يك دور ديگر از مذاكرات ايران با 1+5 در ژنو برگزار شد و همانطوري كه گفته شده، مخالفخوانيهاي تيم ديپلماتيك فرانسه، يكي از دلايل به دست نيامدن توافق مورد انتظار بود. شايد رفتار دولت فرانسه در متن مذاكرات هستهاي ايران با 1+5 طي سالهاي اخير كمي عجيب به نظر برسد، ولي براي كساني كه پرونده مذاكرات هسته طي 12 سال گذشته را دست كم از حاشيه زير نظر داشتهاند، دولت فرانسه رفتار چندان عجيب و غريبي از خود بروز نداده است. درگير شدن شمار زيادي از بازيگران بينالمللي باعث شده كه مذاكرات هستهاي ايران در بزنگاههاي حساس، شاهد رفتارهايي ظاهراً غيرقابل پيشبيني باشد كه با دقت بيشتر، ميتوان از زير و بم آنها مطلع شد. منتقل شدن نقطه ثقل اتكاي دولت جديد از روسيه و چين به مذاكره مستقيم به اروپا و امريكا، بروز چنين كشمكشهايي را قابل پيشبيني و در عين حال، گريزناپذير كرده است.
بروز چنين كشمكشهايي در داخل تيم اروپايي و بين اين تيم با طرف امريكايي غيرمنتظره نيست. ضمن اينكه پكن و مسكو از اين به بعد، رفتار مذاكراتي ايران با ديگر اعضاي 1+5 را با حساسيت بيشتري دنبال خواهند كرد. احتمالاً حضور ديرهنگام روسها و چينيها در ژنو و حضور چين در سطح معاون وزير، از اولين بازتابهاي نمايان شرايط جديد است.
رفتار فرانسه در مذاكرات اخير را نبايد فقط در متن مذاكرات ايران با 1+5 تفسير و تحليل كنيم، بلكه اين رفتار نتيجه دگرگونيهاي گستردهتري است كه در سطح مناسبات قدرتهاي بزرگ در حال وقوع است. صرفنظر از سازهاي دوگلي كمرنگ شدهاي كه همچنان از كاخ اليزه به گوش ميرسد، تجربه سالهاي اخير نشان ميدهد كه اسرائيليها هرگاه با طرف امريكايي دچار كشمكش شدهاند، فرانسه پناهگاه مناسبي براي نيش زدن آنها به سياستهاي امريكايي بوده است.
نبايد در مورد سطح تنش در مناسبات رژيم صهيونيستي با امريكا اغراق كرد، اما نميتوان از اين نكته قابل توجه چشم پوشيد كه سطح تنش مناسبات تل آويو- واشنگتن در دوران پنج ساله اوباما، كم سابقه است. اعلان استراتژي كوچ شرقي امريكا از خاورميانه، هرچند هنوز به طور جدي در محاسبات آني و كوتاه مدت تصميمسازان سياست خارجي در واشنگتن وارد نشده، ولي از همين حالا اسرائيليها را به شدت نگران كرده است. اينكه مقامهاي ارشد رژيم صهيونيستي طي ماههاي اخير پي در پي بر خوداتكايي امنيتي در خاورميانه تأكيد ميكنند، بازتاب همين نگراني است. انصراف امريكا از اقدام نظامي عليه دولت سوريه در حالي كه همه نشانهها حاكي از نهايي شدن تصميم اقدام نظامي بود، اسرائيليها را بيش از هر موقع ديگري نگران كرد. نگراني تلآويو فقط به باقي ماندن اسد در رأس هرم قدرت در سوريه مربوط نبود و نيست، بلكه اسرائيليها نگران اين هستند كه آيا ممكن است دولت امريكا چنين رفتار نامطمئني را در سناريوهاي حساستر مرتبط با امنيت فوري اسرائيل هم تكرار كند؟
فرانسه به يمن حضور لابي قدرتمند يهودي، طي سالهاي اخير رفتارهاي باثباتتري در قبال طرف اسرائيلي نشان داده است. همين دوسال قبل بود كه بنيامين نتانياهو بعد از نشست پرتنش خود در مورد روند صلح خاورميانه در كاخ سفيد، ترجيح داد قبل از بازگشت به تلآويو، به پاريس سفر كند. كم نيستند كساني كه رفتار تيم فرانسوي درجريان مذاكرات اخير با 1+5 را در چارچوب بازي «پليس خوب، پليس بد» با امريكا تحليل و تفسير ميكنند. اين ممكن است به عنوان بخشي از ماجرا قابل توجه باشد، ولي تحليل رفتار دولت فرانسه در سطح گستردهتر، به ما ميگويد كه چشم بر روي اختلافات قابل توجه داخل 1+5 نبنديم.
1+5 سروديكپارچگي در مقابل ايران سر ميدهد، ولي نه تنها شرايط جديد، بلكه تجربه تاريخي به ما ميگويد كه اعتقاد به يكدستي 1+5 و حتي يكپارچگي داخل اروپا، سادهلوحي است. در اوت سال 2010، شرايطي به وجود آمد كه تهران در آن حاضر شد 1200 كيلوگرم سوخت كمتر غنيسازي شده را به خارج از مرزهايش منتقل كند. قرار اين بود كه فرانسويها، بعد از تبديل آن به ميله سوختي، آن را براي استفادههاي صلحآميز به تهران برگردانند. هرچند به دلايلي كه تاريخ آن را روشنتر خواهد كرد، اين توافق پا نگرفت، ولي فرانسويها از آن توافق سرخوش بودند، چون در آن سهمي داشتند و برعكس، روسها رضايت چنداني از آن نداشتند. حالا شرايط برعكس شده و اگر گزارشهاي غيررسمي درست باشد، بحث تشكيل كنسرسيوم غنيسازي در مراحل بعدي مطرح شده است. كنسرسيوم، يعني برآورده شدن بخشي از منافع روسها. ظاهراً در اين بين، فرانسويها نصيبي نگرفتهاند.