
سرنوشت بسياري از متهماني كه مرتكب قتل ميشوند به طناب دار گره ميخورد. متهمان بر اساس محتويات پرونده ميگويند كه ناخواسته مرتكب قتل شدهاند و انگيزهاي براي ارتكاب جرم نداشتهاند اما در هر صورت انساني در اين جدال ناخواسته كشته شده و عامل آن نيز بايد پاسخگوي مرگ وي باشد، مانند پسري كه ديروز در دادگاه حاضر شد و به اتهام قتل مرد بيگناهي محاكمه و حالا هم به مجازات قصاص محكوم شده است. خواندن سرنوشت اين پسر جوان ميتواند مايه عبرت براي كساني باشد كه ناخواسته دست به چاقو ميبرند.
پسر جواني كه متهم است سه سال قبل ميوهفروش دورهگردي را به قتل رسانده، محاكمه و به قصاص محكوم شد.
به گزارش خبرنگار ما، اين پرونده 25 آذرماه سال 89 به جريان افتاد. وقتي مأموران پليس ورامين به محل حادثه رسيدند، متوجه شدند پسر جواني به نام كمال بعد از زخمي كردن دو مرد ديگر از محل فرار كرده است. مجروحان كه رضا و فرهاد نام داشتند هم به بيمارستان منتقل شده بودند. مأموران سپس از فرشيد كه در جريان درگيري حاضر بود، تحقيق كردند. او گفت: من و كمال باهم دوست بوديم. داشتيم با هم شوخي ميكرديم كه درگير شديم. همان لحظه مرد ميوه فروش كه رضا نام داشت خواست ميانجيگري كند اما كمال با او درگير شد و با چاقو ضربهاي به سرش زد كه زخمي شد و روي زمين افتاد. بعد هم خواست فرار كند كه فرهاد از راه رسيد و خواست مانع فرار او شود اما كمال او را هم مجروح و فرار كرد. در شاخه ديگري از تحقيقات مأموران از فرهاد هم تحقيق كردند. او گفت: من در حال عبور از محل بودم كه ديدم رضا كه از بستگان من بود با پسري درگير شده است. خواستم به رضا كمك كنم اما آن پسر با چاقو به من ضربهاي زد و فرار كرد.
بررسيهاي بيشتر مأموران نشان داد كه رضا به دليل شدت جراحت فوت شده است بنابراين كمال به عنوان مظنون پرونده تحت تعقيب قرار گرفت. مأموران سرانجام متهم را بعد از سه سال دستگير كردند. او در بازجوييها به جرم خودش اقرار كرد و بعد از صدور كيفرخواست پرونده روز گذشته مقابل هيئت قضات شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران پاي ميز محاكمه قرار گرفت.
محاكمه
در ابتداي جلسه، نماينده دادستان تهران در جايگاه قرار گرفت و گفت: بررسي اوراق پرونده نشان ميدهد كه كمال گناهكار است، بنابراين برايش درخواست صدور مجازات قانوني دارم. سپس اولياي دم گفتند خواستهشان قصاص است. مادر مقتول گفت: پسرم سه دختر خردسال داشت. او درآمد زيادي نداشت و حالا هم زندگيشان با يارانهاي كه ميگيرند و كمك مختصري كه به آنها ميكنيم، تأمين ميشود. بعد از آن متهم در جايگاه قرار گرفت و گفت اتهام خودش را قبول دارد. او توضيح داد: روز حادثه داشتم با دوستم كه فرشيد نام دارد شوخي ميكردم. بعد هم شوخي ما به دعوا تبديل شد. نميدانم مقتول از كجا پيدايش شد. من او را نميشناختم و نميدانم چرا مقابل من قرار گرفت. ناخواسته با چاقويي كه همراه داشتم ضربهاي به طرفش پرتاب كردم كه از بدشانسي به سرش برخورد كرد و روي زمين افتاد. خواستم فرار كنم كه مرد ديگري راهم را بست. او را هم با چاقو زخمي و فرار كردم. متهم گفت: از ترس مدتي از وارمين رفتم اما سرانجام مأموران مرا دستگير كردند. او ادامه داد: وقتي شنيدم مقتول سه دختر خردسال دارد از كاري كه كرده بودم به شدت پشيمان شدم و حالا از خانوادهاش درخواست گذشت دارم.
قاضي عزيزمحمدي بعد از شنيدن دفاعيات وكيل و آخرين دفاع متهم با اعضاي دادگاه وارد شور شد و او را به قصاص، يك سال حبس و پرداخت ديه به فرهاد محكوم كرد.