
بيش از يك دهه است كه نظام سلطه، پرونده هستهاي ايران را به بهانهاي جهت تخريب الگوي انقلاب اسلامي در نظام بينالملل و نزد افكارعمومي دنيا تبديل كرده و دراين مدت به فراخور شرايط جهاني و ماهيت دولت روي كار آمده در ايران، سياستهاي متفاوتي را در قبال اين موضوع ملحوظ نظر قرار داده است. اما در اين 10 سال و اندي كه تمركز شخصيتها و جريانهاي برجسته غرب در كنار موسسات تحقيقاتي و راهبردي وابسته به مراكز امنيتي آنها و همچنين رسانههاي بيشمارشان بر روي پرونده هستهاي كشورمان متمركز شده هيچ گاه اصول و مباني آنها دچار تغيير نشده است و هميشه اصولي نظير «تضعيف جمهوري اسلامي ايران در حوزههاي مختلف از جمله انرژي هستهاي»، «قدرتمند كردن جريان مخالف انقلاب در درون كشور و اپوزيسيون خارج نشين» و« براندازي و استحاله نظام» در انديشه تك تك مذاكرهكنندگان طرف مقابل نهادينه شده است. در تمام اين مدت هم خطوط قرمز نمايندگان نظام سلطه در مفاهيمي مانند «دستيابي ايران به فناوري و پيشرفتهاي هستهاي»، «به رسميت شناختن حقوق ابتدايي مردم ايران در موضوع هستهاي» و« قدرتمندتر شدن ايران با پيشرفت توسعه، تحقيق، توليد و استفاده صلحآميز از انژي هستهاي» خلاصه شده است.
اما شايد به جرئت بتوان گفت كه در طرف ايراني- البته در دورهاي خاصي از تاريخ انقلاب - به آن شكل خبري از پيروي و حركت در مسير «اصول» و تخطي نكردن از «خط قرمز ها»ها وجود نداشته و اصول و خط قرمز بر اساس سليقه نمايندگان ملت و نه بر اساس منافع و مصالح مردم و نظام، جا به جا و گاه زير پا گذاشته شده است.
و امروز در حالي كه دهمين دور مذاكرات ايران با گروه 1+5 برگزار شد - با توجه به مولفههايي كه در ادامه به آن اشاره خواهد شد- اين بيم و اضطراب وجود دارد كه تيم مذاكره كننده كشورمان در نبردهاي ديپلماتيك پيش رو، اصول مبرهن ملت را ناديده گرفته و از خطوط قرمز مردم تخطي كند.
سردرگمي آميخته با ترس مردم از مذاكرات جديد با 1+5
درحالي كه در طول هفتههاي اخير بارها اعضاي تيم مذاكرهكننده هستهاي كشورمان تأكيد كرده از حقوق ملت كوتاه نميآيد كه با برگزاري دهمين دور از مذاكرات ايران و گروه 1+5، به واسطه برخي مواضع چهرههاي برجسته مذاكره كننده كشورمان - در طول برگزاري نشست - اين نگراني به طور گسترده و دامنهداري در سطوح مختلف اجتماع بهوجود آمد كه نكند مذاكرهكننده كشورمان اصول اساسي ملت را به كناري زده و تن به مذاكره منفعلانه با طرف غربي بدهند؟ نكند نمايندگان ملت در مذاكرات خطوط قرمز را رعايت نكرده و براي به دست آوردن شكلات چوبي، چوب حراج بر آنچه ملت با مشقت و سختي طاقتفرسا در طول هشت سال گذشته در حوزه هستهاي به دست آوردهاند، بزنند؟ نشود كه بازهم مانند گذشته بخشي از فعاليتهاي هستهاي، نظير غنيسازي اورانيوم را بدون گرفتن كوچكترين امتيازي از طرف مقابل به حالت تعليق دربياوريم؟
اين نگرانيها و دل مشغوليها از زماني آغاز شد كه وزير امور خارجه در كنار ديگر اعضاي تيم مذاكره كننده كشورمان از محرمانه بودن مذاكرات ژنو سخن به ميان آورده و تأكيد داشتند كه محتويات جلسات با 1+5 هيچگاه رسانهاي نخواهد شد.
در حالي رايزن ارشد تيم مذاكره كننده كشورمان ضمن تأكيد بر محرمانه بودن مذاكرات اظهار ميكند كه: «مردم مطمئن باشند منطقي و استوار مذاكره كرديم و از حقوق ملت كوتاه نميآييم» كه بسياري از فعالان نظام سلطه نگاه متفاوتي به نشست اخير خود با نمايندگان ايران دارند، به گونهاي كه خانم «شرمن» رئيس تيم مذاكره كننده امريكا بعد از پايان مذاكرات در پاسخ به سؤال خبرنگار CNN مبني براينكه، آيا هيئت ايراني در اين مذاكرات دستاوردي داشته است؟ ميگويد؛ «آنها بايد خودشان به اين سؤال پاسخ بدهند. آنها معتقدند كه در اين مذاكرات دستاوردهايي داشتهاند» و سپس تأكيد ميكند: «تا وقتي ايران، اقداماتي را كه ما ميخواهيم انجام ندهد هيچ تعديلي در تحريمها ايجاد نخواهد شد. هنوز اتفاقي نيفتاده كه بخواهد تحريمها تعديل شود. زمان بسيار طولاني خواهد بود. اختلافات زيادي هست و هيچ توافق فوري در ميان نيست.»
يا هيگ، وزير خارجه انگليس درهمان روز ميگويد؛ بايد گام اول را ايران بردارد و اعتمادسازي كند، ما به گام ايران پاسخ خواهيم داد. بررسي مواضع چند روز اخير بسياري از شخصيتهاي برجسته غربي نشان ميدهد كه خوشحالي توام با توطئهچيني اين وابستگان به نظام سلطه عليه روند فرايند مذاكرات ژنو ودر مقام پاسخگويي به افكار عمومي كشورشان، دقيقا 180درجه با رويكرد امروز تيم مذاكرهكننده كشورمان متعارض است و رويكرد كنوني اعضاي تيم مذاكره كننده كشورمان –باتوجه به آنچه در ادامه خواهد آمد- نه تنها كمكي به پيشبرد اهداف هستهاي كشورمان نميكند بلكه دستاندازي است در مسير پيشرفت و توسعه كشورمان.
آسيبهاي ناشي از شفافنبودن با مردم
1- درحالي مذاكرهكنندگان كشورمان به شدت بر محرمانه بودن و ماندن مذكرات ژنو تأكيد دارند كه همين افراد خود، نمايندگان مردمي هستند كه در انتخابات خردادماه به پاي صندوق رأي آمده و خواهان بهبود شرايط اقتصادي ومعيشتي شان بودند؛ دانستن را از حقوق ابتدايي خود پنداشته، انتظار دارند كه نمايندگانشان آگاهي نسبي را از فرايند برگزاري مذاكرات به آنها منتقل كرده نه اينكه اطلاعات ابتدايي را از طريق منابع غربي و رسانههاي وابسته به نظام سلطه كسب كنند، چراكه با رويه كنوني اطلاعرساني تيم مذاكره كننده هستهاي كشورمان تنها راه مردم براي كسب اطلاعات حداقلي از نشست ژنو، رسانههاي وابسته به جريان رسانهاي وابسته به سرويسهاي جاسوسي غربي است واين روند، اولاً، باعث بدبيني و سوءظن مردم نسبت به كارگزاران نظام شده و ثانياً اين فرصت را به نظام رسانهاي غرب ميدهد تا عليه اهداف وسياستهاي انقلاب و نظام شانتاژهاي گسترده رسانهاي را به راه بيندازد.
پس« شكاف بين مردم وحاكميت اسلامي» و «زمينهسازي براي تخريب وتوطئه چيني عليه نظام» از آفتهاي اين پنهانكاري ديپلماتيك ميتواند به حساب آيد.
2- درحالي اعضاي تيم مذاكره كننده بر محرمانه بودن محتويات نشست ژنو تأكيد دارند كه طرف غربي در عمل و منطق خود هماره نشان داده كه هيچگاه قابل اعتماد نبوده و حتي ريز اطلاعات و مذاكرات را در اختيار جريان رسانهاي خودي قرار داده تا به وسيله آن طرف ايراني را تحت فشار رسانهاي – رواني قرار دهند. پس تحت فشار قرار گرفتن مذاكره كنندگان در داخل كشور آن هم به وسيله عمليات رواني- رسانهاي نظام سلطه يكي ديگر از مضرات پنهان ماندن مذاكرات قلمداد ميشود. به شكلي كه در طول روزهاي اخير جريان رسانهاي وابسته به غرب سعي داشته القا كند كه تحريمهاي بينالمللي ايران را پاي ميز مذاكره نشانده و باعث شده كه مذاكرهكنندگان ايران از بسياري از اصول مردمشان عدول كنند.
ظريف چه چيز را انكار ميكند؟
موارد مورد مناقشه غرب با ايران در خصوص پرونده هستهاي نزديك به 10 محور ميرسد كه بخشي از اين محورهاي مورد تخاصم در طول روزهاي اخير از سوي رسانههاي وابسته به شبكههاي جاسوسي و امنيتي كشورهاي غربي – با عنوان محتويات مذاكرات ژنو- مطرح شده كه از جمله ميتوان به موارد ادعاي «الميناتور» اشاره كرد كه اظهار ميكند «پذيرش تعليق غنيسازي »، «كاهش فعاليتهاي رآكتور آب سنگين اراك »، «تبديل موادغنيسازي شده به مليه سوخت» و«پذيرفتن پروتكل الحاقي» از سوي ايران صورت پذيرفته است؛ در مقابل آقاي ظريف اكثر اين موارد را به راحتي رد كرده و بيان ميكند كه آنچه در مذاكرات ژنو اتفاق افتاده چيزي جداي از موارد مورد ادعاي رسانههاي غربي است كه اين پرسش بزرگ را مطرح ميكند كه اگر در جلسه با 1+5 در ژنو اين موارد مورد بحث و تضارب آرا قرار نگرفته پس اعضاي مذاكره كننده بر سر چه چيزي به گفتوگو و تبادل نظر با طرف غربي پرداختهاند؟
وكلاي مردم حقوق موكلان را فراموش نكنند
با توجه به آنچه گفته شد بايد تأكيد كرد كه اعضاي فعال در پرونده هستهاي بهتر است هرچه زودتر حقوق ابتدايي ملت را به رسميت شناخته و مردم را حداقل از بخشي از آنچه در مذاكرات هفته گذشته صورت گرفته آگاه كنند و به اين رويه باطل مهر اتمامي بزنند چراكه اولاً در جريان قرار دادن مردم نسبت به آنچه اتفاق افتاده از «تحريفات مذاكرات در داخل»، «جدايي مردم از نظام اسلامي» و «بدبين شدن مردم نسبت به كارگزاران نظام» جلوگيري كرده و ثانيا در مقابل «اعتمادسازي مردم نسبت به نمايندگانشان در عرصههاي بينالمللي»، «رويگرداني نسبت به منابع و رسانههاي وابسته به نظام سلطه»، «حمايتهاي مردم و رسانههاي داخلي از تمام فعاليتها و تلاشهاي تيم مذاكرهكننده» را با خود به ارمغان ميآورد.
البته اعضاي مذاكرهكننده هستهاي كشورمان نبايد فراموش كنند كه وكيل مردم در اين آوردگاه بوده و وكيل هيچگاه روند بررسي پرونده را از موكل خود پنهان نكرده و به حسن اعتماد وي پاسخي درخور داده و در تمام سختيها و گردنههاي مسير در انديشه استيفا و احياي حقوق از دست رفته موكل خود ميباشد.