ابراهيم حسنبيگي |
سالن بسيار بزرگي با صدها ميز و صندلي تعبيه شده است كه روزانه صدها ناشر از سراسر جهان با هماهنگي قبلي رودرروي هم مينشينند تا درباره فروش رايت كتابهايشان مذاكره كنند، لذا ملاك موفقيت هر ناشري در اين نمايشگاه، ميزان فروش رايت كتاب است، آن هم كتابهايي كه حتماً به زبان انگليسي ترجمه شده باشد. گردش مالي چند ميليارد دلاري و سودي كه ناشران ميبرند ميزان موفقيت حضور كشورها را رقم ميزند.حال بايد پرسيد سهم ايران از اين سود چند ميلياردي چه مقدار است؟
ايران هرساله با صرف هزينه دهها هزار يورويي به نمايشگاه فرانكفورت ميرود كه اين رقم امسال به حدود صد هزار يورو رسيده است، چون مدير عامل مؤسسه نمايشگاههاي كتاب ارشاد دوست داشته غرفه غيرمتعارف و پرهزينه صد متري را به 240 متر افزايش دهند.
اي كاش كسي مثل وزير محترم ارشاد يا سازمان بازرسي يك بار هم شده از مديران نمايشگاهي ايران ميپرسيدند كه با تحميل چنين هزينه سنگيني به بيتالمال كپيرايت چند جلد از كتابهاي ايراني را به ناشران چند كشور فروختهايد؟
اگر گفته شود كه نمايندگان ايران در نمايشگاه فرانكفورت نتوانستهاند رايت حتي يك جلد كتاب را بفروشند چه كسي بايد در پيشگاه خدا و مردم و به خصوص اهالي قلم پاسخگوي هزينههاي چند صد هزار يوريي باشد؟ ملاقات با فلان شخصيت فرهنگي و برگزاري روز حافظ در حضور تماشاچيان ايراني و چند مهمان خارجي آيا ميتواند جواب قانعكنندهاي باشد؟ مگر اينكه بپذيريم ما اصولاً كاري به سالن مذاكره و گفتوگو با ناشران جهان نداريم و در هر سفر 20 نفر را به همراه خود ميبريم تا گشتوگذاري كنيم و براي حلال شدن اين هزينه تماشاخانهاي از كتابهاي فارسي زبان ايراني را در فضايي 240 متري برپا ميكنيم و كاري هم نداريم كه در سالن مذاكرات چند صد نفر ناشر نشستهاند و قراردادهاي ميليوني فروش رايت كتاب را امضا كردهاند.
اگر اين دوستان چنين هم نگويند در عمل چنين كردهاند و در واقع دست خالي از سفر آلمان بازگشتهاند. در عوض 3 ناشر خصوصي ايران كه امسال سه كتاب انگليسي خود را در فرانكفورت رونمايي كرد با صرف هزينهاي حدود 5 هزار يورو با دست پر بر ميگردند و حتي كارشناساني كه بدون هيچ گونه حمايتي به نمايشگاه ميروند دست خالي باز نميگردند، اما كاروان 20 نفري ايران با صرف چنين هزينهاي به گونهاي بر ميگردند كه به هيچ احدي پاسخگو نيستند و بعد دست روي دست ميگذارند تا يك سال ديگر بگذرد و مقدمات حضوري پررنگتر!! را فراهم كنند و اين چرخ همچنان ميچرخد و كسي هم پي نميبرد كه بيتفاوتي در برابر حيف و ميل بيتالمال ميتواند يك جرم نرم تلقي شود و پيگرد قانوني داشته باشد.
به وزارت ارشاد پيشنهاد ميشود كه از اين پس بودجه 100 هزار يوريي نمايشگاه فرانكفورت را از اينكه هست زيادتر نكند. از اين مبلغ هرساله 50 هزار يورو را اختصاص بدهد به ترجمه 20 رمان ايراني يا 50 كتاب كودك و50 هزار يورو باقي مانده را بگذارد در كشوي يكي از ميزها و به كارشناسان كتاب و آژانسهاي ادبي بخش خصوصي بگويد به ازاي فروش رايت هر جلد كتاب 2 هزار يورو جايزه ميدهيم با اين كار ما هر ساله هم 20 جلد رمان را ترجمه كردهايم و هم 25 جلد كپيرايت كتابمان را هم فروختهايم.
آيا انجام چنين كاري به يك معجزه شبيه است؟ يعني كاري نشدني است؟
آيا به نظر شما هزينه كردن 100 هزار يورو ظرف يك هفته بيشتر به يك معجزه شبيه نيست؟
البته قصد من صرفاً انتقاد نيست. همانطور كه راهحلي هم نشان دادم اميدم به تدبير دولتي است كه آمده است تا هر قدم فرهنگي را با تدبير بردارد. اميدوارم وزير محترم ارشاد براي جلوگيري از حيف و ميل هزينههاي سنگين از اين پس حضور خود را در هر نمايشگاه فرهنگي به گونهاي رقم زند كه ما بتوانيم در ازاي هزينه به نتيجهاي مطلوب دست يابيم و فراموش نكنيم آنچه در مورد نمايشگاه فرانكفورت گفته شد حرف تازهاي نبود و بيش از اين هم بارها گفته شده بود. حال مهم اين است كه با تدبير و برنامه با حضور در هر برنامه فرهنگي به فكر نتيجه باشيم نه قرائت گزارشهايي كه پر رنگترين آنها ملاقات با چند مقام فرهنگي بيحاصل است كه حاصل آن فروش حتي يك جلد كتاب هم نيست.
منبع: ايسنا