دو پسر جوان كه متهم هستند هنگام سرقت يك خودرو مرتكب قتل راننده شدهاند به زودي در دادگاه كيفري استان تهران پاي ميز محاكمه ميروند.
سرقت يك خودروي ارزان قيمت، چند هزار تومان پول يا يك گوشي تلفن همراه؛ اين بهاي چيزي است كه خيلي از مجرمان به خاطر آن مرتكب قتل شدهاند. آنها وقتي گرفتار ميشوند بايد بهاي بيشتري براي آنچه مرتكب شدهاند پرداخت كنند؛ سالهايي از عمرشان كه بايد در زندان سپري شود، بازگرداندن مالي كه سرقت كردهاند و در صورت رضايت اولياي دم پرداخت ديه و در غير آن طناب دار. دو پسر جوان كه به زودي پاي ميز محاكمه قرار خواهند گرفت هم به همين شيوه مرتكب قتل شدهاند.
به گزارش خبرنگار ما، اولين برگ پرونده كه سال گذشته تشكيل شد مربوط به خانواده مقتول است كه اعلام كردند رسول سوار بر خودرواش از خانه خارج شده و ديگر برنگشته است. مأموران پليس با مشخصاتي كه خانواده رسول در اختيارشان گذاشت فهميدند مأموران گشت جسدي را داخل يك خودرو پيدا كردهاند كه با اين نشانيها مطابقت دارد. پس از آن خانواده رسول به پزشكي قانوني رفتند و هويت جسد را تأييد كردند. آنها همچنين گفتند خودرويي كه جسد داخلش پيدا شده متعلق به رسول است.
پس از آن كارآگاهان با تحقيقات بيشتر متوجه چند دوربين مداربسته اطراف محل كشف جسد شدند و فيلمهاي آن را بررسي كردند. تصاوير به دست آمده دو پسر جوان را نشان ميداد كه خودرو را در محل رها ميكنند و بعد از آنجا دور ميشوند. از آنجا كه احتمال ميرفت آنها از مجرمان سابقهدار باشند، كارآگاهان تصاوير را به چند نفر از كساني كه داراي سابقه دستگيري بودند نشان دادند تا اينكه هويت آنها به نامهاي نادر و كاميار شناسايي شد اما كارآگاهان نتوانستند محل زندگي دو متهم را شناسايي كنند. در حالي كه بررسيها ادامه داشت، مأموران متوجه شدند كه تلفن همراه مقتول كه از محل سرقت شده بود فعال شده است. بنابراين بعد از انجام تحقيقات پسري به نام مجتبي را دستگير كردند. او گفت: من از ماجراي قتل خبر ندارم و چند روز قبل تلفن را از پسري به نام نادر خريدهام. بعد از به دست آمدن اين سرنخ، مأموران نادر را بازداشت كردند. او در اولين بازجوييها به جرم خودش اقرار كرد و گفت: من و كاميار هر دو از يك بيماري رنج ميبريم و قادر به كار كردن نيستيم. بچههاي محل هم وقتي متوجه بيماري ما شدند ما را اذيت ميكردند تا اينكه از مدتي قبل تصميم گرفتيم كه سرقت كنيم.
روز حادثه سوار ماشين پسري به نام رسول شديم. ما او را ميشناختيم و زماني كه سوار ماشينش شديم، تصميم گرفتيم ماشين و پولهايش را سرقت كنيم. وقتي به محل خلوتي رسيديم از رسول خواستيم از ماشينش پياده شود و پولهايش را هم به ما بدهد. اول فكر كرد كه با او شوخي ميكنيم اما بعد مقاومت كرد. بعد هم هر دو نفر او را با چاقو زديم و پولها و گوشي تلفن همراهش را سرقت كرديم. بعد از آن جسد را داخل ماشينش رها كرديم و فرار كرديم.
مأموران سپس كاميار را هم دستگير كردند. او هم در بازجوييها حرفهاي نادر را تأييد كرد. بعد از انجام تحقيقات، دو متهم صحنه جرم را بازسازي كردند و پرونده با صدور كيفرخواست به اتهام مشاركت در قتل، به شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد.