زهرا چيذري | يك سالي ميشد كه براي به دست آوردن يك صندلي در دانشگاه تمام هم و غمش را صرف كرده بود و حالا وقتش بود تا ميوه اين همه تلاش را بچيند. حالا كه مدتي است مدرك كارشناسياش را گرفته و در بازار كار براي پيدا كردن يك شغل مناسب يا به عبارت بهتر يك محيط كاري مناسب و امن براي يك دختر جوان ميگردد، گاهي حسرت انتخابهايي را ميخورد كه پيش از قبولي در دانشگاه پيش رويش قرار گرفته بود. خواستگاراني كه گاه و بيگاه در خانهشان ميآمدند اما چه خودش و چه پدر و مادرش به اين بهانه كه او ميخواهد درس بخواند اين موقعيتهاي زندگي آيندهاش را از پيش پا برداشته بودند.
بازار كار يا دالان سياهي كه آن سويش معلوم نيست
به تركيب قبولي دختران و پسران در كنكور كه نگاه ميكنيد درمييابيد اين روزها تعداد دختران تحصيلكرده نسبت به پسران تحصيلكرده بسيار بالاتر است. روي ديگر اين سكه اما فارغالتحصيلاني است كه با انگيزه اشتغال بهتر وارد دانشگاه شدهاند اما حالا كه به مرور حجم گستردهاي از اين دختران متخصص به جامعه وارد ميشوند، بازار كار مناسبي در انتظارشان نيست و اين يعني يا بايد با تخصص و مدارك عالي خانهنشين شوند يا وارد بخشهاي خصوصي و شركتهاي كوچكي شوند كه خيلي وقتها فقط و فقط روي كاغذ ثبت شدهاند و اين ثبت كاغذي براي آن است كه در دنياي حقيقي دامهايي بر سر راه اين دختران جوان، تحصيلكرده و تشنه اشتغال و استقلال درآمدي و اقتصادي نشسته و گاهي وقتها آنان را در راهي تاريك و بيبازگشت ميكشاند. هر چند اين مسئله درباره دختران جوان و جوياي كاري كه تحصيلكرده هم نيستند بسيار حساستر است.
آگهيهايي براي استخدام منشي يا بازيگر
اگر سري به آگهيهاي استخدام روزنامهها بزنيد و به سراغ بخش آگهيهاي استخدام برويد، بيترديد تنها در بخشهايي كه تعداد فراواني آگهي وجود دارد، بخش استخدام منشي است. البته در اين ميان دقت به متن آگهيها شما را متوجه وضعيت شركتي كه قرار است در آنجا استخدام شويد، خواهد كرد. سن و سال و حتي ظاهر آراسته شما يكي از اصليترين اولويتهايي است كه حتي در آگهي استخدام هم قيد شده است. علاوه بر اين بعيد به نظر ميرسد يك دختر محجبه بتواند در چنين شركتهايي براي خودش كاري دست و پا كند. اين موضوع هر چند چالشي قديمي است اما همچنان ادامه دارد آن هم در شرايطي كه سبك زندگي جديد تحميل شده به جامعه امروز ما، به زنان و دختران جوان اينگونه القا كرده كه آنها الزاماً بايد براي حضور اجتماعي به سراغ بازار كار بروند حتي اگر اين كار كردن به قيمت گزاف از دست دادن آرامش و امنيت تمام شود.
تك فرزنداني كه مادرشان شاغل است
بازار كار كشورمان براي بانوان آنچنان كه بايد و شايد امن نيست؛ اين واقعيتي است كه بسياري از مسئولان نيز به آن اذعان دارند با وجود اين نه براي اشتغال اين دختران جوان برنامهريزي دارند و نه براي نظارت بر محيطهاي كاري و شركتهاي خصوصي.
چالشهاي اشتغال زنان و دختران در جامعه اما به همين موارد ختم نميشود و يكي از دلايل اصلي غلبه نگاه تك فرزندي، تجرد قطعي برخي از دختران شاغل، پارهاي اختلافات زناشويي و حتي بحثهاي جمعيتي در جامعه از جمله مواردي است كه همه و همه به بحث اشتغال بازميگردد. بسياري از بانوان شاغل از ترس آنكه شغلشان را از دست ندهند ناگزيرند فرزندآوري را به تأخير بيندازند يا فقط و فقط به داشتن يك فرزند اكتفا كنند كه آن يك فرزند نيز معمولاً يا به مهد كودك سپرده ميشود يا پدر بزرگ و مادربزرگ مسئوليت بزرگ كردنش را به عهده ميگيرند.
دولت به ميدان بيايد
بيترديد نميتوان زنان را از گردونه كار و فعاليتهاي اجتماعي حذف كرد اما يك واقعيت غير قابل انكار ديگر هم وجود دارد و آن فراهم كردن محيط مناسب براي اشتغال زنان و دختراني است كه با تحصيلات دانشگاهي و كسب مهارت تواناييهايشان افزايش يافته است و اين افزايش توانايي به معناي افزايش توقعاتشان از جامعهاي است كه براي ساختن آن كمر همت بستهاند اما اين بانوان هم به طور فطري حق ازدواج دارند، حق دارند مادر شوند و خودشان مسير زندگي خود را به درستي انتخاب كنند.
اين وظيفه دولت است كه با تصويب قوانيني با ضمانت اجرايي بالا و اجراي قوانيني كه پيش از اين به تصويب رسيده محيطهاي كار را امن كند و از ظرفيت زنان توانا و تحصيلكرده نيز براي چرخاندن چرخهاي جامعه بهره بگيرد چه با دوركاري يا مشاغل خانگي باشد چه با نظارت و برقراري امنيت در محيطهاي كاري. اين گوي و اين ميدان، جامعه چشمانتظار است.