
در سالهاي اخير معمولاً شبكههاي سيما برنامههاي مفرح و سرگرمي به ويژه مسابقههايشان را از مسابقات تلويزيوني خارجي تقليد كردهاند؛ صدا و سيما معمولاً در توليد برخي برنامههايش تيزي نقد منتقدان را به جان ميخرد و با كپيبرداري از برخي مسابقات مشهور و جهاني تلويزيوني اقدام به توليد برنامه ميكند؛ اما گره كار كجاست كه با وجود تمام هزينههايي كه صدا و سيما در اين راه ميپردازد نسخه ايراني اين برنامههاي پرمخاطب جهاني چندان جذاب از آب درنميآيند؟
وقتي تقليد آغاز شدتا دهه 60 و اوايل دهه 70 ايده بيشتر مسابقات تلويزيوني صدا و سيما بومي بود؛ «نامها و نشانهها»، «يك مسابقه و سي سؤال»، «مسابقه علمي» و «جدول تصويري» و «ازكيبپرسم» در دهه 60 و مسابقههاي تلويزيوني «فرهنگ قرآني»، «مسابقه نوجوان»، «مسابقه سينمايي»، «مسابقه هفت خوان» و «مسابقه مشاغل» در دهه 70 از جمله مسابقههاي تلويزيوني سيما با ايدههاي ايراني بودند. از سال 76 به بعد كمكم، توليد نسخههاي ايراني مسابقات خارجي در كشور باب شد؛ در اين سال «مسابقه بزرگ» يكي از پرمخاطبترين برنامههاي تلويزيون بود كه از شبكه سه پخش ميشد و اين مسابقه پرهيجان كپيبرداري شده از يك مسابقه خارجي بود. پس از آن «مسابقه راز سيب» با اجراي فرهاد جم روي آنتن شبكه سه رفت كه ايده آن نيز برگرفته از مسابقات خارجي بود؛ استقبال از اين دو مسابقه حتي بسياري از تهيهكنندگان را وسوسه كرد كه به سراغ نمونهبرداري از مسابقات خارجي بروند؛ اين اقتباس در دهه دوم 70 تا جايي پيش رفت كه با ورود ماهوارههاي آنالوگ و ديدن اصل يك مسابقه در شبكه تركيهاي مخاطبان كمكم نسبت به اين مسابقات دلزده شدند و منتقدان هم واكنش نشان دادند اما اين مسئله باعث نشد كه تلويزيون از ساخت مسابقات متنوع منصرف شود.
آيا تقليد مذموم است؟در دنيا تلويزيون دو كشور تركيه و ايتاليا را به عنوان مسابقهسازترين تلويزيونهاي جهان ميشناسند كه بخش اعظمي از برنامههاي تلويزيون اين كشورها تا همين چند سال پيش در اختيار پخش مسابقههاي تلويزيوني بود. در اين كشورها اين منوال كم و بيش همچنان تا به امروز حفظ شده است و سير تقليد سيما از مسابقههاي تلويزيوني خارجي هم كماكان در كشورمان ادامه دارد كه مسابقه «كليد» محصول شبكه سه سيما از جمله آنهاست. لفظ تقليد اغلب با حسي منفي همراه است و تقليد برخي برنامههاي رسانه ملي از برنامههاي مشهور خارجي هم در موارد بسياري مورد انتقاد رسانههاي كشورمان قرار گرفته است اما تقليد آنقدرها هم كه به نظر ميرسد پديده شوم و مذمومي نيست. وقت قبول آن است كه اين روال نه تنها در تلويزيون ما بلكه در تلويزيون بسياري از كشورهاي دنيا نيز جريان دارد. اما چرا تلويزيون كه انگ تقليد از مسابقههاي تلويزيوني خارجي را بر دوش ميكشد به رغم كپيبرداري از ايدههاي جهاني شبكههاي خارجي باز هم در توليد نسخه ايراني اين مسابقات خارجي و جذب مخاطب موفق نيست؟ شايد برخلاف نقدهايي كه گاه و بيگاه بر پروسه تقليد تلويزيون از طرح مسابقات خارجي وارد ميشود بايد بيش از هر چيز درباره سر و شكل اين برنامهها بحث كرد نه لفظ تقليد آن.
جذابيت قفل شده «كليد»مسابقهاي چون «كليد» كه از شبكه سه سيما پخش ميشود مابهازاي ايراني مسابقهاي خارجي با عنوان «ميدانم كه همسرم ميداند» است؛ مسابقهاي كه در تركيه با رنگ و لعاب و دكوري چشمنواز برگزار ميشود و هر آخر هفته به زوج برنده يك دستگاه خودروي لوكس جايزه ميدهد. نكته قابل توجه در اين ميان، نوع و شيوه تقليد است. اصولاً واژه تقليد نزد بشر چندان واژه خوشايندي نيست. مردم بنا به ضرورت حاضر به پذيرفتن تقليد ميشوند و به آن تن ميدهند. به همين دليل نيز معمولاً اين نوع مسابقات در شبكههاي مختلف دنيا به شيوهاي بازسازي ميشود كه بيننده آگاه در عصر اطلاعات از مقايسه نسخه ملي آن مسابقه و نسخه اصلي و خارجي آن حس دلزدگي و انزجار نداشته باشد. معمولاً با تمام توان سعي ميشود كه نسخه تقليد شده از نظر بار فني، امكانات دكوري و استوديو و شكل و ظاهر آن و ديگر عوامل مورد توجه قرار بگيرد و در واقع نه تنها كپي برابر بلكه كپي بهتر از اصل باشد. به همين خاطر دستاندركاران شبكههاي مختلف تلويزيوني معمولاً سعي ميكنند كه ضمن تقليد از اين مسابقههاي جهاني و آيتمهاي مختلف آن، خلاقيتهايي را در بخشهاي مختلف مسابقه بگنجانند. در تقليد دستاندركاران توليد نسخههاي ايراني اين مسابقات تلويزيوني چنين نكاتي به فراموشي سپرده شده است. مسابقه كليد در كشورمان از نسخه اصلي مسابقه جهاني «ميدانم كه همسرم ميداند» تقليد شد اما زرق و برق و قدرت جاذبه استوديو و تجهيزات فني و رنگ و لعاب نسخه اصلي اين مسابقه به هيچ وجه قابل مقايسه با كليد ايراني نيست. مسابقهاي با موضوع استعداديابي هم كه ايام عيد دو سال پيش از تلويزيون پخش شد نسخهاي مضحك از مسابقه جهاني استعدادها بود كه به دليل استقبال مردم در كشورهاي مختلف دنيا هنوز هم پخش ميشود اما اين مسابقه در همان چند روز ايام تعطيل عيد هم نتوانست مردم را با خود همراه كند.
بيسليقگي، فاكتور گمشده در تقليد موفقامروزه مردم به واسطه گسترش امكان دسترسي به منابع اصلي رسانهاي با نسخههاي اصلي و خارجي اين مسابقات آشنا هستند؛ براي مردم اين بازآفرينيهاي بسيار ضعيف و سطحي، قدرت دافعه شديدي دارد. البته رسانه ملي در تقليد از مسابقههاي تلويزيوني خارجي هميشه هم ناكام نبوده است؛ مسابقهاي چون «سرزمين دانايي» مدتها پيش از شبكه تهران پخش ميشد كه بخشهايي از آن محتواي آن مشابه مسابقه جهاني «سروايور»- Survivor- بود اما خلاقيت برنامهساز در گنجاندن بخشهايي خلاقانه و دادن مسيرهاي تازه به اين مسابقه منجر به آن شد كه «سرزمين دانايي» تمام و كمال به يك مسابقه مستقل و ملي تلويزيوني تبديل شود؛ اين نقطه قوت مسابقهاي تلويزيوني بود كه شايد اگر با تبليغات بيشتر از يكي از شبكههاي سراسري و غيراستاني تلويزيون پخش ميشد طرفداران به مراتب بيشتري را براي خود دست و پا ميكرد. مهندسي و مديريت خلاقانه تلويزيون يكي از مؤلفههاي گم شده در سياستگذاري رسانه ملي است؛ شايد اهم مشكلات ريشه در كمبود بودجه و كمبود استعدادهاي خلاق، نكتهسنج و ايدهپردازان خوشفكر در طراحي برنامههاي رسانه ملي داشته باشد؛ افرادي كه نه يكشبه بلكه بر اساس مطالعات علمي و دقيق طولاني مدت به طراحي برنامههايي اقدام كنند و ايدههاي ضمانت شدهاي را براي جلب بيننده ارائه دهند كه بتواند تلويزيون را از قعر روزهاي دشوار بيپولي و نااميدي بيرون بكشد اما در اين روزها در نبود طراحان و ايدهپردازان خوب تلويزيون گاه كپيبرداريهاي خلاقانه از ايدههاي خارجي هم ميتواند به كمك تلويزيون بيايد اما به شرط آنكه سليقه خوبي در كار باشد.