«بي عملي در كارهاي اجرايي» يا لااقل «كم عملي در وظايف اصلي قوه مجريه» گمانم نقد واردي به دولت اعتدال باشد، چراكه همه سياست خارجي را معطل مذاكرات هستهاي كردن اگر خطاست، همه امور كشور را معطل سياست خارجي كردن، خطاي بزرگتري است. گويي همه وزارتخانهها فرع بر وزارت امور خارجهاند و همه وزرا حاشيهنشين جناب ظريف! حتي اگر عمده برنامههاي شيخ حسن روحاني در ايام تبليغات انتخاباتي معطوف بر سياست خارجي بوده باشد، باز هم سهم سياست خارجي در اين دولت، زيادي زياد است و اين معضل، اندك تناسبي با آن يكي شعار رئيس قوه مجريه يعني «اعتدال» ندارد. قدر مسلم، سياست خارجه بسيار مهم است، اما انتظار معجزه از سياست خارجه داشتن انتظار بيهودهاي است. من اصلاً فرض ميكنم در مذاكرات هستهاي هيچ اقدام نامناسبي صورت نگرفته و ديپلماتهاي ما در مذاكرات، به مر عزت، مر حكمت و مر مصلحت عمل كردهاند. حتي با اين فرض هم نميتوان توقع داشت كه مذاكره، نسخه شفابخش اقتصاد باشد. قطعاً اين رويه خطاست كه تو در داخل، وظايف قوه مجريه را انجام ندهي و همه چشم اميدت به فرايند و فرجام مذاكرات باشد. معالاسف مدتهاست كه نه خبري از افتتاح است، نه خبر خوشي از معيشت مردم به گوش ميرسد. تورم هم كه دارد بيداد ميكند، اما جز مذاكره، مذاكره و باز هم مذاكره خبر خاص ديگري از دولت اعتدال به گوش نميرسد! تو گويي مردم با «قوه وزارت خارجه» مواجهاند، نه «قوه مجريه». البته كسي منكر تاثير سياست خارجي - اگر درست و اصولي انجام شود- بر بهبود معيشت مردم نيست، ليكن وقتي در داخل شاهد نوعي بيعملي يا كمكاري هستيم، چه انتظاري ميتوانيم از نتيجه مذاكرات داشته باشيم؟! امريكا اگر استغفرالله خدا هم كه باشد، باز گفتهاند؛ «از تو حركت، از خدا بركت». از تو وقتي در داخل، حركتي نيست، مذاكره در خارج، منتج به كدام بركت از سوي كدخداي عالم خواهد شد؟! بگذريم كه امريكا، نه خدا و نه كدخدا، بلكه فيالواقع «دولت تعطيل» است! كلا به نظر ميرسد دولت اعتدال، زيادي خوش بين است به مذاكره، به خصوص به مذاكره با امريكا. منتهاي مراتب هر چه هست، در همين چند وقت اخير بر همگان ثابت شد كه مذاكره، از حل اغلب مسائل مربوط به حوزه سياست خارجه عاجز است، چه رسد به اينكه بخواهد قيمت گوشت و لبنيات را سر و سامان دهد و البته در اين باب، طرف مذاكره از خود مذاكره مهمتر است! دولت بايد دست روي زانوي خود بگذارد، زانوي عزم و همت ملت خود، نه زانوي مذاكره با طرفي كه به هيچ امر بديهي اندك پايبندي ندارد. روزي رهبر انقلاب فرمودند؛ «بهترين «مرگ بر امريكا» كار كردن براي اين مردم است». ظاهراً ناظر بر اقتضاي زمان و مكان، بايد به دولت اعتدال بگوييم؛ «بهترين مذاكره، كار كردن براي اين مردم است». من واقعاً نميدانم از عمر دولت اعتدال 100 روز گذشته يا كمتر و بيشتر، اما خوب ميدانم «سالي كه نكوست از بهارش پيداست». ديروز راننده تاكسي خط «هفت تير، بازار» عجيب غافلگيرم كرد! ميگفت: «وزير مسكن گفته كه مسكن مهر را ميخواهد متوقف كند!. . . از همان اول هم ميدانستم ظريف به درد وزارت مسكن نميخورد!» به راننده گفتم: «اما وزير مسكن آقاي ظريف نيستها!» گفت: «ما كه به جز اين ظريف، وزير ديگري نميبينيم!»
از اول اين دولت تا الان، دقيق شمردهام؛ سر جمع هفتبار حرف كاملاً متناقض زده همين وزير مسكن درباره همين مسكن مهر! نكند اين تناقضگوييها هم با مذاكره حل ميشود؟! ما كه نسبت به سران كاخ سفيد اساسا بدبينايم، اما جماعت «واعطشا به امريكا» هم ديگر اينقدر خوب نيست همه قصور و تقصيرها را بيندازد گردن اوباما! و مذاكره! امريكا دولت خودش تعطيل است؛ دولت اعتدال را ساپورت كند؟! وزير مسكن وقتي اين كاره نباشد، تقصير شعار «مرگ بر امريكا» نيست! وزير خارجه وقتي عمل نا به جا داشته باشد، تقصير «بيلبورد هنرمندان انقلابي» نيست! در داخل وقتي بيعملي باشد، تقصير «آرمانخواهي» نيست! و در سياست خارجه وقتي اميد بيش از حد به مذاكره حاكم باشد، نبايد جورش را يوم الله 13 آبان بكشد! كرم معضلات از درخت تنبلي است. دولت بايد آستين همت خودش را بالا بزند... لوطيهاي طهران قديم ميگفتند؛ «با اين ريش، نميشه رفت تجريش.»