سخت ميتوان در تحليلهاي سياسي اين روزهاي تحولات منطقه خاصه سوريه، لبنان و عراق، نقش سعوديها را ناديده گرفت، يا در تببين دلايل صعود رفتارهاي خشونتآميز اين روزهاي منطقه به ويژه لبنان نقشي براي عربستان سعودي و نفر نخست سازمان اطلاعاتياش بندر بن سلطان قائل نشد.
هرچند شايد برخيها نشستن نام بندر بن سلطان بر صدر اخبار رسانههاي خارجي را بسيار مبالغهآميز ميدانند، اما وقتي به وضعيت شش ماهه اخير سعوديها در منطقه خصوصاً پس از عقب نشيني امريكا در استفاده از گزينه نظامي در سوريه نگريسته شود، به دلايل معروفيت اين روزهاي بندر بيشتر ميتوان پي برد.
اگر بپذيريم كه منطقه غرب آسيا پس از بروز بحران سوريه درگير يك جنگ تمام عيار اطلاعاتي بوده – كما اينكه به زعم بسياري از ناظران همينگونه هم هست- پس پر بيراه نيست كه نفرات اول و دوم سازمانهاي اطلاعاتي هريك از كشورهاي درگير در تحولات سوريه بيش از سايرين نقشآفرين بوده باشند و از اين حيث با توجه به اينكه سعوديها خود را يكي از بازندگان تحولات سوريه ميپندارند، بنابراين جنب و جوش آقاي اول اطلاعاتي سعودي تا حدود زيادي معمولي به نظر ميآيد و بايد به وي حق داد كه تا اين حد جنونآميز به قتل عام ملتهاي منطقه كمر بسته است.
اين روزها طرابلس در شمال لبنان نزديكترين منطقه به سوريهاي كه 29 ماه است در آتش بحران تروريستي ميسوزد، درگير خشونتهايي است كه بيش از همه امنيت ملي وثبات سياسي اين كشور و در وهله دوم تحول سياسي ژنو2 مربوط به تحولات سوريه را نشانه رفته است.
از ابتداي بحران سوريه تاكنون بيش از 800 هزار پناهجوي سوري وارد لبنان شدهاند كه اين موضوع امنيت ملي لبنان به ويژه در مناطق شمالي اين كشور و شهر طرابلس را تا حدود زيادي تحت تأثير قرار داده است. در 29 ماه گذشته تقريباً روزي نبوده است كه نام طرابلس و ترانسفر ستيزهجويان به اصطلاح جهاد بينالملل از اين منطقه به سوريه وجود نداشته باشد. سخن در باب اهميت وجود منطقه سنينشين طرابلس لبنان براي گروههاي تروريستي و شورشي سوريه همين بس كه عمليات بزرگ آزادسازي منطقه القصير توسط ارتش سوريه براي پايان دادن به اين اهميت صورت گرفت. پس از آن نيز بارها تروريستها تلاش كردند ضرباتي را از همين منطقه به ارتش سوريه وارد كنند، اما با هوشياري حزب الله و ارتش لبنان هرگز اين مهم محقق نشد.
اينك و با نزديك شدن به انتخابات حساس رياست جمهوري لبنان، گروههاي سلفي لبناني با حمايت مستقيم مالي و تسليحاتي سعوديها بار ديگر اين منطقه حساس را ملتهب كردهاند تا يك هدف داخلي و يك هدف خارجي را از رهگذر اين التهاب ميسر كنند.
نخست؛ لبنان هشت ماه ديگر شاهد انتخابات رياست جمهوري و تعيين جايگزين ميشل سليمان خواهد بود. از آنجا كه شرايط سياسي لبنان به طور مستقيم تابع شرايط سياسي سوريه است، لذا مادامي كه صحنه ميداني سوريه همچنان در اختيار ارتش و نظام سوريه باشد، بيشك با توجه به وضعيت برتر جريان هشت مارس، رئيسجمهوري كه در لبنان بر سركار خواهد آمد از نظام سوريه حمايت خواهد كرد. سعوديها ميكوشند با تغيير وضعيت ميداني لبنان اين انتخابات را دستخوش تغييراتي كنند تا اگر در سوريه به موفقيتي دست نيافتند، دست كم در لبنان امتيازاتي را از امريكاييها دريافت كنند.
دوم؛ در صورتي كه سعوديها بتوانند صحنه ميداني لبنان را در معاملهاي با غرب به نفع خود تغيير دهند، احتمالاً آنها براي حضور در نشست ژنو 2 در خصوص تحولات سوريه تمايل نشان خواهند داد و تنها در اين صورت آنان راهي اين نشست خواهند شد. چه اينكه ميكوشند در برابر رقيب خود يعني ايران دست خالي نباشند. اما اگر نتوانند صحنه لبنان را تغيير دهند دست كم تلاش ميكنند با طولاني كردن اوضاع بحراني در لبنان مانع از برگزاري نشست ژنو شوند.
به يك معني در آستانه نشست بينالمللي ژنو 2 سعوديها درصدد برهم زدن اوضاع امنيتي منطقه هستند تا امتيازهاي مورد نظر خود را كسب كنند. اين مأموريت نيز برعهده بندر بن سلطان گذاشته شده است. از همين روست كه بايد درگيريهاي اخير طرابلس و همچنين حادثه تروريستي اخير شرق ايران را كه طي آن تعدادي از هموطنانمان به شهادت رسيدند در همين چارچوب ارزيابي كرد.