
به گزارش خبرنگار ما، صبح روز سهشنبه 29 فروردين ماه سال گذشته مأموران كلانتري 140 باغ فيض از قتل مرد ميانسالي در محل كارش با خبر شدند. مأموران پليس وقتي به محل حادثه كه پاساژي حوالي صادقيه بود رفتند، با جسد امير - 60 ساله كه با ضربات متعدد چاقو به قتل رسيده بود، روبهرو شدند. يكي از فرزندان مقتول به تيم جنايي گفت: پدرمان وضع مالي خوبي داشت و صاحب يك شركت لوازم ساختماني بود. او شب گذشته به خانه نيامد. اواخر شب با تلفن همراهش تماس گرفتيم اما جواب نداد. تا اينكه امروز با نگراني همگي به محل كارش آمديم و جسدش را پيدا كرديم. كارآگاهان در بررسيهاي محل حادثه دريافتند عامل يا عاملان حادثه، بعد از قتل مرد پولدار علاوه بر سرقت مقداري لوازم گران قيمت، فيلم و دوربين مداربسته و حافظه كامپيوتر دفتر را سرقت كردهاند. از طرف ديگر تحقيقات نشان داد عامل يا عاملان اين قتل افراد آشنايي هستند كه بدون هيچ درگيري و تخريب قفل در وارد شركت شده و در فرصتي مناسب صاحب شركت را به قتل رساندهاند. سرانجام بازپرس در محل حادثه با تحقيق از بستگان مقتول به پسر وي به نام منصور مظنون شد و وي را مورد بازجويي قرار داد. متهم ابتدا با تناقضگويي قتل پدرش را انكار كرد اما در بازجوييهاي بيشتر به جرم خودش اقرار كرد. وي گفت: من متأهل هستم و يك فرزند خردسال دارم. به پدرم خيلي علاقه داشتم و او هميشه به من كمك ميكرد تا اينكه مدتي پيش ورشكست شدم و نياز به پول پيدا كردم. وي ادامه داد: بعد از اين به سراغ پدرم رفتم و از او درخواست كمك كردم. پدرم هم به من كمي كمك كرد اما اين پول نتوانست مشكلم را حل كند. زندگي و بدهكاري به من فشار ميآورد به طوري كه با همسرم مشكل پيدا كردم و زندگيام تلخ شد. اين بار وقتي دوباره سراغ پدرم رفتم و از او خواستم پول زيادي به من بدهد، قبول نكرد و مرا سرزنش كرد. خيلي عصباني شدم و از پدرم كينه به دل گرفتم. شب حادثه بعد از اينكه كارمندهاي شركت تعطيل شدند و پدرم در دفتر كارش تنها بود به شركت رفتم. دوباره موضوع قبلي را بازگو كردم اما پدرم حاضر نشد به من پول بدهد. با هم مشاجره كرديم كه ناگهان با چاقو چند ضربه به پدرم زدم و او را كشتم. بعد از اين خيلي ترسيدم و پشيمان شدم و براي اينكه پليس را فريب دهم با صحنهسازي اقدام به سرقت كردم.
همزمان با انجام تحقيقات تكميلي قاضي جمشيدي بازپرس ويژه قتل دادسراي جنايي با دعوت از اوليايدم چندين جلسه صلح و سازش برگزار كرد. در حالي كه سه دختر و پسر مقتول اصرار به قصاص متهم داشتند، قاضي جمشيدي جلسات ديگري را برگزار كرد تا اينكه صبح ديروز همسر و پسر و سه دختر مقتول در شعبه سوم بازپرسي حاضر شدند و رضايتنامه كتبي خود را به قاضي جمشيدي ارائه دادند. يكي از دختران مقتول گفت: از قصاص برادرم به خاطر اينكه توبه كرده و پشيمان شده است اعلام رضايت ميكنم اما درخواست دارم وي از جنبه عمومي جرم به حداكثر مجازات محكوم شود و تا پايان حكمش در زندان باشد. همسر مقتول هم با چشماني گريان گفت: از قتل شوهرم ناراحت هستم اما پسرم توبه كرده است و چند شب قبل هم شوهرم را در خواب ديدم و از من خواست تا به احترام ماه محرم از قصاص او گذشت كنم. بدين ترتيب متهم كه سال قبل پدرش را به قتل رسانده بود، از چوبه دار نجات يافت.