در حالي ديروز دور دوم مذاكرات ايران با 1+5 در ژنو برگزار شد كه سايه اين مذاكرات طي روزهاي اخير در فضاي ديپلماسي ايران خيلي سنگيني ميكرد تا آنجا كه برخي اين مذاكرات را پاياني بر حل و فصل موضوع هستهاي ايران پنداشتند. اوباما سخاوتمندانه! اعلام كرد «اگر ايران پيشروي برنامه هستهاياش را متوقف و برخي از بخشهاي اين برنامه را به عقب برگرداند، آماده كاهش نسبي تحريمها هستيم، اما ساختار اصلي تحريمها حفظ خواهد شد، چرا كه ايرانيها به خاطر عملكرد گذشته خود قابل اعتماد نيستند.»
شبكه بيبيسي به صراحت اعلام كرد: «غرب با پيشنهاد آزادسازي داراييهاي بلوكه شده ايران به ژنو آمده و در ازاي آن خواهان توقف غنيسازي 20 درصد است.» يا روزنامه ديلي تلگراف انگليس با انتشار به اصطلاح جزئيات توافق ايران با 1+5 در اين مذاكرات نوشت: «توقف غنيسازي 20 درصد در ازاي كاهش تحريمها و آزادسازي داراييهاي بلوكه شده ايران صورت ميگيرد.» انتشار اين خبرها شايد چندان مهم به نظر نميرسيد چرا كه تجربه و جوسازي رسانهاي در مذاكرات گذشته نشان ميداد غرب براي فشار به ايران به تعبير صحيحتر آن عقبنشيني از خواستههاي به حق در موضوع هستهاي، انتشار اخبار جهتدار در اين مذاكرات را همواره در دستوركار داشته است ولي وقتي به نقل از دكتر ظريف، وزير محترم خارجه كشورمان اين خبر منتشر شد كه «احتمالاً امروز (جمعه) با 1+5 به توافق ميرسيم و كليات غنيسازي متوقف نخواهد شد» و ديدار بدون برنامهريزي از قبل «ظريف» با «جان كري» وزراي خارجه ايران و امريكا در عصر روز جمعه و بلافاصله انتشار اين خبر كه سفراي روسيه، چين و فرانسه در راه هستند تا به جمع ديداركنندگان با وزير خارجه ايران در ژنو بپيوندند، تقريباً اين حس دست داد كه نميتواند اخبار منتشر شده از سوي بيبيسي يا ديليتلگراف دروغ محض باشد، ولي ممكن است غرب با جوسازي رسانهاي باز هم عمليات رواني سازماندهيشدهاي را عليه ايران طراحي كرده باشد، چرا كه وقتي همزمان برخي پالسهاي مثبت از سوي مقامات كاخ سفيد را شاهد هستيم، سخنگوي كاخ سفيد به صراحت اعلام ميكند: «اسرائيل و امريكا در قبال ايران يك هدف مشترك را دنبال ميكنند» و اين يعني بنبست در روند مذاكرات هستهاي، زيرا رژيم صهيونيستي به چيزي جز توقف كامل برنامه هستهاي و فعاليت غنيسازي در ايران قانع نيست و نتانياهو به صراحت و وقيحانه اعلام ميكند كه «ما اجازه نميدهيم هيچ توافقي با ايران در بحث هستهاي صورت پذيرد» و جان كري دو روز پيش اعلام كرد ما به دنبال توافق خوب با ايران هستيم و بايد ديد از نگاه مقامات كاخ سفيد و غرب اين توافق خوب چيست و چه حديقفي را براي فعاليت هستهاي ايران آنها قائل هستند.
با وجود انتشار اين اخبار و فعاليتهاي گستردهاي كه در روزهاي اخير به ويژه از روز گذشته در ژنو صورت گرفته است، اگر چه مجموعهاي از عوامل و شرايط موجب شده است تا نتوان به صورت جدي مذاكرات جديد هستهاي را از جنبههاي محتوايي مورد ارزيابي كارشناسي قرار داد، اما بر اساس شواهد و قرائن آشكار و مواضع و رفتارهاي طرفهاي ايراني و حريف در ژنو، اينگونه به نظر ميرسد كه سايه سنگين راهبردهاي عمليات رواني در اين دور از مذاكرات بيش از هر زمان ديگري احساس ميشود، به نحوي كه برخي كارشناسان معتقدند تلاش حريف به ويژه امريكا بر پايه بهرهگيري از شيوههاي عمليات رواني و ابزار رسانهاي در اين دور از مذاكرات كاملاً ملموس بوده و به همين دليل اين ضرورت كاملاً احساس ميشود كه طرف ايراني نيز بايد در كنار ديپلماسي رسمي يا پنهان خود، يك چارچوب و سامانه عمليات رواني قوي و مبتكرانه را براي فرآيند مذاكرات خود طراحي و مديريت نمايد. هر چند خبرهاي منتشره و اتخاذ برخي مواضع رسمي و غيررسمي از طرف ايراني نشان از آن دارد كه چندان اين مهم موردتوجه تيم ايراني قرار نداشته است. توجه به مؤلفههاي عمليات رواني توسط حريف در اين مذاكرات و بيتوجهي ما به اين مقوله مهم از همان ابتدا كه هنوز مذاكراتي آغاز نشده بود و سخنگوي كاترين اشتون مكرر اين خبر را پمپاژ رسانهاي ميكرد كه هدف غرب از اين مذاكرات مشخص است و ايران بايد به جامعه بينالملل تضمينهاي لازم را بدهد يا گفتوگوها در اين دور بسيار پيچيده شده است، نشان از آن داشت كه تيم رسانهاي حريف قصد دارد عمليات رواني خود را در اين دور از مذاكرات سنگينتر از گذشته تعقيب و پياده نمايد. به عبارت ديگر، در شرايطي كه طرفهاي حاضر در اين دور از مذاكرات در خوشبينانهترين حالت به دنبال آزمون شرايط براي ايجاد تغيير در وضعيت هستهاي ايران هستند، ديپلماسي هستهاي كشور نيازمند مديريت هوشمندانهتر صحنه به ويژه از جنبه عمليات رواني است، چرا كه حريف در يك دهه گذشته ثابت كرده به دنبال حل مسئله هستهاي به دست طرف ايراني از طريق تغيير در محاسبات راهبردي است تا ايران اسلامي دچار خطاي استراتژيك و اشتباه محاسباتي گردد و در مقابل، براي هدف ديپلماسي جديد هستهاي كشور نيز اين پيش فرض مطرح است كه شكستن اجماع بينالمللي در بحث تحريمها به عنوان اولويت مهم مورد توجه ميباشد و به نظر ميرسد تا حدودي تيم هستهاي ايران در اين مهم توفيقهايي داشته است هر چند اگر تيم ايران فراست لازم تبليغاتي و عمليات رواني عليه دشمن را در مذاكرات پيش روي ژنو نداشته باشد، چه بسا همين نيم بند توفيق هم مورد خدشه قرار گيرد.
به رغم وجود اين توفيقها و آسيبها، بررسي مواضع و رفتارهاي حريف طي روزهاي اخير بيانگر آن است كه حداقل از دو جنبه حريف سعي دارد از ديپلماسي جديد ايران استقبال نمايد كه يكي معطوف به «فضاي مذاكرات» و ديگري معطوف به اشتباهي است كه از «محيط داخلي ايران» در حافظه خود حك نموده است.
در محيط عطف به فضاي مذاكرات، حريف به دنبال القاي اين نكته است كه ايران اراده لازم را براي حل اساسي مسئله هستهاي خود ندارد. بر همين اساس است كه داشتن نگاه معاملهاي به مذاكرات جديد و نشان ندادن انعطاف در بحث لغو تحريمها همواره از سياستهاي راهبردي غرب به ويژه امريكا در مذاكرات بوده است. در بحث معطوف به محيط داخلي ايران نيز غرب با چند مؤلفه به دنبال ايجاد فضاي جديد مذاكراتي براي خود و اعمال فشار به ايران اسلامي است كه از آن جمله ميتوان به «اميدواري نسبت به اثرگذاري تحريمها»، «انتشار و القاي اخبار غيرواقعي در مورد لغو تحريمها» و حتي «ايجاد انفعال در طرف ايراني» است تا بتواند با ايجاد فضاي ترديد در محيط داخلي ايران، روند مذاكرات ژنو را به سمتي سوق دهد كه موجب عقبنشيني ايران يا حداقل القاي عقبنشيني و تسليم ايران را در پي داشته باشد. به همين جهت است كه انجام هر گونه عمليات رواني عليه دشمن براي خنثيكردن اهداف سوء حريف در مذاكرات ژنو ضرورت اجتنابناپذير است و اين مهم به هيچ وجه در مذاكرات ژنو نبايد مورد فراموشي و غفلت قرار گيرد.