
مجمع اقتصادي جهان اسلام فرصتي شد تا در حاشيه آن گفتوگويي در مورد صلح افغانستان انجام شود. اين يك گفتوگوي سه جانبه بود كه ديويد كامرون، نخست وزير بريتانيا، نقش ميزباني از حامد كرزاي، رئيسجمهور افغانستان و نواز شريف، نخست وزير پاكستان را داشت. كامرون 9 ماه پيش هم در اين زمينه تلاشي كرده و توانسته بود حامد كرزاي و آصف علي زرداري، رئيسجمهور پاكستان را به دور يك ميز قرار دهد. او همان موقع اعلام كرده بود كه طرفهاي گفتوگو براي تأمين صلح در مناطق مرزي افغانستان و پاكستان به سطحي بيسابقه از همكاري دست يافتهاند و اين ادعاي او در بيانيه مشتركي كه صادر شد هم مورد تأكيد قرار گرفت اما در عمل نتيجه چيز ديگري بود. در بيانيه مشترك از فوريت تأمين صلح و دست يافتن به يك توافق صلح در ظرف شش ماه گفته شده بود اما بعد از اين ماه در افغانستان هيچ نشانهاي از صلح و آرامش به چشم نخورد و وضعيت مثل سابق بر مدار سوءظنهاي دو طرف به يكديگر ادامه يافت. اكنون، چرا كامرون بار ديگر رهبران دو كشور را در لندن به دور ميز آورد با وجود اينكه تلاش قبلي او شكست خورده بود؟
كامرون در رقابتي با اوبامابيشك يكي از انگيزههاي اصلي كامرون در برگزاري نشست سهجانبه به موضوع خروج نيروهاي خارجي از افغانستان در سال 2014 ارتباط دارد. اين موضوع روشن است كه اگر توافق و چشماندازي براي صلح در افغانستان ايجاد نشود خروج نيروها نيز با مشكل روبهرو خواهد شد و از طرف ديگر، كامرون ميداند كه ماندن نيروهاي بريتانيايي بعد از اين ضربالاجل بدون اعتراض سياسي در داخل بريتانيا نخواهد بود. بازگشت نيروها از افغانستان در اين سال، انتظار عمومي در كشورهاي غربي است و كامرون نميتواند در برابر اين انتظار مقاومت كند. دستيابي به صلحي حداقل نيمبند با طالبان و همكاري اين گروه با دولت افغانستان چشمانداز مطمئني براي خروج نيروها است و براي تحقق اين چشمانداز است كه دولت افغانستان چند سالي است شوراي صلح به راه انداخته و با توجه به عدم توفيق اين شورا است كه امريكا و اينك بريتانيا شانس خود را در رسيدن به اين چشمانداز آزمايش كردهاند. امريكا پيش از اين، در ماه ژوئن بود كه با افتتاح دفتر طالبان در دوحه قطر برنامه مذاكرات خود با طالبان را به مرحله اجرا درآورد تا بتواند توافقي با اين گروه به دست آورد. در واقع، برنامه امريكا در وهله نخست توافق و صلح با طالبان بود تا بعد اين توافق را به دولت افغانستان تحميل كند و به همين جهت بود كه نه دولت افغانستان و نه دولت پاكستان در جريان گفتوگو و در كل برنامه امريكا قرار نداشتند. كامرون بر خلاف باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا، برنامه خود را هم در 9 ماه پيش و هم در اين نشست، با دو طرف افغاني و پاكستاني شروع كرد. به اين ترتيب، كامرون با برنامهاي از اساس متفاوت با اوباما به فرايند صلح روي آورد تا بتواند در رقابت با او به نتيجهاي برسد. يك عامل مشوق كامرون در پيش گرفتن اين برنامه، پيروزي نواز شريف در انتخابات اخير پارلمان پاكستان و رسيدن او به پست نخست وزيري پاكستان است. يكي از محورهاي تبليغاتي نواز شريف قبل از انتخابات پارلماني پاكستان بر اساس گفتوگو با طالبان و رسيدن به توافق صلح بود. هر چند اين محور بيشتر متوجه طالبان پاكستاني بود اما با توجه به پيوند اين جناح از طالبان با جناح افغاني، محور گفتوگوي مد نظر نواز شريف خواه ناخواه به طالبان افغاني نيز مربوط ميشود. بر اساس اين محور بود كه نواز شريف در اوايل سپتامبر رهبران سياسي به همراه فرماندهان ارتش پاكستان و سازمان اطلاعاتي ارتش،اي اس آي، را به دفتر نخستوزيري فراخواند تا يك توافق ملي بر سر گفتوگو با طالبان ايجاد كند. توافق آن نشست در بيانيه مشترك منعكس شد و به دنبال آن، شوراي مركزي گروه طالبان پاكستاني موسوم به تحريك طالبان پاكستان نيز تشكيل جلسه داد و در مقابل، سياستمداران پاكستاني از اين تصميم استقبال كردند و آن را گامي مثبت در روند صلح دانستند. مرحله بعد در اعزام ريشسفيدان سياسي به منطقه وزيرستان براي ديدار با فرماندهان و بزرگان طالبان بود و از سوي ديگر، نواز شريف قبول كرد تا هيئتي از شوراي عالي صلح افغانستان به پاكستان و براي ديدار با ملا عبدالغني برادر، مرد شماره 2 طالبان افغانستان، بيايند. به نظر ميرسيد كه كامرون توانسته بود تحرك جديدي از دو سوي افغاني و پاكستاني براي پيش رفتن به سوي توافق با طالبان در دو كشور ايجاد كرده كه در صورت موفقيت ميتواند چشماندازي از صلح با اين گروه در دو كشور ايجاد كند.
كارشكني خونين امريكابرنامهريزي كامرون در عمل پيش ميرفت اما او يك چيز را حساب نكرده بود؛ او حساب امريكاييها را نكرده بود كه نميتوانند خود را در بازي صلح با طالبان بازنده و او را پيروز آن ببينند. امريكاييها در دوحه بازي صلح را باخته بودند و پيشرفت مرحله به مرحله برنامه كامرون به معناي پيش افتادن بريتانيا در اين بازي بود. يك ضربه اساسي ميتوانست برنامه كامرون را عقيم كند و اين مأموريت توسط هواپيماهاي بيسرنشين امريكايي انجام شد. روز جمعه اول نوامبر هيئتي از ريشسفيدان پاكستاني آماده ميشدند تا با رفتن به ميرانشاه در وزيرستان شمالي با حكيمالله محسود، فرمانده طالبان پاكستان، با او ديدار كنند و در همان موقع، هواپيماي بيسرنشين امريكايي نيز از جهت مخالف و به سوي ميرانشاه به پرواز درآمده بود. برخلاف هيئت پاكستاني اين هواپيماي امريكايي بود كه زودتر به مقصد رسيد و موشكهاي خود را به سوي اتومبيل حامل حكيمالله محسود شليك كرد. اين زمانبندي به طور كامل بامعنا است. در واقع، هواپيماي امريكايي تنها به سوي يك شخص شليك نكرد بلكه شليك آن به سوي برنامه صلح نواز شريف و به طور كلي، شليك به سوي برنامه مرحلهبندي شده كامرون بود. برنامه كامرون در يك توازن حسابشده بين دو كفه افغاني و پاكستاني قابل اجرا است و هر اتفاقي در يك كفه اصل اين توازن را به هم ميزند. اكنون ميتوان گفت كه با كشته شدن حكيمالله محسود وضعيت در يك كفه به طور كامل به هم خورده است. نه تنها طالبان پاكستاني ديگر حاضر به گفتوگويي با دولت نواز شريف نيست بلكه در موقعيت انتقامجويي قرار گرفته و شهيدالله شهيد، سخنگوي طالبان، اعلام كرده: «در حالي كه ما در انتظار ملاقات با مقامات دولت بوديم، ارتش و دولت پاكستان با امريكاييها در حال نهايي كردن توافقاتي براي فروختن ما بودند.» اين موضع انتقامجويي طالبان پاكستان موجب ميشود تا فرايند صلح در سوي پاكستاني ضربه اساسي ببيند و اگر نواز شريف و از همه مهمتر ارتش و سازمان اطلاعات آن نتوانند از اين فرايند نتيجهاي به دست آورند ديگر دليلي براي همكاري در جهت فرايند صلح در طرف افغاني ندارند. هنوز تكليف ديدار هيئت شوراي عالي صلح افغانستان با ملا عبدالغني برادر مشخص نيست اما روشن است كه دولت پاكستان در موقعيتي نيست كه بتواند همكاري لازم براي انجام اين ديدار با دولت افغانستان داشته باشد. با توجه به برگزاري انتخابات رياست جمهوري افغانستان در بهار سال آينده، كرزاي نيز وقت زيادي براي پيشبرد صلح با طالبان افغانستان ندارد و اگر اين ديدار انجام شود او با مشكلات زيادي درگير خواهد شد. در مجموع، چنين به نظر ميرسد كه امريكا با كشتن حكيمالله محسود آن هم در زماني خاص در وهله نخست برنامه كامرون در كفه پاكستاني را به هم زده و به دنبال آن، برنامه كامرون در كفه افغاني نيز تحت تأثير آن قرار گرفته و عقيم خواهد ماند. كامرون در مقابل چه خواهد كرد؟ امريكا تا اينجاي كار نگذاشته تا او در رقابت صلح پيشي بگيرد اما بايد ديد كه كامرون كارتي در آستين دارد تا بتواند اين بازي را به سرانجامي برساند يا نه؟ شايد موضع خشمآلود نوازشريف و دولت پاكستان از حمله هواپيماي امريكايي كارت او باشد و شايد او با همه اين شرايط باز بتواند نواز شريف را براي همكاري با كرزاي ترغيب و به نحوي از اين اقدام خونين امريكا گذر كند.