
فردا 13 آبان است. اين روز براي همه ما آشنا است. ياددآور تسخير لانه جاسوسي كه بسياري از كشورهاي غربي و متحد آمريكا تازه متوجه شده اند در سفارتخانه هاي آمريكا در اين كشورها چه مي گذرد. اما مردم ايران بخصوص قشر جوان سه دهه است كه اين مسئله را به جهانيان گوشزد مي كند. در حالي كه برخي در داخل خواهان به فراموشي سپردن آن هستند. حجت السلام «مهدي طائب»، فرمانده قرارگاه عمار در گفت و با «جوان آنلاين» مواضع اش را اينگونه بيان كرده است:
جناب آقاي طائب! نظر شما در خصوص 13 آبان چيست؟13 آبان نماد استكبارستيزي و كوتاه نيامدن مردم و مقاومت آنها برابر زورگويي، استعمار و استبداد است كه فرماندهي آن در دنيا آمريكاست. زماني كه شاه از ايران فرار كرد، شاهي نماد استبداد و استكبار در كشورمان بود اما آمريكا به او پناه داد و بالاخره مانعي بزرگ بود براي آنكه شاه به ايران برگردد و در دادگاه عدل محاكمه شود. امام(ره) با درك درست از شرايط عامل اصلي و شيطان بزرگ را آمريكا دانست و فرمود: هر چه فرياد داريد بر سر آمريكا بياوريد و ديگران جيرهخوار اين مركز استكباري هستند. بنابراين ملت ما در طول تاريخ انقلاب هميشه اين روز را زنده نگه داشتند.
در طول اين سالها همواره جوانان ما در مراسم 13 آبان شركت كردهاند، فكر ميكنيد دليل حضور گسترده جوانان در مراسمات اين روز چيست؟بار اين شعار بيشتر بر عهده جوانان ماست كه اين قشر را دانشآموزان و دانشجويان تشكيل ميدهند. به همين جهت اين روز را هم روز دانشآموز ناميدند و هم روز استكبار. از اين رو معناي تجميع آن، اين است كه هرگز شعار مرگ بر آمريكا در ايران پير نميشود و هميشه در روز 13 آبان شعار «مرگ بر آمريكا» جوان و با طروات ميماند و در تجمع فردا اين حضور به عينه ديده ميشود. اين امر ادامه دارد، تا هنگامي كه موضوع آن يعني آمريكاي مستكبر از ميان برود. چنانچه به همين شكل مردم ما به آن بديل آمريكا، يعني شوروي آنقدر مرگ بر آن گفتند تا اينكه بر صفحه روزگار چيزي به نام شوروي كمونيست باقي نماند و حالا فقط در موزهها نمادهايي از آنها يافت ميشود و قطعا آمريكا هم همان سرنوشت را خواهد داشت.
در سفر اخير دولت به آمريكا زمزمههاي شنيده ميشد كه ديگر شعار «مرگ بر آمريكا» در ادبيات سياسي حذف ميشود و مسير صلح و دوستي در راه است. من از اين مذاكرات دوستي با آمريكا را احساس نميكنم. در زبان انقلاب و زبان ديپلماتيك تفاوتهايي وجود دارد. زبان مردم ما زبان انقلاب است، زبان شكست حصرها،سدها و راههاي دروغين. راه زبان انقلاب شكست اين حصرهاست كه استكبار به فرماندهي آمريكا چنين سدهايي درست كرده تا جريانات روي زمين به نحوي برود كه منافع آنها تامين شود. يك زبان ديگري هم به نام زبان ديپلماتيك وجود دارد كه در دنيا بايد با آن صحبت كرد و با قوارهها آن زبان به پيش رفت. در اينجا من نظر خوانندگان عزيز را به رابطهمان با شوروي جلب ميكنم. ما هرگز با شوروي قطع ارتباط نداشتيم، مسئولين ديپلماتيك ما هم در جلسات رفت و آمد ميكردند و شايد به روي هم ميخنديدند؛ ولي ملت ما كاملا ميدانست كه يكي از كساني كه در جنگ عراق عليه ما صدام را تسليح ميكرد رژيم اتحاد جماهير شوروي بود و هرگز هم مرگ بر شوروي از دهان مردم ما نيفتاد تا سرانجام او را به قعر جهنم و به زبالهدان تاريخ فرستادند. ماجراي مذاكرات با 5+1 كه آمريكا هم در آن حضور دارد و در آنجا نماينده هم معرفي ميكند، مسئله ديپلماتيك است كه به حركت انقلابي مردم و جهت انقلاب ما ربطي ندارد و عليالقاعده هم هيچگاه در مسيري جلو نميرود كه در اين زبان انقلابي به تعارض برسد. تجربه نشان داده انقلاب ما هر راهي خلاف آرمانهايمان باشد آن را پاك كرده و كنار گذاشته است. به هر حال اين زبان ديپلماتيكي است و در مسير ديپلماتيك هم همين مسير انشاءالله طي خواهد شد.