کد خبر: 617647
تاریخ انتشار: ۰۴ آبان ۱۳۹۲ - ۲۳:۱۸
اكنون و با سپري شدن آن روزهاي پرتنش بر سر تسليحات شيميايي سوريه به نظر مي‌رسد كه اوضاع به سمت و سوي آرام شدن پيش مي‌رود و موضوع ژنو 2 كه تا همين چند هفته قبل به محاق كشيده شده بود
سيد رحيم نعمتي
اكنون و با سپري شدن آن روزهاي پرتنش بر سر تسليحات شيميايي سوريه به نظر مي‌رسد كه اوضاع به سمت و سوي آرام شدن پيش مي‌رود و موضوع ژنو 2 كه تا همين چند هفته قبل به محاق كشيده شده بود، به صورت جدي در دستور كار قدرت‌هاي درگير در بحران سوريه و سازمان ملل قرار گرفته است. كنفرانس مشترك مطبوعاتي جان كري، وزير امور خارجه امريكا، ‌و سرگئي لاوروف، ‌وزير امور خارجه امريكا، دلالت بر اين وضعيت دارد چراكه هر دو هم بر برگزاري ژنو 2 در اواسط ماه نوامبر به توافق رسيدند و هم اينكه به گفته لاوروف، «بر سر گام‌هايي براي متقاعد كردن حاكميت سوريه و نيروهاي اپوزيسيون براي حضور در كنفرانس» به توافق رسيدند. با اين توافق بين روسيه و امريكا مجالي براي سازمان ملل ايجاد شده تا بان كي مون، دبير كل سازمان ملل، بعد از ديدار با احمد جربا، رئيس ائتلاف ملي اپوزيسيون روسيه، خبر از موافقت اين ائتلاف براي برگزاري كنفرانس صلح ژنو 2 بدهد و اخضر ابراهيمي، نماينده سازمان ملل و اتحاديه عرب در سوريه، در مصاحبه با شبكه 5 تلويزيون فرانسه اميدوارانه از برگزاري ژنو2 آن هم بدون پيش‌شرط بگويد. اين توافقات تا حدود يك ماه قبل قابل تصور نيست اما اكنون به دست آمده و حداقل در ظاهر امر، همه جناح‌ها مرتبط با بحران سوريه خود را براي ژنو 2 آماده مي‌كنند. هنوز زود است از نحوه برگزاري ژنو 2 و دستاوردهاي آن سخن گفت اما حداقل مي‌توان گفت كه روسيه و امريكا در جريان سوريه تجربه‌اي را پشت سر گذاشته‌اند كه مي‌تواند براي تعاملشان بعد از اين تعيين‌كننده باشد. به عبارت ديگر، بحران سوريه طي حدود دو سال و نيم گذشته و در عمل مبدل به نقطه كانوني تقابل بين روسيه و امريكا شده بود و اكنون كه اين دو كشور به توافق اساسي رسيده‌اند، وضعيت سوريه در نوع روابط بين روسيه و امريكا به صورت كامل تغيير كرده است. اين تغيير تا آن حد است كه مي‌توان گفت سوريه از نقطه كانوني تقابل تغيير ماهيت داده و مبدل به نقطه عطفي شده كه مي‌تواند نوع روابط و تعامل آينده بين روسيه و امريكا را مشخص كند. در توضيح اين تغيير ماهيت بايد به چند دهه گذشته توجه داشت كه بعد از جنگ سرد و فروپاشي شوروي در آغاز دهه 90، تعريفي براي نوع رابطه و تعامل بين روسيه به عنوان جانشين شوروي با امريكا وجود نداشت.  روسيه بعد از شوروي به شدت دچار بحران اقتصادي و تا اندازه‌اي آشوب سياسي بود و ديگر نمي‌توانست يا نمي‌خواست آن موقعيت شوروي در عرصه بين‌الملل را داشته باشد اما امريكا درست برعكس، خود را در اوج قدرت در اين عرصه مي‌ديد. بر هم خوردن توازن بين امريكا و روسيه بازمانده از شوروي اين انتظار را براي حاكميت امريكايي ايجاد كرده بود كه روسيه ناتوان از برابري سابق است و اگر بخواهد در عرصه بين‌الملل بماند بايد در چارچوب برنامه و اهداف امريكا قرار بگيرد. دوره حكومت ديميتري مدودف تا اندازه زيادي با اين انتظار حاكميت امريكايي همخواني داشت و به همين دليل بود كه دوره‌اي از همكاري جديد امريكا با روسيه تحت عنوان reset مطرح شد. reset با شعار همكاري مطرح شد اما مسئله اصلي براي طرف امريكا آن همكاري يك‌طرفه‌اي از جانب روسيه بود تا امريكا بتواند بدون مزاحمت رقيب جدي طراحي خود از جهان در هزاره سوم را اجرا كند. مجموعه اين كنش و واكنش يا تعريف امريكايي از reset در جريان جنگ داخلي ليبي نتيجه داد و امريكا توانست بخشي از پازل مطلوب خود در خاورميانه را با همكاري روسيه در شوراي امنيت اجرا كند. با وجود اين نتيجه اما مدت كوتاهي لازم بود تا امريكا عمق ضرب‌المثل روسي را دريابد.  ضرب‌المثل روسي « Умом Россию не понять» به اين معنا است كه با عقل نمي‌توان روسيه را فهميد و امريكا وقتي كه حمايت جدي روسيه از سوريه و بحران آن را ديد به عمق اين ضرب‌المثل پي برد. امريكا در طي بحران سوريه بارها كوشيد تا دولتمردان كرملين را راضي به اهدافشان در اين كشور كنند چراكه هنوز در فضاي جنگ داخلي ليبي بودند و رفتار روسيه در بحران سوريه را بر آن اساس تجزيه و تحليل مي‌كردند. روسيه برخلاف تصور امريكايي ظاهر شد و جداي از سه وتوي قطعنامه‌هاي شوراي امنيت، هر گونه نشانه‌اي از سازش و همكاري با امريكا را منتفي كرد. نوع متفاوت برخورد روسيه با دو بحران ليبي و سوريه به خوبي نشان داد كه اين كشور در دو وضعيت متفاوت قرار دارد و سعي دارد طرف امريكايي را به درك تفاوت اساسي اين دو وضعيت متقاعد كند. روسيه بر سر بحران ليبي در وضعيت reset بود اما بعد از اين وضعيت فاصله گرفته است چراكه حاضر نيست در چارچوب طرح جهاني امريكا تعريف شود بلكه مي‌خواهد وضعيت سال‌هاي دور را به صورت جديدي بازتعريف كند. به بيان ديگر، بحران سوريه موجب شد تا روسيه بتواند از خاكستر فروپاشي شوروي سر بلند كند و به طرف امريكايي بفهماند كليت reset و نقش روسيه در آن به عنوان تابعي از طرح امريكا در روابط بين‌الملل را بايد به كناري بگذارد و به جاي آن، روسيه را به عنوان يك همكار در عرصه بين‌الملل بپذيرد. مصاحبه مطبوعاتي مشترك كري و لاوروف اين هدف روسيه را برآورده كرده و تحقق كامل آن در ژنو 2 است. به اين صورت، سوريه مبدل به نقطه عطفي در نحوه روابط روسيه و امريكا شده و مي‌تواند اصل همكاري را در اين مقوله تثبيت كند و آن روياي امريكايي از روسيه ضعيف و تابع را به تاريخ بسپارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار