سپ بلاتر، رئيس فدراسيون بينالمللي فوتبال آمد و رفت، بلافاصله پس از رفتن او بسياري فراموش كردند كه اصلاً نفر اول فوتبال دنيا براي چه به ايران آمده بود.
امروز خيليها سينه جلو ميدهند و صدا در گلو مياندازند و مثل قبل انتقاد ميكنند از همه چيز، از لحظه ورود بلاتر تا زمان رفتنش خيليها ايرادهاي آنچناني ميگيرند كه بله نتوانستيم آن طور كه بايد و شايد با او ارتباط برقرار كنيم و چه و چه را نگرفتيم و نگفتيم، خيليها مسئولان فدراسيون را به دروغگويي متهم ميكنند كه در بيان آنچه در ديدارهايشان با بلاتر گذشته صادق نيستند و دروغ تحويل مردم و رسانهها ميدهند. خيليها هم كه ظاهراً و بنا به هر دليلي از قافله همراهي با بلاتر جا ماندهاند برنامهريزان را متهم ميكنند كه چرا برايشان برنامهويژه تدارك ديده نشده و چرا نتوانستند مشكلات شان را رودررو و به صورت خصوصي با او در ميان بگذارند.
خلاصه قصه اينكه تا دلتان بخواهد آدم ناراضي از اين ماجرا وجود دارد، جالبتر اينكه در حال حاضر كوچكترين پرسش و پاسخي در خصوص دستاوردهاي اين سفر ديده نميشود، كسي نميپرسد كه آيا ميتوان با اين سفر به آينده خوشبين بود يا خير، فعلاً همه انتقاد ميكنند.
بلاتر آمد و رفت بايد صبر كرد و ديد قولهايي كه او با خنده و ژستهاي خودماني به فوتبال ايران داد تا چه حد اجرايي ميشوند، برگزاري جام ملتهاي آسيا، رفع مشكلات فوتبال بانوان، آزادسازي پولهاي فوتبال، رايزني براي برگزاري چند جام جهاني و...
همه چيزهايي است كه جسته و گريخته شنيده ميشود و ديده شده، تمامي اينها برميگردد به نحوه تعاملي كه با بلاتر صورت گرفته، به اينكه مسئولان فدراسيون فوتبال و آنها كه دور و اطراف بلاتر را گرفته بودند چگونه مشكلات فوتبال ايران را به او انعكاس دادهاند.
بلاتر رفت و حالا ماندهايم كه آيا ميتوان شاهد رشد فوتبال بود يا خير، بلاتر رفت و ما ماندهايم كه در سفر 36 ساعته او مسئولان فوتبال توانستند حداقل چندبازي تداركاتي مناسب براي تيمملي فوتبال تدارك ببينند.
بلاتر رفت ولي همانطور كه انتظارش را ميكشيديم آدمهايي پيدا شدند كه خيلي سريع خود را به او چسباندند و هديههاي آنچناني نثار پيرمرد اول فوتبال دنيا كردند تا نه اينكه او خوشحال شود بلكه خود را چهرهتر از قبل كنند، فقط اميدواريم كه همه چيز در اين هديهها و رفتوآمدها و آدمهاي ناشناس و چهرههاي شناخته شده و مردود شده در فوتبال خلاصه نشود. اميدواريم چيزي كه در آينده دست فوتبال را ميگيرد بسيار ارزشمندتر از آن تخته فرش نفيس، و آن هداياي ريز و درشت ميليوني و بعضاً .... باشد.
بلاتر رفت و ما منتظريم، منتظر تا فوتبالمان از اين رخوت و سكون بيرون آيد، بلاتر رفت، راستي كسي شيخ سلمان را نديد، او هم همراه بلاتر به ايران آمده بود، آمده بود به ديار خليج فارس خنده هم از لبانشان دور نميشد، او هم حتماً قولهايي داده كه ما اميدواريم حرفهايش فقط در تهران و براي خوشامد ما نبوده باشد.
به هر حال سفر پر سر و صدايي بود كه تمام شد و ما اميدواريم كه حداقل براي فوتبال ايران سفري پربار باشد.