کد خبر: 615166
تاریخ انتشار: ۱۳ مهر ۱۳۹۲ - ۱۶:۵۸
در سوگ مجاهد ديرين حجت‌الاسلام والمسلمين شيخ مصطفي رهنما

حجت الاسلام شيخ مصطفي رهنمايي معروف به رهنما در سال 1304 در كرمانشاه به دنيا آمد.

وي خواهرزاده برادران واحدي، از شهداي فدائيان اسلام بود. پدربزرگش آقاسيد محمدرضا واحدي هم در راه مبارزه با رژيم پهلوي به شهادت رسيد و لذا او با چنين سابقه خانوادگي، از 15 سالگي و از سال 1319 وارد ميدان مبارزه شد. در حوزه‌هاي علميه قم، كربلا و نجف تحصيل و در دوره حضور درنجف در محضر آيت‌الله كاشف الغطاء تلمذ كرد. از سال 1323 فعاليت مطبوعاتي خود را آغاز و در سال 1329، مجله «حيات مسلمين» را انتشار داد. در سال 1330 جمعيت «مسلم آزاد» را تأسيس كرد كه پس از كودتاي 28 مرداد 1332 تعطيل شد. در قيام 15 خرداد دستگير شد و بعدها نيز بارها دستگير، شكنجه، تبعيد و زنداني گرديد.

در طول دوران طولاني مبارزات با معدودي از همفكران خويش فعاليت مي‌كرد و مي‌توان او را مبارزي مستقل دانست زيرا تعداد انگشت شماري جذب جمعيت او شدند و به ناگزير مبارزاتش را به تنهايي ادامه داد. در سال 1357 و پس از پيروزي انقلاب، بار ديگر در چارچوب اين جمعيت به فعاليت خود براي دفاع از فلسطين ادامه داد.

مرحوم رهنما با نشريات زيادي همكاري داشت و مقالات زيادي نوشت از جمله مقاله «يك مرد، يك زن» و «حجاب و شراب در اديان» و نيز همزمان با خروج رضاخان از ايران درباره كانال سوئز مقاله‌اي نوشت و هر چند سفير سوريه به او پيشنهاد داد كه به كشور او بگريزد، نپذيرفت و ماند و دستگير‌ شد. خود او در باره اين ماجرا در خاطراتش مي‌نويسد:«اين پيشنهاد را نپذيرفتم و به بابل رفتم و نهايتاً توسط شهرباني دستگير شدم. آنجا بازجوي من مي‌خواست اعتراف كنم كه با سفارت شوروي ارتباط دارم تا بتوانند مرا به عنوان جاسوس اعدام كنند و چون اعترافي در اين مورد نكردم به‌شدت شكنجه‌ام دادند. كسي كه شكنجه‌ام مي‌كرد مرد تنومندي بود و با چوب بزرگي بين كتف‌هايم مي‌زد يا محكم توي سرم مي‌كوبيد. در اثر اين شكنجه‌ها دچار بيماري‌هاي زيادي شدم و دكترها گفتند در مغزم آب جمع شده است.»

كتاب‌هاي او هم سرنوشت بهتري نداشتند، از جمله كتاب آمار مسلمين درباره مسلمانان آسيا و آفريقا كه جلد اول آن توسط ساواك جمع‌آوري و نابود شد و جلد دوم هم هرگز چاپ نشد. كتاب راه رشد، شرح و حاشيه رساله عمليه مرحوم شيخ شوشتري هم كه در باره احكام و اصول دين اسلام بود، برايش جز فشار و آزار ساواك ارمغان بهتري نداشت.

وي در سال 44 در نجف به حضور امام رسيد و رهنمودهاي لازم را در باره شيوه مبارزه و مخصوصاً حمايت از آرمان قدس از پير و مراد خود دريافت كرد. او درباره امام چنين صادقانه سخن مي‌گويد:«امام خيلي متواضع بود و هرگز رساله‌اش را مجاني به كسي نمي‌داد، چون تبليغ براي خود را خلاف مي‌دانست. در اوايل سال 1330 مرحوم آيت‌الله احمد طيبي شبستري به من گفت مرا ببر تا رساله ايشان را از دست خودشان بگيرم. رفتيم امامزاده قاسم كه امام براي تعطيلات تابستاني به آنجا آمده بودند. امام خيلي به ما احترام كرد، ولي درخواست مرحوم طيبي را هم خيلي محترمانه نپذيرفت. امام بسيار متواضع و فروتن بود و حتي زماني كه كتاب كشف الاسرار را در پاسخ به كتاب اسرار هزار رساله نوشت، تا مدت‌ها كسي نمي‌دانست نويسنده آن كتاب كيست.»

آزادي قدس بزرگ‌ترين آرزوي اين پير مجاهد بود، آرزويي كه ايمان داشت محقق خواهد شد. در اين‌باره مي‌گفت:«اولين آرزوي من آزادي فلسطين و دومين آرزويم اين است كه مردم در سختي نباشند. اميدوارم دولت‌ها بكوشند اهداف امام و مقام معظم رهبري در ايران پياده شود.»

اينك درسوگ اين مجاهد ديرين كه 60 سال ازحيات خود را با دغدغه اسلام و ايران سپري ساخته هيچ وصفي گوياتر از پيام تسليت رهبرمعظم انقلاب به مناسبت رحلت جانگدازش نيست: «درگذشت روحاني مجاهد مرحوم حجت‌الاسلام آقاي شيخ مصطفي رهنما رحمت الله عليه را به بازماندگان، دوستان و همفكران ايشان تسليت مي‌گويم. تلاش خستگي‌ناپذير اين روحاني پارسا در مبارزه‌ قلمي و فكري براي مسئله‌ فلسطين كه از جواني تا كهنسالي و در بيش از نيم قرن ادامه داشت، چهره‌اي نادر و تحسين برانگيز از وي در ذهن همه‌ كساني كه اين عالمِ متواضع و پر استقامت را مي‌شناختند، ترسيم مي‌كرد. از خداوند رحمت و علوّ درجات براي ايشان مسألت مي‌كنم.»

يادش گرامي و رضوان خاص ربوبي نثارش باد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها