبليغاتي دارد، بازيكن سال كنند) دست‌هاي ديگري هم در كار است؟
به يك اتفاق قديمي برمي‌گرديم، روزي كه كريس رونالدو به عنوان كاپيتان تيم ملي پرتغال در بازي با تيم رژيم صهيونيستي حاضر به تعويض پيراهن خود با بازيكن حريف نشد. او در پايان بازي در پاسخ به خبرنگار الجزيره كه از او دليل اين بي‌ميلي‌اش را پرسيده بود، گفت: «من پيراهن كشوري را كه خون مردم ديگري به آن آغشته است، قبول نمي‌كنم. . . » و بعد وقتي همان خبرنگار از او پرسيد كه شما فكر مي‌كنيد امروز در كجا با اسرائيل بازي كرديد، گفت: «مسلماً در خاك فلسطين» از همان روزها نگاه‌ها به سوي رونالدو از سوي مرداني كه در فيفا مدعي جدايي ورزش از سياست هستند تغيير كرد تا جايي كه او در اوج بازيگري‌اش از توپ طلا دور ماند و اين افتخار به مسي رسيد و امسال ريبري به عنوان گزينه اصلي معرفي شد. از سويي ديگر هم مي‌توان اظهار نظر اخير رئيس فيفا را ديد كه برخلاف هميشه سعي كرد بدون هيچ پرده‌اي و به صراحت مدعي شود كه بين مسي و رونالدو به مسي رأي مي‌دهد و علاقه‌اي به بازي رونالدو ندارد.
داستان برخورد با فردريك كانوته كه در فصل 2007 - 2006 و در اوج حملات صهيونيست‌ها به نوار غزه، پس از گلزني در لاليگا پيراهن خود را بالا زد و نام «فلسطين» را كه روي زيرپيراهنش نوشته بود به دوربين‌ها نشان داد،  فراموش نشده است. او بلافاصله از سوي اتحاديه فوتبال اسپانيا و با دستور فيفا به جريمه نقدي و محروميت محكوم شد. سؤال اينجا بود كه اگر همين بازيكن زير پيراهنش واژه «اسرائيل» را مي‌نوشت هم محكوميتي را به چشم مي‌ديد؟
اتفاقاتي از اين دست كم نيست. سام آلاردايس از سال 1999 به عنوان سرمربي در بولتون زندگي تازه مربيگري‌اش را آغاز كرد. در سال 2006 و در حالي كه مديران بولتون مي‌خواستند قرارداد او را سه سال ديگر تمديد كنند، يك اتفاق در رختكن و فحاشي او به دو بازيكن اسرائيلي و استعاره گرفتن از ايران به عنوان كشوري كه مردمش محق هستند هر بلايي بر سر شما بياورند، او را ناگهان با در خروج باشگاه روبه‌رو كرد. درحالي كه حرف‌هاي تند آلاردايس صرفاً در پس يك شكست و بر اساس نتيجه تلخ تيمش بود، اما لابي بازيكنان مغضوب قدرتمندتر بود. تا جايي كه آلاردايسي كه درخشان‌ترين نتايج تاريخ بولتون را با اين تيم گرفته بود از باشگاه رفت و دستيار او سمي لي روي نيمكت نشست!
نمونه‌هايي ديگر هم مي‌توان يافت؛ نمونه‌هايي كه نشان مي‌دهد چندان هم فدراسيون جهاني و تمامي نهادهاي زيرمجموعه‌اش (از كنفدراسيون‌ها گرفته تا فدراسيون‌ها، باشگاه‌ها و. . . ) خود را از سياست جدا نكرده‌اند. همين امروز مي‌توان منتظر توپ طلايي نشست كه بي‌ترديد كسي بيش از كريس رونالدو براي به دست آوردنش محق نيست؛ بازيكني كه در سال 2013 موفق به زدن 68 گل شده و البته هم براي رئال مادريد و هم براي تيم ملي پرتغال نمايشي ماندگار به جاي گذاشته است. چه كسي بيشتر از او مي‌تواند لايق اين عنوان باشد؟ ريبري يا مسي؟ انتخاب البته هم به دست اسپانسرهاست و هم لابي‌هاي سياسي و قدرت‌هايي كه اجازه ندهند هر صدايي در جهان بپيچد! صدايي كه شايد باب ميل بالا‌دستي‌ها نباشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار