محمد مرسي در روز سوم ژوئيه از مقام رياست جمهوري مصر خلع شد. ژنرال عبدالفتاح السيسي حكم خلع او را در آن روز صادر كرد و يگانهاي گارد رياست جمهوري را براي بازداشت او اعزام كرد. مرسي از آن موقع در بازداشت به سر برده و حتي خانوادهاش نيز طي اين مدت از محل نگهداري او بيخبر ماندند.
روز 4 نوامبر زمان برگزاري نخستين جلسه دادگاه او به همراه 14 تن از اعضاي گروه اخوانالمسلمين بود و اولين فرصتي بود كه بعد از چهار ماه در انظار ظاهر شود. اتفاقات زيادي در اين مدت افتاده است كه بيشتر مربوط ميشود به مقاومت گروه اخوانالمسلمين و هوادارانش در برابر حاكمان جديد مصر. معلوم نيست كه مرسي در اين مدت از وقايع خبر داشته يا نه و اينكه فرماندهان نظامي تا چه ميزان اجازه ميدادند اخبار به اطلاع وي برسد. شايد كل اخبار يا حداقل بخشي به اطلاع او ميرسيد تا از واقعيت آن طرف ديوارهاي بازداشتگاه مطلع باشد و شايد فرماندهان نظامي اخبار دستكاري شده را به او ميرساندند تا تصوري از مصر آرام و مطيع در برابر كودتا براي او ايجاد شود.
اين ابهام در وضعيت بازداشت چهار ماهه كنجكاوي بسياري را در داخل و خارج از مصر نسبت به نحوه حضور او در دادگاه ايجاد كرده بود؛ كنجكاوي همراه با اين پرسشها: وضعيت روحي و جسماني مرسي در اين چهار ماه به چه صورت بوده، آيا او بعد ازچهار ماه خسته و فرتوت شده و در نهايت: آيا مرسي بعد از چهار ماه همان مرسي قبل از 3 ژوئيه سرسخت و آشتيناپذير است يا اينكه او در اين مدت و با تصويرسازي احتمالي فرماندهان نظامي تسليم حكم السيسي در 3 ژوئيه شده است؟ مرسي در انظار ظاهر شد و از ابتدا تا پايان جلسه تنها كاري كه كرد پاسخ قاطعي به اين پرسشها داد.
او با كت و شلوار و نه با لباس زنداني به دادگاه رفت و وارد آن قفس مشهور شد و شعار داد؛ «حكومت نظامي سرنگون باد»، خطاب به رئيس دادگاه گفت: «من همچنان رئيسجمهور قانوني مصر هستم و تو باطل و نامشروعي» و كمتر از يك ساعت بعد گفت؛ «من رئيسجمهورم و به دليل كودتا زنداني شدهام و اجبار من براي حضور در دادگاه جرم است». اين يك نمايش قاطع از سوي مرسي بود تا هم به فرماندهان ارتش و مخالفانش و هم به هوادارانش نشان دهد كه چهار ماه حبس و شرايط آن نتوانسته خللي در ارادهاش براي مقابله با كودتا و حكومت برآمده از آن وارد كند. شايد اين نمايش مرسي شبيه به آن صحنه از فيلم مشهور مردي براي تمام فصول باشد كه چارلز اول در برابر دادگاه خود را پادشاه انگلستان خواند و دادگاه را فاقد آن مشروعيتي كه از او بازخواست كند.
چارلز اشتباه كرد چون دادگاه بياعتنا به مقام پادشاهي او حكم اعدامش را صادر كرد و در ژانويه 1649 گردن زده شد. شايد وضعيت مرسي هم شبيه او شود و حكم احمد صبري، رئيس دادگاه، حكم ابد يا به همان شدت و اعدام باشد. با همه تشابهات يك تفاوت مهم وجود دارد، چارلز اول فردي شكست خورده و منفور در آن زمان انگلستان بود اما محمد مرسي با وجود كودتا هنوز به طور كامل شكست نخورده زيرا از محبوبيت قابل توجهي در جامعه مصر برخوردار است و همين محبوبيت او بود كه مصر را در 4 نوامبر به حالت تعطيلي كشانده بود.
قطارهاي بينشهري متوقف شده بودند بسياري از خيابانهاي قاهره و شهرهاي مهم مصر در قرق نيروهاي پليس و امنيتي بود و منطقه آكادمي پليس يا دادگاه در كنترل كامل مأمورين نظامي و بالگردهاي آن بود. اين حالت از تعطيلي در اين روز به خوبي نشان ميدهد كه مرسي را نميتوان مثل چارلز اول به راحتي محكوم كرد و خود مرسي نيز با آگاهي به اين پشتوانه عمومي بود كه با كت و شلوار به دادگاه آمد و به آن نحو در مقابل احمد صبري ايستاد. مرسي اگر لباس زنداني ميپوشيد يا سكوت ميكرد تا تفهيم اتهام به او ميشد، به نحوي در برابر محكوميت خودش تسليم شده بود اما با وجود چنين پشتوانه مردمي دليلي براي اين نحو تسليم ندارد. در واقع، او ميداند با كودتا بركنار شده و نميتوان او را فردي متوهم دانست كه خيال ميكند هنوز جايي در كاخ رياست جمهوري دارد.
او با شناخت از اين واقعيت سعي كرد در دادگاه از پتانسيل پشتوانه مردمي حداكثر استفاده را بكند و به نظر ميرسد كه موفق شده است. قرار است دادگاه بعدي دو ماه ديگر برگزار شود اما از هم اكنون، ژنرال السيسي و عدلي منصور، رئيسجمهور موقت، با چالش اساسي مواجه شدهاند. مرسي سازشناپذير ظاهر شده و حاميان او در خيابانها منتظر يك جرقه هستند. مرسي با اين نمايش به السيسي و منصور نشان داد كه موقعيت حكومت آنها تا چه حد متزلزل است و نميتوانند به آرامش نسبي روزهاي قبل اطمينان كنند و در حقيقت، او و هوادارانش هنوز اهرم قابل توجهي هستند براي رسيدن مصر به ثبات و آرامش.