كاش به پيشنهاد او جواب مثبت نميدادم. اين حرف زن جواني است كه بعد از آشنايي با پسري جوان، بدون رضايت خانوادهاش با او ازدواج كرد.
به گزارش خبرنگار ما، شامگاه شنبه 18 آبان ماه ساكنان ساختماني در شمال تهران وقتي فريادهاي كمكخواهي زن همسايه را شنيدند به كمكش شتافتند. همسايهها وقتي ديدند مرد همسايه قصد دارد زنش را از پنجره خانهاش در طبقه سوم به پايين پرت كند به پليس خبر دادند. مأموران پليس بلافاصله در محل حاضر شدند و متهم را دستگير كردند. صبح ديروز زن جوان به شعبه سوم دادسراي شميرانات رفت و از شوهرش به اتهام ضرب و جرح و شروع به قتل شكايت كرد. وي در توضيح ماجرا گفت: چهار سال پيش وقتي براي خريد لباس به فروشگاهي رفتم با سهراب كه فروشنده بود آشنا شدم. او به من ابراز علاقه كرد و مدعي بود كه مرا دوست دارد. ارتباط ما ادامه داشت تا اينكه سهراب به جرم سرقت به زندان افتاد. بعد از آن گاهي براي ملاقاتش به زندان ميرفتم. يك روز كه به ملاقاتش رفته بودم از من خواستگاري كرد و وقتي آزاد شد با هم ازدواج كرديم. ابتدا زندگي خوبي داشتيم اما كم كم زندگي ما تلخ شد. سهراب بيكار بود و اوقاتش را با رفيقبازي ميگذراند اما چون خودم او را انتخاب كرده بودم اين سختيها را تحمل ميكردم. تااينكه او معتاد به شيشه شد. بعد از اين زندگي ما روز به روز سياهتر شد به طوري كه تمام آن آرزوهاي عاشقانه به نفرت تبديل شد. وي ادامه داد: در اين مدت شوهرم مرا به شدت كتك ميزد و از ترس جرئت اعتراض نداشتم. از طرف ديگر پدر و مادرم كه با اين ازدواج مخالف بودند باعث شد تا درباره اختلافم با سهراب چيزي نگويم. زندگي ما به سختي ميگذشت تا اينكه ديشب شوهرم وقتي به خانه آمد متوجه شدم شيشه مصرف كرده است. او در توهم شيشه با من درگير شد و مرا به شدت كتك زد. او پنجره را باز كرد و مرا گرفت تا از پنجره خانهمان به پايين پرتاب كند. هر چه قدر تلاش كردم تا از دستش خلاص شوم نتوانستم تا اينكه با فرياد از همسايهها كمك خواستم. همسايهها وقتي صداي مرا شنيدند به كمكم آمدند و شوهرم از ترس مرا رها كرد. اگر همسايهها نبودند او مرا از پنجره به پايين پرتاب ميكرد. متهم هم در بازجوييها مقابل قاضي پرونده با اظهار پشيماني گفت: من در توهم شيشه دست به اين كار زدم و اميدوارم همسرم مرا ببخشد. در پايان مرد شيشهاي به اتهام ضرب و جرح و شروع به قتل توسط قاضي بازداشت و روانه بازداشتگاه شد.