ادعاي يكي از فرزندان زهرا رهنورد در مورد برخورد مأموران وزارت اطلاعات با وي كه در عرصه رسانههاي معاند و مخالف داخلي و بينالمللي بازتاب گستردهاي يافت، اگرچه به لحاظ اصل خبر واجد اهميتي نيست ولي به دليل زمينهها و اهدافي كه در پي اين گونه خبرسازيها وجود دارد، نياز به تأمل بيشتر است.
براساس گزارش وزارت اطلاعات، در پي درخواست خانم زهرا رهنورد مبني بر ملاقات هفتگي ايشان با اعضاي خانوادهاش به مناسبت عيدغدير در منزلشان و موافقت وزارت با اين درخواست، پس از اتمام ملاقات، يكي از دختران دست به اقدامي خلاف ضابطه و مقررات زد و در واكنش به تذكر مأمور مربوط، نسبت به توهين به وي و همچنين ضرب و شتم او با همكاري دو تن از منسوبين اقدام نمود، براساس اين گزارش اگرچه اين موضوع با پا در مياني خانم زهرا رهنورد در همان مكان خاتمه يافت، ليكن متأسفانه شماري از رسانههاي ضدانقلاب بيگانه متأثر از فضاسازي خلاف واقع عناصر بدخواه و برخي فرزندان خانم رهنورد مطالب و مواضعي كذب (گاز گرفتن دست دختر رهنورد) و ناصواب را دستمايه خبري خود قرار داده و اصل ماجرا را وارونه منعكس كردند.
مدتي پيش از اين 11 مهرماه نيز در حالي كه محمدتقي كروبي پسر كروبي با خوب توصيف كردن حال پدرش از سفر سه روزه او به سرعين خبر داده و از اقدامات پزشكان و مأمورين امنيتي براي سلامت پدرش تشكر كرده بود، در فاصله كمتر از دو هفته پس از آن فاطمه كروبي در نامهاي خطاب به آقاي روحاني، رئيسجمهور مدعي ميشود كه كروبي به شدت ضعيف و آسيبپذير شده است.
غرض از بازخواني اين اخبار به طور قطع همنوايي با تلاش سران و عوامل فتنه براي احياي مجدد آن در اذهان نيست، چرا كه روند تحولات سياسي كشور به ويژه بعد از انتخابات يازدهم رياستجمهوري و حضور پرشور مردم در پاي صندوقهاي رأي و تحقق حماسه سياسي خط بطلاني بر ادعاي تقلب سران و عاملان فتنه در انتخابات دهم رياست جمهوري بود و نشان داد كه عاملان و سران آن فتنه بزرگ كه هزينههاي بسيار عظيمي را بر ايران اسلامي تحميل كرده و علاوه بر آسيبهاي جاني و مالي به مردم، منشأ اين تحريم فلجكننده دشمن و هزينههاي مترتب بر آن نيز ميباشند، مجازاتشان نه تنها حصر يا احكام محدود مراجع قضايي بلكه تاوان سنگينتري است كه تنها در دادگاه عدل الهي قابل محاسبه است. اما آنچه كه ضرورت مرور اين خبرسازي را ايجاب ميكند، اهداف پنهاني است كه به طور قطع همان عناصر مؤثر در ايجاد و تداوم فتنه، در آن دخيل هستند كه به نكاتي از آن اشاره ميشود:
بعد از انتخابات يازدهم رياست جمهوري و روي كارآمدن دولت آقاي روحاني، هم ايشان و هم وزرايشان فتنه و آشوبهاي خياباني پس از انتخابات دهم را محكوم كردند و برخي از مسئولان كه وجود برخي از شواهد و قرائن از همراهي آنها با آشوبگران در روزهاي اول حكايت ميكرد، با محكوم كردن و برائت از آن بر باور و اعتقاد خود به نظام اسلامي تأكيد كردند. تداوم اين روند به طور قطع انزواي بيشتر سران فتنه و حاميان آنها را داشته و دارد و لذا ادامه آن براي كساني كه تمام سرمايه سياسي و اجتماعي خود را صرف آن كرده بودند، ناگوار و غيرقابل پذيرش است، لذا تلاش دارند به نوعي اين روند را متوقف كنند.
2- خبرسازي كذب در مورد رفتن موضوع پرونده حصر به شوراي عالي امنيت ملي نيز در ماههاي اخير، حركت رسانهاي ديگري بود كه عوامل فتنه و حاميان آنها تلاش داشتند آن را به موضوع ملي و كلان كشور تبديل كرده و از آن طريق و فشار رسانهاي زمينه رفع حصر و بدون عذرخواهي آنها را فراهم كنند كه البته نتيجهاي در برنداشت. قابل ذكر است كه عذرخواهي حداقل عقوبت اين جهاني سران فتنه است كه افكار عمومي از آنها انتظار دارد.
3- مستندسازي و زمينهسازي براي پروندهسازي بينالمللي عليه ايران در كنگره امريكا و يا شوراي حقوق بشر، يكي ديگر از اهداف اين فضاسازي است. اين تحركات در سالهاي اخير سبب شده است كه رفع حصر به عنوان يكي از شروط رفع تحريم ايران در طرح نمايندگان امريكا در كنگره كه به طرح «سينك آشپزخانه» معروف شده است، در كنار شروط ديگر نظير توقف غنيسازي، آزادي همجنسبازي در ايران و رفع محدوديت بهائيان و ... مطرح شده است.
4- انتقام از دولت يازدهم و روند فاصلهگيري آنها از عوامل و سران فتنه، يكي ديگر از اهداف اين فضاسازي است، چرا كه حداقل پيامد نامه فاطمه كروبي و برخورد دختر زهرا رهنورد با حسن نيت و همكاري وزارت اطلاعات، ميتواند پرهيز از گشايش در وضعيت محصورين باشد.
5- اما شايد مهمترين دليل اين فضاسازي را بتوان نياز اصلي جريان سياسي عامل و حامي فتنه در تداوم حصر دانست، چرا كه تصور آنها اين است كه با تداوم حصر تا انتخابات آتي مجلس، آنها قادر خواهند بود از آن به عنوان سرمايه اجتماعي براي حفظ و انسجام جريان و شكلدهي مجلس دهم به نفع خود بهرهبرداري كنند و به همين دليل بود كه به رغم برخي اخبار كه در مورد پشيماني و ندامت برخي از سران و عوامل فتنه و آمادگي آنها براي برائت از آن واصل شده بود، با اين فضاسازي سعي در ممانعت از آن داشته و دارند، اما اين تحليل سران مدعي اصلاحات نيز توهمي بيش نيست، چرا كه اگر حصر و بازداشت سران فتنه براي آنها سرمايه بود، ديگر دليلي نداشت تا نامزد اصلي خود در انتخابات يازدهم را وادار به انصراف كنند تا بتوانند با ادعاي حمايت از آقاي روحاني كه به لحاظ پايگاه اجتماعي و سياسي، ارتباطي با اين جريان ندارد، پايگاه اجتماعي خود را بازسازي كنند.