
روسيه در سال 2012 تنها چند ماه عربستان سعودي را در صادرات نفت پشت سر گذاشت و به غير از اين مدت كوتاه، عربستان همچنان مقام نخست خود را حفظ كرده اما در تروريسم هيچ كشوري نتوانسته حتي ساعتي از اين كشور پيشي بگيرد. اگر گروههاي تروريستي در كوههاي تونس يا در صحراي مالي فعال هستند يا در بيروت، دمشق و عراق بمبي منفجر ميكنند، سررشته همه به رياض ميرسد و باز اين تمام ماجرا نيست. سومالي، پاكستان، افغانستان تا اقصي نقاط در اقيانوس آرام پهنه اين صنعت عربستاني است. نامي كه در تروريسم عربستان بيش از هر چيز خودنمايي ميكند القاعده است به صورتي كه نميتوان گروه وحدت و جهاد در شمال مالي را بيارتباط با اين نام تصور كرد يا آن كه امروز هيچ شكي در وابستگي جبهه النصره در سوريه با القاعده وجود ندارد چراكه حتي فرماندهان اين گروه نيز به آن اذعان كردهاند. براي درك درست از نقش عربستان در اين پهنه از فعاليت گروههاي تروريستي مرتبط با القاعده كافي است تا ارتباط عربستان با هر منطقه به خوبي مد نظر گرفته شود. بعد از حمله امريكا به افغانستان و اشغال اين كشور، مسئله انتقال القاعده به كشوري ديگر براي بقاي بخش قابل توجهي از نيروهاي آن اهميت خاصي پيدا كرد. اين بخش به طور عمده از نيروهاي عربي بودند كه در زمان حكومت طالبان به افغانستان رفته بودند اما بعد از اشغال، اين كشور ديگر جاي امني براي آنها نبود. يمن يكي از كشورهاي آماده براي استقرار آنها بود كه عربستان براي استقرار آنها دست به كار شد. انتقال نيروهاي القاعده به يمن بعد از اشغال افغانستان چيزي پوشيده نيست، اما وقتي كه تارنماي اگزماينر در جولاي 2012 از تعامل سازمان اطلاعاتي عربستان با نيروهاي القاعده حاضر در يمن خبر داد، نقش عربستان در اين امر و رابطهاش با القاعده يمني روشن شد. استقرار القاعده در يمن و رابطه تنگاتنگ سازمان اطلاعاتي عربستان با آن در حالي است كه عربستان سالهاي قبل يكي از كشورهاي اصلي در پايهگذاري القاعده و جريان طالبانيسم بود و نيروهاي آنها از جمله خروجي مكتب افراطگراي وهابي در عربستان بودند. كشور عراق يكي ديگر از مراكز چشمگير براي فعاليت القاعده بود كه طي بيش از يك دهه با پشتيباني كامل عربستان در اين كشور دست به عمليات تروريستي زده است. عبدالخالق حسين از جمله انديشمندان سياسي عراقي است كه معتقد به رابطه تنگاتنگ عربستان با تروريسم در عراق است تا آن حد كه اين دو را دو روي يك سكه ميداند. روزنامه امريكايي لس آنجلستايمز نيز در بررسي نقش عربستان در تروريسم، عربستان را از حاميان مالي اصلي تروريستهاي القاعده در عراق برشمرده و روزنامه كويتي الجريده نيز در مقالهاي مدعي شده 45 درصد از تروريستهاي حاضر در عراق تابعيت سعودي دارند. اگر نقش عربستان در القاعده و تروريسم عراقي هنوز با نوعي پردهپوشي انجام ميشود اما حمايت عربستان از تروريسم در سوريه امري آشكار است كه خبرهاي مربوط به آن نيست و يكي از آنها گزارش 28 اكتبر روزنامه امريكايي نيويورك تايمز است. نيويورك تايمز در اين گزارش نقش فعال عربستان در ميان گروههاي تروريستي سوريه را به اين صورت بيان كرده است:«تعداد عناصر تروريست مسلح خارجي در سوريه هم اكنون به 3 تا 5 هزار نفر ميرسد كه در اين ميان، 800 نفر آنها عربستاني هستند و زير نظر مستقيم و نزديك حكومت سعودي فعاليت ميكنند و براساس اظهارات مسئولان امريكايي، بندر بن سلطان برنامه دارد تا هر شش ماه اين تعداد را به دو برابر افزايش دهد». بندر بن سلطان سازمان اطلاعاتي عربستان است، همان سازماني كه در جريان انتقال نيروهاي القاعده از افغانستان به يمن و استقرار آنها در اين كشور بوده و از اين گزارش معلوم ميشود كه هماكنون، اين نيروها را در چه منطقهاي و به چه منظوري به كار گرفتهاست. ظهور گروه تكفيري فتحالاسلام در لبنان از ديگر برنامههاي صنعت تروريسم عربستاني با مديريت بن سلطان از سالها قبل بود كه فعاليت آن تهديد جدي براي امنيت و ثبات در لبنان و ساختار طايفهاي آن به شمار ميرفت. ارتش لبنان در سال 2007 مجبور شد تا به مقابله با اين تهديد برآيد و به همين جهت، مركز اين گروه را در اردوگاه نهرالبارد واقع در شمال طرابلس لبنان مورد هدف قرار داد اما حملات ارتش موجب ريشهكن شدن جريان تكفيري فتحالاسلام نشد تا آن كه بار ديگر و با نام شيخالاسير ظاهر شد. حمايت عربستان از فتحالاسلام در ظهور احمدالاسير و هواداران تكفيري آن نقش اساسي داشت كه هر از چند گاه موجب خشونتهاي فرقهاي در لبنان شده است. اين موارد از جمله نمونههايي است كه نقش عربستان و عامل بن سلطان آن در تروريسم را به حدود رسانهها كشانده است و با توجه به پنهانكاريهاي معمول در اين زمينه بايد نقش عربستان را بسيار بيشتر از اين دانست. همين پنهانكاريها موجب شده تا نقش عربستان در شبكههاي تروريستي از منطقه چچن يا داغستان چندان راهي به رسانهها نيابد يا آن كه حمايت اين كشور از حزب جماعت اسلامي در اندونزي پررنگ نشود. با وجود تمام پنهانكاريها باز همين مقدار از اخبار منتشره از حمايت مستقيم و غيرمستقيم عربستان از هستههاي تروريستي به خوبي نشان ميدهد كه اين كشور مبدل به مركز ثقل ايجاد و پرورش تروريسم شده و تروريسم براي شاهزادگان آل سعود مبدل به صنعتي براي دخالت در ديگر كشورهاي اسلامي شده است.