سينماي ايران از دهـههـاي دور مخـاطب جهاني داشته و حتي در سالهاي پيش از انقلاب هم جايزه جهاني دريافت كرده است اما چند سالي است كه سير حضور فيلمهاي ايراني در جشنوارههاي خارجي و سير دريافت جوايز بينالمللي با رشد مواجه شده است. در اين بين تقلاي شماري از كارگردانان بدنام به توليد فيلمهاي سياه از ايران كه معمولاً باب طبع جشنوارههاي خارجي ميشود بر اين تفكر دامن زده است كه برخي كارگردانان و سينماگران كشورمان به جاي آنكه سرباز وطن باشند سوداي گرفتن چراغ سبز حضور در جشنوارههاي خارجي را دارند و از اين حيث، جشنوارههاي غربي بر سر و شكل و محتواي سينماي ايران اثر ميگذارد؛ اين ادعا با اعتراف جمعه شب يك سينماگر به دريافت سفارش ساخت يك فيلم ضد ايراني از فرانسه وارد مرحله تازهاي شد.
به گزارش «جوان»، آخرين باري كه سينماي ايران بهترين جايزه بينالمللي خود را دريافت كرد، دو سال پيش و موسم به مراسم اعطاي جوايز آكادمي اسكار بود كه جايزه بخش خارجي خود را به فيلم «جدايي نادر از سيمين» اعطا كرد.
دريافت جوايز جهاني در سطوح بالايي چون سطح اسكار معمولاً براي فيلمسازان و سينماي كشورها افتخار محسوب ميشود؛ اصغر فرهادي با دريافت اين جايزه به يك برند در سينماي جهان تبديل شد و سفارش ساخت فيلمي به تهيهكنندگي فرانسه را دريافت كرد. از اين محل حتي بازيگران فيلم «جدايي نادر از سيمين» هم پيشنهادات خوب سينمايي براي ايفاي نقش در فيلمهاي درجه يك سينماي جهان را دريافت كردند؛ از اين حيث شايد كعبه آمال بودن حضور در جشنوارههاي خارجي و دريافت جايزه اين جشنوارهها براي برخي سينماگران قابل توجيه باشد اما مسئله ديگر چگونگي رسيدن به اين آمال است. به باور برخي سينماگران، عشق رسيدن به جشنوارههاي خارجي، چشم برخي سينماگران داخلي كشورمان را كور كرده است؛ سينماگراني كه براي حضور در فستيوالهاي فيلم خارج از كشور به سوي مديران اين جشنوارهها غش ميكنند و محتواي فيلمهايشان را باب ميل مديران اين جشنوارهها شكل ميدهند.
جمعه شب و در قالب برنامه مناظره كه با موضوع بررسي سينماي جشنوارهاي از شبكه اول سيما پخش شد نيز سينماگران مختلف به نكات بسيار قابل توجهي در خصوص سينماي جشنوارهاي اشاره كردند. پرويز شيخ طادي، يكي از چهرههاي سينمايي كه در جمع سينماگراني چون مسعود جعفري جوزاني، ابوالحسن داوودي، منوچهر شاهسواري و اكبر نبوي حضور داشت در بخشي از صحبتهايش گفت: «تمام فيلمهاي ما و آثارمان فاقد قهرمان هستند؛ آيا سينماي ضد قهرمان جذابيت دارد؟ آيا با اين ويژگيهايي كه آنها به ما تزريق ميكنند ميتوانيم فيلمهاي خوبي بسازيم و آيا سينماي ما با قدم زدن در سواحل اروپا ميتواند به جايي برسد. اگر رسيده است كه اصلاً نيازمند مطرح كردن اين بحثها نبوديم. متأسفانه امروز سينماي غرب تفكر ضدقهرمان به ما تزريق كرده و مضاميني نظير سرخوردگي، بيثباتي، فرار از مبارزه، تسليم محض شدن و شخصيتهايي عاري از ارزشهاي الهي در فيلمها رواج دارند و سينماي اروپا فقط همين قهرمانان را ميپذيرد.»
شيخ طادي در ادامه با اشاره به اينكه پيشتر طعم حضور در جشنوارههاي اروپايي را تجربه كرده است، افزود: «اين ويژگيهايي كه به ما تزريق كردهاند سينماي ما را نابود كرد.»
به ادعاي سينماگراني چون شيخ طادي امروز جشنوارههاي غربي محتواي سينماي ايران را مديريت ميكنند و آن را تحت الشعاع خود قرار ميدهند.
همچنين مسعود جعفري جوزاني يكي ديگر از مهمانان برنامه «مناظره» نيز در ادامه اين برنامه اين نكته را كه «هر تفكري دشمن دارد» مطرح كرد و گفت: «افرادي كه در سالهاي اوليه انقلاب تلاش ميكردند جلوي جشنوارههاي داخلي را بگيرند و آنها را لهو و لعب ميدانستند، امروز در خارج از كشور نشستهاند و ما را به جرم همكاري با جمهوري اسلامي متهم ميكنند. حالا اين افراد كه نوكر اجنبي شدهاند براي برخي فيلمها لابي ميكنند. نميدانيم بايد به سليقه مديران اداره مميزي بايد فيلم بسازيم يا مردم؟ گاهي برخي فيلمهاي فاقد ارزش توسط دولت توليد ميشوند. البته اين هم نيست كه هركس كه فيلمي ساخت و جايزه گرفت آدم وطنفروشي است.»
منوچهر شاهسواري، يكي ديگر از سينماگران حاضر در اين برنامه نيز در ادامه درباره فيلمهاي ايراني حاضر در جشنوارههاي خارجي توضيحاتي داد تا اين موضوع را القا كند كه اين فيلمها لزوماً سياهنمايي نبودهاند. شاهسواري گفت: «اولين فيلم جدي بعد از انقلاب كه در جشنوارهها جايزه گرفته است، فيلم «دونده» است. در اين فيلم چه تحقيري وجود دارد؟ داستان اين فيلم درباره پسري است كه بر سر اهداف خود ايستادگي ميكند. موافقت درون اين فيلم، انعكاسي هنرمندانه از زندگي يك نوجوان است. فيلمهاي جعفري جوزاني همچون جادههاي سرد و شير سنگي نيز در جشنوارهها جايزه گرفتهاند كه به عنوان فيلمهايي از سينماي ملي قابل دفاع هستند. البته ممكن است چند مصداق منفي هم وجود داشته باشد اما عقل كامل و انصاف ميگويد: خوبيهاي يكديگر را ببينيم و سپس قضاوت كنيم.» اما شيخ طادي در پاسخ به او خاطر نشان كرد كه مثالهاي شاهسواري قهرمان و داستان كلاسيك دارند، مردمپسند هستند و تمام مردم دنيا آنها را دوست دارند اما جشنوارهها اين فيلمها را دوست ندارند. منظور شيخ طادي اين بود كه فيلمهاي باب سطح جشنوارههاي خارجي فاقد قهرمان هستند. سينما معرف يك ملت است اما برخي سينماگران بدون توجه به اين كاركرد، براي افزايش شانس حضور خود در جشنوارههاي خارجي رو به ساخت فيلمهاي ايراني فاقد قهرمان ميآورند؛ سينمايي كه به شدت باب ميل جشنوارههاي خارجي است، در عوض همان جشنوارهها سينماي منتسب به خود را به قهرمانپروري تشويق ميكنند كما اينكه سينماي امريكا، سينمايي به شدت قهرمانمحور است و اسكار در سال گذشته به يك نمونه اغراقآميز از اين جنس سينما يعني فيلم «آرگو» جايزه بهترين فيلم را اهدا كرده است.
در بخشي از اين برنامه همچنين ابولحسن داوودي تأكيد كرد كه جشنوارهها يك قالب هدايت شده با مسير مشخص نيستند كه بخواهيم همه را در يك لفافه خاص قرار دهيم. فيلم خوب و بد وجود دارد و فيلم خوبي كه براي مردم ساخته شده امكان حضور در جشنوارهها را دارد.
همچنين شيخ طادي در بخشي از همين برنامه كه از نگاه برخي رسانهها پنهان ماند خاطر نشان كرد كه برخي فيلمها در زمين ديپلماسي غرب بازي ميكنند و سپس طي اظهاراتي حتي به دريافت سفارش ساخت فيلمي از فرانسه اشاره كرد كه از قرار معلوم يكي از شروط اين سفارش، پرداخت هزينههاي ساخت فيلم در قبال محتواي انتقادآميز و ضدايراني آن بوده است.
صحبتهاي اثرگذار اين سينماگران دورنمايي از سينماي فاقد قهرمان اين روزهاي ايران است؛ سينمايي كه به جاي دريافتن مخاطب داخلي خود، براي جشنوارههاي خارجي ساخته ميشود و براي گذر از مرز كشور تن به سلايق خاصي ميدهد.
اين در حالي است كه به گفته سينماگراني چون شيخ طادي سينماي ايران بايد در درجه اول مخاطب داخلي و كشور خود را در نظر بگيرد تا آنكه بخواهد براي جشنواره سياسي خودزني كند. سينما بايد منافع كشور را مثل سربازي حفظ كند؛ حضور در جشنوارههاي خارجي براي هر كشوري يك فرصت است، چراكه سينما ويترين يك ملت است اما اينكه براي استفاده از اين پتانسيلها و فرصتها چه محتوايي پشت اين ويترين قرار بگيرد، خود مهمترين مسئله است.