کد خبر: 619804
تاریخ انتشار: ۱۴ آبان ۱۳۹۲ - ۱۵:۰۵
مروري بر خدمت و خيانت روشنفكران در وام‌گيري سبك زندگي غربي
چندي پيش مقاله‌اي با عنوان «وقتي به موقع نمي‌گوييم بله» مورخ 18 شهريور در روزنامه «تابناك» به چاپ رسيد.
سهيلا صفايي* نگاشته‌اي درباره وضعيت نابسامان ازدواج در برهه كنوني از حيات اجتماعي ايران، بررسي پديده تجرد، افزايش آمار مجردان و سرانجام مقاله با اين دلواپسي و دل‌نگراني نيز به پايان رسيده بود كه براي تغيير اين ديدگاه در جوانان چه كنيم؟ و چه كنيم كه ميل به ازدواج در ميان جوانان افزايش يابد و روز به روز بر آمار مجردان جامعه افزوده نشود؟ چندي پيش نيز در يكي ديگر از روزنامه‌ها، منطبق با يك برآورد آماري كه توسط نهادهاي دولتي انجام شده بود‌، به يك حقيقت تلخ ديگر پرداخته بود؛ شيوع «پيردختري» در ايران با اين دلواپسي كه با توجه به وضعيت كنوني ازدواج و آمارهاي رسمي و غيررسمي قطعاً چندين نسل از زنان جامعه تا پايان عمر مجرد خواهند ماند. نوشتارهايي از اين سنخ كم نيستند، هر ازگاهي تذكري و هشداري در خصوص تهديدها و آسيب‌هاي اجتماعي پيش رو داده مي‌شود كه اگر متوليان فرهنگ، حقوق، جامعه‌شناسي، روانشناسي و علماي فقه و ديني به آن نينديشند و راهكارهاي مناسب و در خور ارائه ندهند، جامعه ايران در آينده‌اي نه چندان دور با بحران در روابط زن و مرد، افسردگي‌ها و اضطراب‌هاي ناشي از تجرد و تنهايي و در شكل كاملاً خوشبينانه آن «طلاق‌هاي خاموش» مواجه خواهد شد، بحراني كه قطعاً در حدود روابط دو سويه زن و مرد متوقف نمي‌شود و در سطح كلان، جامعه را با زوال وحدت و همبستگي اجتماعي و اعتماد عمومي مواجه خواهد كرد.

نگارنده قصد ندارد به شرح تمامي ماجرا و ارائه راهكارهاي مرتبط بپردازد كه خود يك بحث مهم فرهنگي است ودر حال و حوصله اين نوشتار كوتاه نيست، فقط مي‌خواهم بار ديگر به ياد تمامي اصحاب انديشه و زعماي فرهنگ بياورم كه خود كرده را تدبير نيست، هنگامي كه شتابزده به وام‌گيري پديده‌هاي اجتماعي غرب پرداخته و مي‌پردازيم بدون آنكه بينديشيم حدود و ثغور ربط آن با فرهنگ خودي تا كجاست؟ و بي‌آنكه از حدود قرب و بعد آن با فرهنگ خويش كه پايه‌ها و اركان ايراني‌- اسلامي دارد مطلع باشيم، دچار همين مصائب نيز خواهيم شد و تازه اين اول راه است و تاوان تقليدهاي ناآگاهانه از اين بس بدتر است.

نگارنده به عنوان فارغ‌التحصيل رشته حقوق از دانشگاه تهران با توجه به اتمام دوره كارشناسي ارشد در دهه 70 و آغاز دهه 80 و سال‌هاي مقارن با حاكميت اصلاحات دقيقاً به خاطر دارم كه با آغاز آن دوران چگونه صحن دانشكده‌هاي حقوق كشور از جمله دانشگاه تهران براي اين بحث‌هاي فمنيسم نهضت‌هاي تساوي‌طلبانه زنان، تاريخچه فمنيسم در امريكا، حقوق بشر، اعلاميه‌ها و كنوانسيون‌هاي بين‌المللي حقوق كودك و رفع تبعيض از زنان و تكثرگرايي فرهنگي و... آماده شد و چه پايان‌نامه‌ها كه به اين موضوعات مهم اختصاص نيافت كه البته از حيث غربي‌شناسي حركتي بسيار پسنديده و بجا بود چه، بايستي انديشه‌ها را شناخت و فهميد اما عقبه اين استقبال تمجيد و تعريف و اصرار بر شبيه و تشبيه به آنها بود.

همه به ياد داريم در مطبوعات و فيلم‌هاي آن دوران چگونه تمامي اين مفاهيم هم به شكل سايه‌اي تبليغ و تمجيد و ترغيب شد.

از روزنامه‌هاي متعدد دوران اصلاحات تا فيلم‌هاي فمنيستي و ضرورت بازنگري در مباني فقهي و با اتكا به مباحث معرفت‌شناسي قبض و بسط تئوريك شريعت و عصر شدن دين و لزوم همنوايي با مباحث نشأت گرفته از اعلاميه جهاني حقوق بشر، تلاش‌هاي هماهنگ و وسيعي حتي در سطوح دولتي به ويژه وزارت ارشاد (از رهگذر توليد و تهيه فيلم‌هاي فمنيستي و زن ؟) و وزارت امور خارجه (از رهگذر ضرورت و لزوم الحاق به كنوانسيون‌هاي بين‌المللي مرتبط با اين حوزه‌ها از جمله كنوانسيون حقوق كودك و كنوانسيون رفع تبعيض از زنان) صورت گرفت تا ثابت كنند بايد تمامي اين مفاهيم را از انديشه و تمدن غرب وام گيريم چراكه راهي جز اين نيست و نخواهد بود؛ ادعايي كه هنوز نيز سردمدارانش به آن باور قلبي دارند.

حركت ما در وام‌گيري اين سرانديشه‌ها درست مانند حركت ما در تقديم ميراث فرهنگي ايران به كشورهاي خارجي بود با اين استدلال كه اين ميراث در آن كشورها بهتر و دقيق‌تر و مناسب‌تر نگهداري مي‌شود، افكار و انديشه‌هاي آنان نيز براي حل مسائل و معضلات ما كارآمدتر و مفيدتر است.

از سويي حركت انقلابيون پشيمان كه از شعارها و آرمان‌هاي اول انقلاب اظهار ندامت مي‌كنند - درست مانند كسي كه بر شاخه نشسته و بن مي‌برد- در پاره‌اي از مواقع حقيقتاً اين پرسش را به ذهن متبادر مي‌كند كه انقلاب اسلامي سال 1357 براي چه شكل گرفت؟

آرمان‌ها و آمال آن چه شد؟ چرا به علت و تغييرات فكري و روحي پاره‌اي از اصحاب آن دوران، عقبگرد از آرمان‌هاي انقلاب به عنوان برون‌رفت توصيه شود؟ و توسل و تشبث به انديشه‌ها و افكاري توصيه مي‌شود كه در خود جهان غرب نيز اكنون با چالشي جدي مواجه است و از عهده و عرضه حل مشكلات آن سامان نيز برنيامده است، اما به هر جهت و به هر دليل اين حركت در دهه 70 و 80 كليد خورد و در دولت‌هاي نهم و دهم تا حدودي با بي‌اعتنايي مواجه شد و به نظر مي‌رسد با شروع دولت يازدهم نيز در قالب و شكل پنهاني‌تر مجدداً در حال شكل‌گيري و خيزش مجدد است كه بايد نسبت به خروجي آن هشيار و بيدار بود، دقيقاً به علت تالي فاسدهاي ناشي از اين تقليد ناشيانه كه در آن دوران به عمل آمد و جامعه را با بحران‌هاي اجتماعي از اين دست مواجه ساخت.

در آن دوران و به كمك مطبوعات دوم خردادي كه سعي معيني در تحكيم اين مفاهيم به كار بستند و همچون عقبه‌اي به كمك تدوين و تحكيم اين گفتمان در سطح اجتماع برآمدند، تخم لقي در دهان ملت شكسته شد كه تالي فاسدهاي آن يكي پس از ديگري در سطح اجتماع حضور و بروز يافت، اما جمع كردن آن به سادگي ممكن نشد، چه جامعه دچار يك تقليد خام و ناشيانه شده بود، آن هم به حركت ساده‌لوحي نخبگان.

گرچه بحث‌هاي آن دوران در ابتدا با ژست‌هاي روشنفكران و شركت در سمينارهاي داخلي و خارجي و با رنگ و لعاب حقوق بشر و تساوي‌طلبي زنان و غيره همراه بود و تمامي زنان درون حكومت آن دوران از همسران سران و دولتمردان و مجلسيان را نيز در اين راستا با خود همراه ساخت به گونه‌اي كه گوي سبقت از همديگر مي‌ربودند و هر روز يكي از آنان سعي در تشبه و تقليد بيشتر داشت اما نادانسته آن جماعت نفهميدند كه منصفانه نيست و البته عادلانه نيز نخواهد بود كه جهت جاه‌طلبي‌هاي سياسي، جامعه را آزمايشگاه مفاهيم وارداتي كنند و نفهميدند يا شايد نخواستند بفهمند كه با توجه به تاريخ يكصدساله اخير ايران از مشروطيت تا اكنون هرگونه فكر و انديشه وارداتي نه تنها مشكلي را حل نمي‌كند كه با شكست و ناكامي اجتماعي نيز مواجه مي‌شود و چندين بار بايد اين خطاي تاريخي را باز هم تكرار و تكرار كنيم و باز هم تاوان بپردازيم. پس وظيفه نخبگان و مصلحان اجتماعي چه مي‌شود؟

در وضعيت كنوني جامعه اين عبارت دائم بيخ گوش ملت نجوا مي‌شود كه «ايران در حال گذار است» دوران چالش سنت و مدرنيته است، بايد از اين مراحل به ناچار عبور كنيم، اما هيچ‌كس نمي‌گويد با چه وسيله‌اي، به كمك چه ابزاري، با چه عده و عده‌اي از اين دامچاله‌ها بيرون شويم.

بنابراين روز به روز بر طبل حقوق بشر بيشتر كوبيده شد و مقولات وارداتي چون حقوق زنان، حق طلاق، ديه برابر، ارث برابر،‌اجرت‌المثل، درخواست مهريه و قس عليهذا تكرار و تكرار شد و به موازاتش در دادگاه‌ها به آن عمل شد و ناگهان با حجم عظيمي از آمار طلاق‌ها، خيانت‌ها و روابط مثلث و مربعي مواجه شديم. به عنوان وكيل و مشاور حقوقي قوه قضائيه در محاكم و واحدهاي ارشاد و معاضدت دادگستري هر روز با اين حقيقت تلخ بيشتر و بيشتر برخورد مي‌كنم كه چگونه ازدواج سخت و سخت‌تر و طلاق آسان و آسان‌تر و بلكه واجب‌تر مي‌شود.

به مدد اين افكار وارداتي، زنان سوداي تجارت با مهريه پيش گرفتند و مردان بي‌علاقه به ازدواج و در پي ازدواج موقت و روابط نامشروع برآمده‌اند و در سوي ديگر نيز آپارتمان نشيني و افزودن زندگي‌هاي مجردي، تنهايي، اضطراب و يأس اجتماعي پسر و دختري و از سويي ديگر تك فرزندي و سالمندي جمعيت در آينده‌اي نه چندان دور، اينها محصولات متنوعي است كه نخبگان اجتماعي در دو دهه پيش در سرزمين فرهنگ و اجتماع ما به مدد نوشته مطبوعات، سينما، دانشگاه و غيره كاشتند.

اين ناشي از هول زدگي و ذوق زدگي اصحاب فكر و انديشه در دهه‌هاي 70 و 80 بود بلكه امروز كه مجدداً در حال تكرار است از مجموع حقوق و تكاليف تنها جامعه را به سمت حقوق سوق دادند و جامعه را دچار ذوق زدگي حقوقي كردند، از آزادي گفتند و استقلال، اما از امنيت خبري نگفتند حال آنكه امنيت اجتماعي در گروي آشنايي با مجموع حقوق و تكاليف اجتماعي است.

بايد زن و مرد و فرزند ايراني بياموزد كه به عنوان زن، به عنوان مرد و به عنوان فرزند گر چه از حقوقي برخوردار است اما از تكاليفي نيز برخوردار است و سهم تكاليف اگر بجا آورده نشود جامعه با هرج و مرجي مواجه مي‌شود كه آزادي برابر بي‌بندوباري، ازدواج مساوي خيانت و تنوع طلبي و فرزند به معناي مصرف و طلبكاري از والدين تعبير مي‌شود. به ياد بياوريم كه «آگاهانه غفلت كرديم» و آنچه نبايد بشود، شد.

به تعبيري خود كرده را تدبير نيست و مطابق بيان زيبا در رساي مرحومه پروين اعتصامي

دزد نادان گر يكي ابريق برد

دزد دانا دفتر تحقيق برد

نخبگان محترم فكري و فرهنگي لطف بفرمايند، دفاتر تحقيق را باز گردانند.

* مدرس دانشگاه وكيل و مشاور حقوقي

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار