اول: اتحاديه اروپا روز جمعه گذشته تحريمهاي وضعشده عليه هفت بانك و ديگر نهادهاي بازرگاني ايران را كه يك دادگاه اروپايي در ماه سپتامبر (شهريور ماه) لغو كرده بود، دوباره تمديد كرد. خبرگزاري فرانسه در گزارشي به نقل از يك منبع ديپلماتيك مدعي ميشود كه اين اقدام، پاسخي به مقتضيات قانوني در ارتباط با طرفهاي تحريمشده بود و به سياست اتحاديه اروپا نسبت به پرونده اتمي ايران مربوط نميشود.
دوم: روز گذشته نخستوزير انگليس گفت كه سياست ما در قبال ايران هم افزايش فشار از طريق شديدترين تحريمهاي تاريخي است و هم مذاكره سياسي جدي با ايران، تحريمها به قوت خود باقي است، هرگز اين وهم را براي كسي قابل تصور هم نميكنيم كه تحريمها كاهش يابد.
سوم: در نشست دوم ژنو نيز در حالي كه مذاكرات 1+5 با ايران به توافق نزديك ميشد وزير امور خارجه فرانسه با ورود شتابزده به محل مذاكرات و ادعاي اينكه در اين توافقات چند نكته وجود دارد كه رضايت خاطر ما را فراهم نميكند، از امضاي توافقنامه توسط اعضاي گروه جلوگيري كرد و تصميمگيري به نشست بعدي موكول شد.
چهارم: در روزهاي اخير و در آستانه نشست سوم ژنو در حالي كه كنگره و كاخ سفيد بازي دوگانه چماق و هويج را تكرار كرده و كنگره قصد تصويب تحريمهاي جديد را داشت، اوباما با اطمينان بخشي به كنگره كه در مذاكرات هسته اصلي تحريمها نظير تحريمهاي نفتي، بانكي و مالي باقي ميماند، با اعلام اين نگراني كه تحريمهاي جديد ميتواند توافق اتمي با ايران را پس بزند، كنگره را از اين اقدام بر حذر داشته و جان كري در توضيح اين توصيه اوباما ميگويد كه ممكن است تنها پنج درصد در رفع تحريمهاي ايران و آن هم از طريق آزادسازي بخشي از پولهاي بلوكه شده ايران گشايشي ايجاد شود، عملاً پيشبيني ميكند كه بعد از توافق ايران با گروه 1+5 در نشست سوم ژنو، قرار نيست اتفاق قابل توجهي به نفع ايران به وقوع بپيوندد.
اكنون با اين اظهارات صريح و اقدامات عملي اروپاييها و امريكاييها كه در واقع طرفهاي اصلي ايران در مذاكرات ژنو هستند، اين سؤال اساسي مطرح ميشود كه ما به ازاي اين گشايش كه بر اساس محاسبات دقيق كمتر از پنجدرصد است، چيست. اين در حالي است كه طي چند ماه اخير (در دوران دولت يازدهم) و بر اساس گزارش آژانس انرژي هستهاي، ايران با محدود كردن برخي از فعاليتهاي هستهاي خود عملاً ما به ازاي اين پنج درصد را پرداخت كرده است، به ويژه آنكه آلن اير، سخنگوي وزارت خارجه امريكا هم يك دستاورد مهم ديپلماسي اخير ايران را اين دانسته بود كه با توجه به گفتوگوي تلفني رؤساي جمهوري ايران و امريكا و دو دور مذاكره وزراي خارجه دو كشور، تابوي مذاكره بين ايران و امريكا شكسته شده است. فارغ از بعد عمليات رواني دستگاههاي رسانهاي غرب براي تضعيف روحيه تيم مذاكره كننده هستهاي ايران در آستانه دور سوم مذاكرات، از هم اكنون ميتوان پيشبيني كرد كه دور سوم هم نتيجهاي همانند دور دوم خواهد داشت، مگر اينكه مسئولان اجرايي كشور و به ويژه تيم مذاكرهكننده ايراني، مبتني بر ظرفيتها و مؤلفههاي درونزاي اقتدار ملي، در نوع نگاه خود به اين مذاكرات و نحوه مواجهه و گفتمان خود در آستانه مذاكرات و در طول آن تحولي اساسي ايجاد و نظام سلطه را از ادامه اين بازي فريبكارانه نااميد كنند، چرا كه مردم ايران به عنوان صاحبان اصلي اين كشور، مبتني بر آرزوهاي حضرت امام (ره) و تجربه سي و چند ساله انقلاب اسلامي آموختهاند كه تنها از موضع عزت و اقتدار ميتوانند حقوق خود را احيا و اقتدار خود را تثبيت كنند و صحنه كنوني نيز يكي از آن عرصههايي است كه تنها با اين موضع ميتوان از آن عبور كرد.
چه زيبا فرمودند رهبر معظم انقلاب كه مذاكرات اگر هيچ نتيجهاي نداشته باشد ظرفيت فكري ملت ايران را افزايش ميدهد.