اين نوشتار سعي دارد با سنجه و ميزاني كه ماهيت نظام جمهوري اسلامي ايران را تشكيل ميدهد يعني مباني و اصول اسلامي به نقد منصفانه سخنان اخير رياست محترم جمهوري درجمع دانشآموختگان دانشگاه علوم انتظامي مبني بر اينكه «دولت و نيروي انتظامي معلم مردم نيستند و مردم دانشآموز نخواهند بود» بپردازد.
در واقع منظور ايشان از ايراد اين سخن همانگونه كه در همين مراسم به آن اشاره كردند، توجه به وجه مردمسالاري نظام جمهوري اسلامي ايران و خدشه وارد نكردن به آن بوده است. اما سؤال اصلي اينجاست كه آيا مگر تعليم و تربيت جامعه در انديشه سياسي اسلام با مردمسالاري در تعارض است؟
يكي از شئونات اساسي و مهم دولت اسلامي فراهم نمودن زمينهها و بسترهاي تعليم و تربيت جامعه ميباشد. به عبارت ديگر خردهنظام تعليم و تربيت جزء لاينفك از نظام سياسي اسلام است و يكي از حقوق حقه مردم ميباشد كه دولت اسلامي بايد در اداي آن سعي و اهتمام داشته باشد زيرا در انديشه سياسي اسلام آنچه باعث برقراري رابطه وثيق بين مردم و كارگزاران حكومت ميشود، توجه به حقوق و تكاليف فيمابين است، از اين رو يكي از دستوركارهاي مهم حكومت اسلامي بايد در كنار ساير موضوعات اساسي جامعه نظير امنيت و اقتصاد و سياست و. . . توجه به مقوله آموزش و تربيت همگاني جامعه باشد.
در همين رابطه در فرمايشي از حضرت علي (ع) كه در ايام خلافت حضرتشان خطاب به مردم كوفه ايراد فرمودند، ميخوانيم: ايّها النّاس انّ لى عليكم حقّا و. . . فاما حقكم على تعليمكم كيلا تجهلوا و تاءديبكم كيما تعلموا (نهج البلاغه: خطبه 34)
اي مردم! از حقوق شما بر من آموزش دادن به شماست تا در جهالت و ناداني نمانيد و تربيت شماست تا راه و رسم زندگي بياموزيد.
در فرمايش اخير چند نكته قابل توجه وجود دارد:
1- حضرت علي (ع) معلم بودن را نه از اختيارات بلكه از تكاليف و وظايف حاكميتي در قبال جامعه و آموختن را از نيازهاي مردم در جهت رشد و به كمال رسانيدن خود ميدانند.
2- اين وظيفه محدود به زمان و شرايط خاصي نيست بلكه فرآيندي دائمي است زيرا اقتضائات هر جامعهاي در طول زمان دچار تغيير و تحول ميشود و نيازهاي بديع در پي آن بايد آموزش و تربيت جديدي در پي داشته باشد، لذا آموزش و تربيت تحت هيچ شرايطي تعطيلبردار نيست.
3- نكته آخر اينكه عدم توجه به حقوق مردم كه از جمله آنها تعليم و تربيت ميباشد، به تصور اينكه ديگر مردم نيازي به آموزش و تربيت ندارند، عين مخالفت با مردمسالاري است نه پايبندي و توجه به آن. نامساعد و ناكارآمد بودن شيوهها و روشهاي آموزشي و نتايج نامطلوب آن نبايد سبب زير سؤال بردن اصل تعليم و تربيت شود، لذا دولت محترم بايد با استفاده از ظرفيتهاي موجود در راستاي رشد و گسترش و رفع موانع موجود برسر راه آموزش و تربيت همگاني قدم بردارد و جايگاه معلمي مدبر و دلسوز را براي خود مغتنم بشمارد.
و اما حقى عليكم فالوفاء بالبيعه و النصيحه فى المشهد و المغيب و الاجابه حين ادعوكم و الظاعه حين آمركم. (790)
اى مردم ! مرا بر شما حقى و شما را براى من حقى است اما حقى كه شما بر من داريد:
1ـ نصيحت كردن به شماست 2ـ رساندن غنيمت و حقوق به طور كامل به شماست 3ـ و ياد دادن به شماست تا نادان نمانيد 4ـ و تربيت نمودن شماست تا بياموزيد.
و اما حقى كه من بر شما دارم:1ـ باقى ماندن بر بيعت است 2ـ و اخلاص و دوستى در پنهان و آشكار 3ـ اجابت من، چون شما را بخوانم 4ـ و اطاعت و پيروى از آنچه به شما امر كنم.