رفتار به ظاهر متناقض كنگره و كاخ سفيد در نوع برخورد با پرونده هستهاي ايران، به رغم اشتراكهاي فراوان در اين دو حوزه قدرت در امريكا، نشان از طراحي و اجراي عمليات رواني پيچيدهاي از سوي مراكز تصميمسازي عليه ايران و ديگر كشورهاي دخيل در ماجراي هستهاي ايران دارد.
1- اثرگذاري بر فرآيندهاي داخلي ايران و تقويت جريان معتقد به سازش و تسليم و برقراري رابطه با امريكا. 2- منزوي سازي هرگونه نگاه منتقد به رفتار استكباري امريكا در داخل، به گونهاي كه همنوايي رسانههاي بيگانه با برخي از مطبوعات داخلي به جايي ميرسد كه حتي به رئيس دولت پيشنهاد داده ميشود كه مراسم روز ملي مبارزه با استكبار در روز 13 آبان برگزار نشود يا دولتيها در آن شركت نكنند. 3- ادامه بازي «پليس خوب» و پليس بد» با هدف سوق دادن ايران به تمكين در برابر خواست كاخ سفيد به عنوان پليس خوب؛ 4- برخي از برآوردها از فضاي داخلي سبب شده است كه آنها با تصور تداوم اين عمليات رواني قادر خواهند بود در روند مذاكرات آتي، بدون دادن هيچ امتيازي به ايران، امتياز بيشتري بگيرند. 5- اطمينان بخشي به همپيمانان هستهاي امريكا نظير رژيم سعودي و صهيونيستي در اين زمينه چندان نگران روند مذاكرات نباشند، اين در حالي است كه صداي امريكا هفته گذشته از اشتراك موضع عربستان و اسرائيل عليه ايران سخن به ميان آورده است. 6- تأثيرگذاري بر ساير اعضاي گروه 1+5 و حفظ ظرفيت آنها در چارچوب راهبردهاي امريكا. در نقطه مقابل اين راهبرد امريكاييها به نظر ميآيد دستگاه ديپلماسي ايران چندان توجهي به اين راهبرد نظام سلطه نداشته و نسبت به تبعات آن به ويژه در داخل كم توجه است، چرا كه در شرايطي كه برخي از مفاد طرح پيشنهادي ايران از سوي رسانههاي غربي منتشر شده است اما در داخل هنوز مردم ايران به عنوان حاميان و پشتيبانان واقعي تيم مذاكره كننده، از مفاد آن اطلاعي ندارند. يا در حالي كه امريكاييها با انعكاس مكرر اختلاف كنگره و كاخ سفيد بر سر پرونده هستهاي ايران، بيشترين برد را در مذاكرات و همراهسازي كشورهاي ديگر داشتهاند، در داخل انتقادات حتي در حد بيلبوردهاي تبليغاتي هم تحمل نميشود و برخي آن را مصداق كارشكني در مذاكرات قلمداد ميكنند و اين در حالي است كه دولتمردان با طرح مكرر خالي بودن خزانه و... بيشترين كمك را به تندروهاي امريكا كردهاند تا اهداف عمليات رواني خود را پيش ببرند.
بر خلاف مسيري كه تاكنون در عرصه داخلي طي شد، به نظر ميآيد مهمترين مؤلفهاي كه ميتواند توان تيم مذاكره كننده هستهاي ايران را در اين مواجهه افزايش دهد، اتكا به حمايتهاي دروني و ظرفيتهاي داخلي است و بر اين اساس نه تنها نبايد از انتقادات داخلي نگران شد، بلكه با بازتاب آن و تأكيد بر مطالبات اصلي مردم در حفظ حقوق هستهاي و عزت ايران اسلامي، ميدان بازي را تغيير داد، چيزي كه مصداق آن در همين روزها اتفاق افتاد و آن عقبنشيني خانم وندي شرمن از اهانتي بود كه به مردم ايران روا داشته بود. پس از انتشار خبر لسآنجلس تايمز در مورد سخنان او كه گفته بود فريبكاري بخشي از DNA ايرانيان است، اعتراضات مردمي و رسانهاي در داخل و خارج سبب عقبنشيني و عذرخواهي تلويحي وي شد. بر اين اساس حضور ملي مردم ايران در مراسم روز ملي مبارزه با استكبار جهاني و تأكيد بر حقوق حقه مردم ايران از يك سو و اعلام انزجار و بياعتمادي به نظام استكباري امريكا ميتواند بهترين دستمايه براي تيم مذاكرهكننده هستهاي در مذاكرات آينده و نقطه قوتي براي دولت يازدهم باشد. بر خلاف استراتژي تعريف شده در دولت يازدهم در نگاه به خارج، تغيير نگاه به داخل و اعتماد به حمايتهاي مردمي وزنه دولت در عرصه بينالمللي را نيز سنگينتر خواهد كرد.