
تلخ مينمايد اما بايد پذيرفت كه رفرميسم داخلي آرامآرام در حال برگشت به قدرت است و اين حركت خزنده و مرموزانه را نه چشمان بيدار جامعه آنطور كه بايد ميبيند و نه ساكتين و مردودين گردنههاي مختلف انقلاب.
بايد اذعان كرد اگر تحركات زيرپوستي و گاه علني ملازمان اصلاحات كه اكنون در مرحله هشدار است، جدي گرفته نشود، بايد منتظر آشوبهاي خياباني، اردوكشيهاي ميداني و درگيريهاي غيرانساني در خيابانها وكوچههاي شهرمان باشيم.
بايد منتظر باشيم يك بار ديگر دگرانديشان در حوزه انقلاب و مذهب، به هر آنچه دستاورد اسلام و انقلاب است حمله كرده و براندازي نظام را به فاز عملياتي بكشانند.
انتخابات يازدهم و سوداي بازگشت به قدرتدرست از زماني كه رئيسجمهوري دكتر روحاني براي چهار سال آينده مسجل شد، بازي «برگشت به قدرت» طيف تجديدنظرطلب هم شكل تازهاي به خود گرفت.
پدرخواندههاي اين جريان در گام نخست، نامزد اختصاصي خود را كه در خوشبينانهترين حالت صاحب هفت درصد آرا بود، براي وامدار كردن دكتر روحاني به كنارهگيري ملزم كردند تا هم پايگاه ضعيف اجتماعي خود را به جهت حفظ آبرو نمايان نكرده و هم بتوانند در صورت موفقيت حسن روحاني در انتخابات از كابينه يازدهم سهمخواهي كنند.
اين اتفاق افتاد، حسن روحاني موفق به كسب كرسي رياست جمهوري شد، يعني هم اصلاحطلبان حفظ آبرو كردند و نامزد اختصاصي هفت درصديشان را با تبختر و تفاخر مجبور به كنارهگيري كردند و هم توانستند از رئيس دولت يازدهم سهمخواهي كنند اما بخش اعظم كار پدرخواندههاي اين جريان بعد از موفقيت رسمي دكتر روحاني كليد خورد؛جايي كه موفقيت حسن روحاني، پيروزي گفتمان اصلاحطلبي و اقبال عمومي جامعه به اين گفتمان ضرب شد و سپس تلاش شد براي نفوذ و ورود به وزارتخانههاي مهم و استراتژيك با بهرهگيري از فرايند رواني- رسانهاي تيم تصميمگير دولت را تحت تأثير القائات خود قرار دهند.
در مرحله بعد تئوريسينهاي اين طيف كه همفكران خود را در لايههاي پنهاني وزارتخانههاي مهم نفوذ داده تلاش دارند زمينه موفقيت واقعي و نه پوشالي پدرخواندههاي خود را فراهم كرده و استارت برگشت رسمي تجديدنظرطلبان به قدرت را فراهم كنند.
اما در فرايندي ديگر شخصيتها و رسانههاي اين جريان وظايف مدون و مشخصشدهاي راهم بر عهده دارند كه در ادامه اجمالاً به آن اشاره ميكنيم.
نقش پررنگ روزنامههاي زنجيرهاي در پيشبرد سناريوهاسالهاست كه رسانههاي جريان اصلاحات به صورت هدفمند و مشترك از اصولي نانوشته پيروي ميكنند تا بتوانند پروژههاي سياسي پدرخواندههاي جريان خود را به مرحله اجرا نزديك كنند و آنچنان اين اصول ديكته شده - رهبران تئوريك اين جريان- در روح و جان رسانههايشان نهادينه شده كه ديگر نيازي نيست كه پس از هر رويداد سياسي- اجتماعي در فضاي كشور، تيترهاي اصلي صفحات خبري يا محور مصاحبههاي روزنامهها به فعالان رسانههايشان يادآوري شود.
نگاهي گذرا به صفحات رسانههاي مكتوب جريان تجديدنظرطلب در طول سه ماه اخير، به خوبي بخشي از اصول ديكتهشده اتاقهاي فكر جريان اصلاحات را به رسانههاي گروهيشان نشان ميدهد، به طوري كه پروسههايي نظير«مصادره موفقيت دكتر روحاني به نام اصلاحات»، «سهمخواهي از كابينه دولت يازدهم»، «تطهير رهبران شهرآشوب88 و به تبع آن تحت فشار قرار دادن روحاني براي آزادي زندانيان سياسي» از جمله دستور كارهايي بوده كه پدرخواندههاي اين جريان براي رسانههاي خود درنظر گرفتهاند.
به فاصله دو ماه از موفقيت دكتر روحاني در انتخابات و بلافاصله پس از گرفتن رأي اعتماد 15نفر از اعضاي كابينه دولت، اين بار تئوريسينهاي اين جناح سعي كردهاند فشار رسانهاي- رواني خود را روي مجلس نهم متمركز كنند و اهداف ميانمدت و درازمدت خود را از اين مسير ميسر كنند.
بعد عنوان شده از كار عملياتي براي جريان اصلاحات نقش حياتي دارد و ميتواند سوداي چندساله به قدرت برگشتن آنها را به واقعيت نزديكتر كند.
پايلوت يا پيشنويس سناريوي مورد اشاره هواخواهان داخلي ليبراليسم در چند فاز عملياتي تدوين شده و مقدمه پيادهسازي آن را در تيترهاي پرشمار و متراكم يك هفته اخير روزنامههاي زنجيرهاي ميتوان به وضوح ديد.
«رأي اعتماد و عملكرد تندروهاي مجلس»، «دولت اعتدال در چالش با افراطيون»، «عقلاي مجلس بيشتر به فكر افراطيون باشند»، «پخش شبنامه تندروها، درصحن در شأن مجلس نبود» و «شبنامه تندروها كار دست نجفي داد » اينها تنها بخشي از تيترهايي است كه با محوريت «افراطي» ناميدن بخش قابل توجهي از نمايندگان مجلس روي صفحههاي خبري رسانههاي اين جريان نقش بسته است.
مقدمه اين طرح كه همان «اصرار» و «تكرار» گزاره «افراط» از رسانههاي اين جريان براي بخشي از منتخبان مردم در مجلس است، پرده از روي هدفگذاري سه ساله نظريهپردازان اين جرگه براي «بازگشت رسمي اصلاحات به حاكميت» برميدارد.
تخريب علني مجلس نهم روزگذشته هم رسانههاي اين جريان با واكنش نسبت به عدم رأي اعتماد مجلس به گزينه پيشنهادي وزير ورزش، اختلافافكني بين قوه مجريه و قوه مقننه و همچنين تخريب مجلس نهم را به صورت همزمان با انتخاب تيترهايي جهتدار نظير «رأي اعتماد نميدهند تا با دولت كشتي بگيرند»، «تعامل مجلس با دولت پاييزي است»، «قفل بهارستاني بر سئول»، «رأي عدم اعتماد مجلس مزد ديپلماسي دولت؟»، «ناسازگاري مجلس با دولت»، «هتتريك بياعتمادي مجلس»، «ابهام در رويكرد مجلس به دولت»و«مجلس دولت را تحت فشار قرار داده است» به فاز عملياتي سوق ميدهد اما سؤال اساسي اين است كه رسانههاي جمعي وابسته به تجديدنظرطلبان درشرايط كنوني چگونه ميتوانند نقش خود را جهت تئوريهاي نظريهپردازان خود به خوبي ايفا كنند.
نقش رسانههاي زنجيرهاي در پيادهسازي تئوري سعيد حجاريان
يادمان نرفته كه با گذشت كمتر از يك سال از حاكميت جناح چپ بر قوه مجريه، سعيد حجاريان تئوريسين اين جناح در گفتوگويي با روزنامه ايران، فتح سنگر به سنگر را به عنوان راهبرد جبهه دوم خرداد اعلام كرد.
حجاريان با بيان اينكه دوم خرداد سنگر و جبهه مردمسالاري را تا حدود زيادي در خاك حريف به پيش برده و در افق بسيار بالايي خط جبهه را ترسيم كرده است، گفت: نخستين وظيفه ما مثل هر استراتژيست نظامي اين است كه با ايجاد سنگرهاي مستحكم مانع تك و پيشروي حريف شويم و همچنين خطوط تداركاتي، لجستيك و مواصلاتي را تقويت كنيم تا اجازه ندهيم به سنگرهايمان حمله شود. تنها سلاح در نبرد سياسي، «گرفتن كرسي در مجلس و دولت» است.
رشد قارچگونه رسانههاي زنجيرهاي چه پيامي دارد؟مرور عملكرد روزنامههاي زنجيرهاي دوره اصلاحات كه در عمل بيشترين تأثيرگذاري را از احزاب مجاهدين و مشاركت ميپذيرفتند هم دلايل رشد قارچگونه رسانههاي وابسته به اين طيف را در طول دو ماه اخير مشخص ميكند هم ميزان تأثيرگذاري اين جريان را در پيشبرد طراحيهاي نظريهپردازان اين جريان نمايان ميكند.
با روي كار آمدن دولت يازدهم و دورخيز اصلاحطلبان براي فتح مجلس، فعاليت قارچگونه نشريات زنجيرهاي آغاز شده است و هر روز بر تعداد آن افزوده ميشود.
چندي پيش روزنامه «نشاط» كه از نشريات توقيف شده ايام اصلاحات بود با مديريت شمسالواعظين از هفته اول آبان فعاليت خود را آغاز كرده است. يكي از سايتهاي خبري در اين زمينه مدعي شد: شنيدهها حاكي است، شمسالواعظين از مسعود بهنود (مفسر مطبوعاتي بيبيسي فارسي) براي بازگشت به ايران براي همكاري با نشاط دعوت كرده است.
همچنين تيم مطبوعاتي كرباسچي نيز فعاليت جدي خود را با انتشار مجدد روزنامه «هم ميهن» از سر گرفته است. دوره جديد انتشار روزنامه همميهن با صاحب امتيازي و مديرمسئولي غلامحسين كرباسچي و سردبيري محمد قوچاني از شنبه چهارم آبان آغاز شد.
تاكنون نزديك به 20 مجوز نشريه و روزنامه توسط برخي جريانات از سوي ارشاد اخذ شده است تا در صورت توقيف هركدام از نشريات، نشريه جديد به سرعت فعاليت خود را آغاز كند اما نكته جالب توجه آن است كه اين شروع همزمان نشريات ميتواند يادآور خاطرات دوران اصلاحطلبان باشد. در ايام اصلاحات نيز پس از توقيف هر روزنامه، روزنامهاي با نام جديد و تيم قبلي جاي آن را پر ميكرد؛ نكتهاي كه ميتواند در اين ايام نيز دوباره تكرار گردد.
روزنامههاي زنجيرهاي و ايدههاي براندازانهمرور صفحات روزنامههاي زنجيرهاي در طول سالهاي 76تا84 به نقشآفريني پررنگ اين ارگانهاي مطبوعاتي در پيشبرد تئوريهاي پدرخواندهشان نظير«ايجاد دوقطبي شديد در حاكميت سياسي»، «مرعوب و منفعل كردن دستگاههاي انتظامي، امنيتي و سپاه پاسداران»، «بياعتماد كردن مردم نسبت به كارگزاران اصلي نظام»، «حمله به باورهاي اعتقادي و مذهبي جامعه» و در پايان «براندازي رسمي و بعد از آن قانوني نظام» را آشكار ميكند.
به عنوان نمونه سال76 روزنامه جامعه با حركت ذيل تئوري«مرعوب و منفعل كردن دستگاههاي انتظامي، امنيتي و سپاه پاسداران» به مديريت حميدرضا جلايي پور و محسن سازگارا، پس از تحريف سخنان رحيم صفوي فرمانده سپاه پاسداران در حملاتي بيسابقه او را با پل پوت(خونآشام كامبوج) و صدام مقايسه كردند! در يك حمله مشكوك به عبدالله نوري و عطاءالله مهاجراني در نماز جمعه تهران، خاتمي دستور ايجاد كميتهاي ويژه را داد و تعدادي از عناصر حزباللهي چند روز بازداشت شدند.
اهداف امروزي روزنامههاي زنجيرهايايجاد اصطكاك بين قوا از اهداف قديمي جريان مخالف گفتمان انقلاب اسلامي بوده، به گونهاي كه هميشه سعي شده برخلاف مصالح و منافع نظام، قواي سهگانه رودرروي هم قرار بگيرند و از اين طريق فرصتي براي پيگيري اهداف خاص جريان متبوعشان دست دهد.
برجسته كردن اختلافنظرهاي عادي بين مسئولان دولت و منتخبان ملت در روزهاي اخير در مباحثي مانند دادن رأي اعتماد به وزير ورزش، گوياي اين نكته است كه اين جريان رسانهاي تلاش دارد موضوعات فرعي و دسته چندم را به چالشي بين اعضاي دو قوه مقننه و مجريه تبديل كند.
اما راه تحقق اين هدف را پدرخواندههاي اين جريان به اين شكل تعريف نمودهاند: 1- با برجسته كردن مخالفتهاي نمايندگان اصولگراي مجلس با برخي از وزراي پيشنهادي، اينگونه وانمود كنند كه «مهمترين دستانداز در مسير تحقق وعدههاي دكتر روحاني به مردم، رفتار و عملكرد اصولگرايان مجلس است» تا اگر دولت اعتدالگرا در طول سالهاي آتي نتوانست به آنچه وعده داده عمل كند، تقصير را بر گردن مجلس نهم و نمايندگان ملت بيندازند و از بار مسئوليت و پاسخگويي شانه خالي كنند.
2- تبليغات گسترده رسانهاي براي تخريب وجهه نمايندگان انقلابي مجلس در درازمدت اين توقع را در بين عموم جامعه بهوجود ميآورد كه بايد مجلسي در سه سال آينده روي كار بيايد كه با اهداف و گفتمان دولت يازدهم همپوشاني و همافزايي داشته باشد تا وقت كمتري از دولت صرف تعارض با نمايندگان ملت شود.
3- تكرار كليدواژههايي در جهت تخريب مجلس، في نفسه اين شائبه را براي جامعه بهوجود ميآورد كه نمايندگان كنوني مجلس توانايي، كارآمدي و شايستگي لازم را براي پيگيري مطالبات مردم ندارند و بهتر است جريان رقيب طيف حاكم بر مجلس به جاي اين افراد انتخاب شوند، پس تخريب و هجمه به نمايندگان فعلي منفعت بزرگتري به نام رويگرداني مردم از اصولگرايان و توجه به جريان اصلاحات را به همراه خواهد داشت و اين يعني همان برگشت رسمي به قدرت.
4- البته شركت در آوردگاه انتخابات96 با يك نامزد مستقل از سوي اصلاحطلبان را هم ميتوان به اين پازل اضافه كرد چراكه يكي از چهرههاي اصلي اين جريان در هفته گذشته ابراز ميكند: «پيشبيني من اين است كه دولت روحاني دولت چهار ساله است.»