حرفهاي ديروز كارلوس كرش در مصاحبه با يك روزنامه پرتغالي را بايد به گوش مسئولان ورزش و فوتبال ايران دوباره خواني كرد، او در اين گفتوگو به صراحت از سيستم حاكم بر فوتبال ايران انتقاد ميكند و معتقد است كه فوتباليستهاي ايراني فقط پول حرفهاي ميگيرند. حرفهاي كرش آينه تمام نماي فوتبالي است كه سالهاست منتقدان آن ميگويند با ورود بيرويه پول به اين روزگار افتاده است، فوتبالي كه از 13 سال پيش پسوند حرفهاي خورد تا از حالت آماتورگونه خارج شود اما حالا در وضعيتي است كه حرفهاي بودن فقط در پول و قراردادهاي ميلياردي خلاصه شده است.
حالا صداي مربي پرتغالي هم درآمده. او در دو سالي كه از آمدنش به ايران ميگذرد به خوبي با زير و بمها و روابط آن آشنا شده است، حرفهاي او زنگ خطري است كه اگر به آن توجه نشود بايد در انتظار آينده تيره تري براي فوتبال ايران بود. كرش ميگويد حرفهاي بودن فقط در پول دادن نيست و بايد اين حرفهاي بودن در تمام ابعاد فوتبال ديده شود، موضوعي كه متأسفانه در ايران تنها به يك بعد خلاصه شده و ورود پولهاي ميلياردي، از فوتباليستهاي ايراني، بازيكناني ساخته كه ادعاي گرفتن پول حرفهاي دارند اما در زمين بازي مانند بازيكنان آماتور بازي ميكنند.
نگرانيهاي كرش قابل درك است. مرد پرتغالي بايد از بين همين بازيكناني كه به عقيده او فقط پول حرفهاي ميگيرند، تيمي را گلچين كند و در جام جهاني برزيل به ميدان بفرستد. با اين شرايط، كرش نگراني هايش را از سيستم حاكم بر فوتبال علني ميكند تا انتظارها از تيم ملي فوتبال بدون دليل بالا نرود. به همين خاطر است كه او به استفاده از بازيكنان دو رگه كه در خارج از فضاي فوتبال ايران رشد كردهاند علاقه بيشتري نشان ميدهد.
حرفهاي كرش را بايد جدي گرفت. او بازيكناني را در اختيار دارد كه يك فوتباليست حرفهاي به معني واقعي كلمه نيستند. هر چند هر ساله صفرهاي قراردادشان بيشتر ميشود اما آنها نه در بيرون و نه در زمين مسابقه، رفتار و استانداردهاي يك فوتباليست حرفهاي را ندارند. اين در حالي است كه در سطح اول فوتبال دنيا، بازيكنان علاوه بر اينكه پول حرفهاي ميگيرند، در ميدان مسابقه هم حرفهاي بودنشان را نشان ميدهند.
هر چند شايد خيليها عنوان كنند كه سطح فوتبال ايران با اروپا و امريكاي جنوبي قابل مقايسه نيست اما با توجه به اينكه در ايران پول حرفهاي به بازيكنان پرداخت ميشود بايد انتظار داشت كه آنها هم به سمتي حركت كنند كه نمونه يك فوتباليست حرفهاي و تمام عيار باشند. نميشود كه ادعاي دريافت پولهاي ميلياردي مانند فوتبال روز دنيا داشت اما در عمل مانند آماتورها رفتار كرد.
به عنوان نمونه، فوتباليست ايراني در حالي پول حرفهاي ميگيرد كه متوسط دويدن او در جريان بازي فاصله زيادي با متوسط سطح جهاني دارد. متوسط جهاني 9 تا 10 كيلومتر در جريان بازي است كه فوتباليستهاي ايراني به صورت متوسط، در هر بازي 7 كيلومتر ميدوند. نحوه تمرينات و همچنين نظارت باشگاه روي بازيكنان از ديگر مواردي است كه در فوتبال ايران تفاوتهاي فاحشي با فوتبال حرفهاي دنيا دارد.
در فوتبال دنيا، بازيكنان در تمام روز تحت نظارت و كنترل باشگاه هستند و برنامههاي مختلفي براي آنها در نظر گرفته ميشود اما در تيمهاي ايراني به رغم ادعاي حرفه بودن، بازيكن حداكثر دو ساعت در روز آن هم به بهانه تمرين به باشگاه ميرود و بقيه روز بدون كنترل باشگاه به امان خودشان رها ميشوند و برنامهاي براي آنها در نظر گرفته نميشود.
با اين شرايط فوتباليستهاي ايراني تبديل شدهاند به بازيكناني كه تنها در دريافت پول حرفهاي هستند تا امروز صداي كرش به عنوان مربياي كه سابقه حضور در سطح اول جهان را دارد دربيايد و او از اين مسئله انتقاد كند، اعترافي تلخ كه درد اين روزهاي فوتبال ايران است، فوتبالي كه آماتورها در آن پول حرفهاي ميگيرند!