
بامداد پنجشنبه (18 مهرماه) يك گروه يكصد نفره از نيروهاي مسلح ليبي به هتل اقامت علي زيدان نخستوزير اين كشور در طرابلس پايتخت اين كشور يورش و زيدان را با خود بردند اما او بعد از چند ساعت آزاد شد. اين سؤالهاي مطرح است كه آيا بين بازداشت يا به عبارتي آدمربايي و گروگانگيري چند ساعته علي زيدان و بازداشت يا آدمربايي ابو انس اليبي از رهبران القاعده ليبي و متهم اصلي حملات 15 سال پيش به سفارتخانههاي امريكا در كنيا و تانزانيا ارتباطي هست؟ ليبي پنج روز قبل از بازداشت علي زيدان طي عمليات كماندويي تفنگداران امريكايي هنگام بازگشت از نماز صبح در طرابلس بازداشت و بعد هم ربوده شد و و براي بازجويي به كشتي جنگي در درياي مديترانه انتقال يافت. امريكا با صدور بيانيهاي رسماً مسئوليت اين عمليات را برعهده گرفت و آن را مطابق حقوق بينالملل، دفاع از خود خواند اما اعضاي خانواده اليبي اعم از همسر و پسر با بيان اينكه وي توسط نيروهاي ليبيايي بازداشت و ربوده شده، مسئوليت آن را متوجه دولت زيدان كردند و اندكي بعد از اين افشاگري بود كه خود زيدان توسط گروههاي مسلح بازداشت و ربوده شد و از آن به اقدامي تلافيجويانه در برابر بازداشت ابو انس اليبي تعبير شد.
كلاف سردرگم امنيتدر ليبي همچنان ناامني و باقي ماندن سلاح در دست گروههاي مسلح حرف اول را ميزند. واقعيت اين است كشوري كه بدون ساختارهاي شناخته شده اداري و حاكميتي (مانند وزارتخانه) به شكلي خاص توسط قذافي اداره ميشد و در آن قبيلهگرايي و قومگرايي نقش مهمي داشت، نتوانست بعد از سرنگوني ديكتاتور روي خوش ببيند و ساختارها تغييري نكرده است. مروري بر تحولات و رخدادهاي امنيتي ليبي در چند ماه اخير، به روشني پيچيدگي اين تحولات را نشان ميدهد. خشونت در ليبي از خرداد گذشته تاكنون افزايش چشمگيري داشته است. در اين مدت به ديپلماتهاي برخي كشورها، مراكز امنيتي و نظامي ملي حملات گستردهاي شد و شماري از افسران نظامي و امنيتي ليبيايي كشته شدند. همچنين وزارتخانههاي امور خارجه و دادگستري ليبي به علت اجرا نشدن «قانون منع به كارگيري وابستگان رژيم قذافي»، براي چند روز به محاصره عناصر شبهنظامي درآمد. در تيرماه گذشته در درگيريهاي ميان مردم بنغازي و نيروهاي «سپر ليبي» 31 نفر كشته و بيش از 60 نفر ديگر زخمي شدند كه اين مسئله منجر به استعفاي رئيس ستاد مشترك ارتش اين كشور شد. طي ماههاي گذشته نيز ليبي شاهد حملات متعددي از جمله حمله به زندان بنغازي و فرار 1200 زنداني، درگيري در زندان الرويمي در طرابلس، حمله به دفتر وزارت امور خارجه ليبي در بنغازي، كشته شدن 16 نظامي در حمله به دو منطقه الترهونه و بني وليد، حمله به سفارت روسيه در طرابلس، ترور 51 نفر از چهرههاي نظامي، امنيتي و فعالان سياسي مانند عبدالسلام المسماري بوده است. شهر بنغازي ليبي را ميتوان مهمترين مركز درگيريها و فعاليت گروههاي شبهنظامي قلمداد كرد و البته طرابلس پايتخت اين كشور در رتبه دوم قرار دارد. بنغازي همواره هدف گلوله باران و بمبگذاريهاي پيدرپي و آدمربايي بوده تا جايي كه فرمانده امنيتي اين شهر در نوامبر گذشته كشته شد. به جز گروه القاعده، گروههاي شبهنظامي مختلفي در شهرهاي ليبي حضور دارند. در هر شهر ليبي چند گروه شبهنظامي كنترل شهر را در دست دارند. گروه انصار الشريعه در بنغازي و درنه فعال است و دهها گروه مسلح هم در جنوب ليبي حضور دارند. سلفيون بر بيشتر مناطق ليبي تسلط دارند و گروه القاعده نفوذ زيادي در اين كشور دارد. گروه انصار الشريعه در پشت پرده شماري از اين حملات از جمله حمله به كنسولگري امريكا در بنغازي قرار دارد. انصارالشريعه يك گروه سلفي است كه با وهابيت كه فرقه اسامه بن لادن بود ارتباط دارد. وزارت كشور ليبي به طور كامل تحت كنترل دولت نيست، ضمن اينكه از ميان گروههاي شبهنظامي براي افزايش امنيت داخلي و نفوذ خود نيرو استخدام كرده است اما اين گروهها به طور كامل به وزارت كشور يا نخست وزير و دولت وفادار نيستند. آنها با وجود اينكه از دولت حقوق ميگيرند اما برنامه كاري خاص خود را دارند و زماني كه دولت با آنها مخالفت ميكند ضد دولت واكنش نشان ميدهند. مقامات ليبيايي كه براي تشكيل ارتش و پليس حرفهاي با مشكل مواجه هستند، براي تأمين امنيت مرزهاي خود يا جلوگيري از بروز اختلافات قبيلهاي از انقلابيون سابق كمك گرفتهاند. گردان «سپر» متشكل از انقلابيون سابق ضدقذافي از آن جملهاند كه هدف انتقادها قرار داشتهاند. اين گردان اساساً به وزارت دفاع ليبي وابسته است اما با مخالفتهاي گستردهاي روبهروست. اين موضوع با دخالت عناصر وابسته به نظام سابق و گروههاي مسلح ديگر در ليبي شرايط را براي بازگشت امنيت به اين كشور مشكلتر كرده است. حتي وقتي يك سال و نيم بعد از سقوط قذافي توليد نفت ليبي به سطح قبل از بحران رسيد (حدود يك و نيم ميليون بشكه در روز) باز هم از تيرماه گذشته اين توليد به 250 هزار تا 650 هزار بشكه در روز كاهش يافته است كه علت آن اختلاف ميان گاردهاي امنيتي پايانههاي نفتي و شركت ملي نفت است. مشاهده ميشود كه در اينجا نيز مسئله امنيتي تعيينكننده است.
بهشت سلفيهاكارشناسان ميگويند امروزه به علت بيثباتي در ليبي و با توجه به اينكه اين كشور همچنان به نوعي انبار اسلحه و مهمات آزاد و بدون محدوديت تبديل شده است، شمار زيادي از مناطق ليبي پناهگاههاي امن گروههاي تندور سلفي و وهابي شدهاند كه تا اندازه زيادي از تونس همسايه تغذيه ميشوند. اين تندروها هماناني هستند كه در مالي و سوريه اسباب ناامني و قتل و غارت مردم را فراهم آوردند و در عمل تأمينكننده منافع غرب و امريكا هستند. ليبي اكنون به ميدان فعاليت سازمانهاي اطلاعاتي و گروههاي افراطي تبديل شده است. اوضاع امنيتي اين كشور بسيار وخيم است و ميتوان گفت ليبي در شرايط شكنندهاي قرار دارد. ارتش و پليس در ليبي با وجود همه تلاشها كارايي ندارند و كشور عرصه كشمكش سازمانهاي اطلاعاتي خارجي و نيز فعاليت گروههاي افراطي است. به گفته محمد عبدالعزيز وزير امور خارجه دولت ليبي در حال حاضر براي برخورد با گروههاي هرج و مرجطلب ناتوان نيست بلكه از ابزارهاي لازم برخوردار نيست و در نبود ارتش، پليس و دستگاه اطلاعاتي مناسب اقدام براي دولت در اين زمينه بسيار دشوار شده است و دولت جديد براي استقرار اين دستگاهها و نيز دستگاه قضائي كارآمد نياز به زمان دارد.
تجزيه روي ميز استبرخي از كارشناسان معتقدند ناتواني دولت ليبي براي متوقف كردن ناآراميها در اين كشور ممكن است منجر به تجزيه يا خودمختاري شرق كشور شود و به احتمال زياد هر گروهي كه در بنغازي به پيروزي برسد قدرت را در كل كشور به چنگ خواهد آورد. ليبي به لحاظ تاريخي از سه منطقه فدرال شامل منطقه طرابلس در غرب، برقه در شرق و فزان در جنوب تشكيل ميشود و محمد ادريس السنوسي حاكم ليبي در دهه شصت قرن گذشته همه اين مناطق را متحد و يكپارچه كرد. بر اين اساس به نظر ميرسد تحولات امنيتي و سياسي در ليبي در مسير اجراي طرح فدرال پيش ميرود كه امكان تجزيه اين كشور را نيز با خود به همراه دارد. در چشمانداز كلي، با در نظر گرفتن گستره ناامنيها در ليبي ميتوان از ماجراي بازداشت علي زيدان به نوك كوه يخي تعبير كرد كه تنها گوشهاي كوچك از ناامنيها را در اين كشور به تصوير كشيد.
به واقع نابهسامانيهاي امنيتي و سياسي جاري در ليبي را ميتوان مصداق و آيينهاي از تئوري هرج و مرج سازنده يا بيثباتي خلاق كاندوليزا رايس وزير امور خارجه وقت امريكا در دوره جرج بوش پسر دانست كه ظاهراً اين تئوري بيسر و صدا در دوره دموكراتها به مرحله اجرا درآمده است. سرنگوني شتاب زده دولت قذافي توسط ناتو بدون فراهم كردن زيرساختهاي امنيتي، نظامي و سياسي اوضاع ليبي را به مهرههاي تسبيح تشبيه كرد كه بعد از باز شدن نخ تسبيح از هم جدا و پراكنده شدهاند و در اين اوضاع درهم و برهم القاعده و گروههاي سلفي به صورت قارچوار رشد و گسترش يافتهاند و خود به بهانه جديد براي گسترش نفوذ غرب و به خصوص سرويسهاي اطلاعاتي و امنيتي آن تبديل شدهاند كه نمونه بارز آن عمليات كماندويي اخير امريكا در طرابلس براي بازداشت ابوانس اليبي بود. با اين حال اين عمليات از اين واقعيت نيز پرده برميدارد كه گويا ماه عسل همكاري القاعده و غرب براي ترانزيت نيروي مبارز و سلاح براي مخالفان سوريه رو به پايان است كه اين خود از شكست پروژه براندازي در سوريه ناشي ميشود.