کد خبر: 615157
تاریخ انتشار: ۱۳ مهر ۱۳۹۲ - ۱۶:۲۴
تضارب آراي ديدگاه‌هاي موافقان و مخالفان حضور فلسفه در ادبيات در نشست نقد «قطار شبانه ليسبون»
نشست نقد و بررسي رمان «قطار شبانه ليسبون» تازه‌ترين رمان ترجمه شده از ادبيات آلمان با حضور منتقدان وكارشناسان ادبي از جمله سعيد فيروزآبادي مدرس دانشگاه، بلقيس سليماني و مهشيد مير‌معزي مترجم اين كتاب در شهر كتاب مركزي و با استقبال علاقه‌مندان به ادبيات برگزار شد.

علي شيرين | «پاسكال مرسيه» نويسنده آلماني سوئيسي تبار كه زبان‌شناس و استاد فلسفه تحليلي است در اين رمان تلاش مي‌كند به مسئله «تقدير» و «تصادف» بپردازد. در اين رمان نويسنده در مسير صعب و سهمگيني گام برداشته و اين مسير همان آميختن ادبيات با فلسفه است.

لبه تيزي كه گام برداشتن روي آن هر لحظه احتمال سقوط را محتمل مي‌سازد چراكه آميختن عناصر قوام‌بخش رمان و ايجاد كشش و جذابيت با مباحث فلسفي و انديشه‌اي كه خود تجربه‌اي از حال و هواي دنياي ديگري است، تفاوت ماهوي دارد اما مرسيه در اين «سفر دروني» به تعبير سعيد فيروزآبادي از اين رمان، سفري پرهيجان و اضطراب را همراه با تعليق براي خواننده ترسيم مي‌كند. همان چيزي كه خواننده را وا مي‌دارد تا انتها كتاب را بر زمين نگذارد.

محبوب‌ترين رمان فلسفي مرسيه

ابتداي اين نشست به واگويه‌هاي مترجم اثر اختصاص يافت. «مهشيد مير معزي» هم با لذتبخش خواندن اين ترجمه گفت:وقتي ترجمه كتاب از سوي نشر افق به من پيشنهاد شد نقدهاي موجود درباره اين كتاب را خواندم. در اغلب اين نقد‌ها كتاب يك اثر برجسته معرفي شده بود در حالي كه كتاب‌هايي كه مرتبه قبل و بعد از اين اثر نوشت هيچگاه محبوبيت اين رمان فلسفي را به دست نياوردند.

ميرمعزي با بيان گوشه‌هايي از داستان گفت: اين اثر بدون هيجان آغاز مي‌شود، ادامه مي‌يابد و به پايان مي‌رسد. قرار هم نيست اتفاق هيجان‌انگيزي در داستان بيفتد، در واقع قطار شبانه ليسبون دو رمان در هم تنيده را شامل مي‌شود كه قهرمان اصلي آن استاد زبان‌هاي قديمي دانشگاه است و روزي با ديدن زني پرتغالي روي يك پل، زندگي‌اش دگرگون مي‌شود زيرا با زبان و فرهنگ جديدي آشنا شده است. ميرمعزي سرنوشت ترجمه اين كتاب را اينگونه شرح داد: كتاب چند سال پيش به دستم رسيد آن را خواندم و حس كردم خواننده ايراني هم بايد اين رمان را بخواند. وي ادامه داد: ترجمه كتاب سخت و سنگين بود اما هر صفحه‌اش برايم لذتبخش بود؛ اميدوارم شما هم از خواندن كتاب لذت ببريد.

اصفهان در اين رمان نماد شرق است

سعيد فيروزآبادي مترجم زبان آلماني و مدرس دانشگاه هم اين كتاب را از ابتدا تا انتهاي داستان جذاب خواند و گفت: اين كتاب از عنوانش گرفته تا متن آن جذاب و از جنبه ساختاري هم خوش‌ساخت است. وي تنوع در سطوح روايت داستاني، شناور بودن زمان بين حال وگذشته و بهره‌مندي از همه امكانات متن را از جمله ويژگي‌هاي اين رمان دانست و گفت: در اين كتاب البته گفت‌وگو كمتر است، چراكه يك سفر دروني است. فيروزآبادي با بيان اينكه در ادبيات سوئيس شاهد تأثير آب و هوا بر زندگي مردم هستيم، گفت: يكي ديگر از ويژگي‌هاي اين اثر ايجاد حس تعليق است كه گاه و بي‌گاه در اين اثر ديده مي‌شود. وي با اشاره به سخنان مترجم گفت: نمي‌دانم چرا مترجم داستان كتاب را بي‌هيجان معرفي كرد. در حالي كه به نظر من كتاب بسيار جذاب و گيراست. اين كارشناس ادبي قطار شبانه ليسبون را اثري جدي دانست كه نه يكبار، بلكه چند بار بايد آن را خواند. سفر شخصيت رمان به شهر اصفهان نيز بخش ديگري از اين رمان است كه اين كارشناس ادبي به آن اشاره كرد و افزود: در اين رمان شهر ليسبون مقابل اصفهان قرار دارد در واقع سفر به اصفهان سفري خيالي است كه نويسنده در اين رمان از آن بهره مي‌گيرد و نماد فرهنگ شرق است. شخصيت داستان هر شب رويايي از اصفهان مي‌بيند و با نشان دادن اين تقابل‌هاي مكاني، مفاهيمي عميق از جمله مفهوم متفاوت زندگي براي انسان‌ها را نشان مي‌دهد. مترجم كتاب «مرگ در دوردست» ادامه داد: جاي چنين ترجمه‌اي در ادبيات ايران خالي بود چراكه در باره فلسفه زبان و مفهوم زندگي مطالب متنوعي دارد.

فلسفه در اين كتاب دروني نشده است!

بلقيس سليماني ديگر نويسنده و منتقد حاضر در اين نشست هم با بيان ديدگاه‌هايش در اين باره گفت: قصه كتاب درباره سفر به آفاق و انفس است و سفر به بيرون و درون است و شخصيت رمان اين سفر را پيموده است. اين رمان متعلق به دوره‌اي است كه انسان مي‌خواهد نسبت‌اش را با بيرون و درون تعريف كند. نويسنده مي‌خواهد با شناخت شخصيت «آمادو پرادو» خودش را بشناسد.

طرح برخي مباحث و سؤالات فلسفي مثل چرا هستم؟ چرا اشيا هستند به جاي آنكه نباشند؟ اصولاً اگر نبوديم چه مي‌شد؟ همه سؤال‌هاي‌هاي ذهني قهرمان رمان است كه با آن درگير است. ‌ نگاه فلاسفه اگزيستانسياليسم به بشر، مضاميني مانند تنهايي، مرگ، عشق و تلاش براي رسيدن به خودشناسي موضوعات ديگري است كه سليماني در اين نشست به آن پرداخت. سليماني درباره مفهوم سفر در رمان‌هاي بزرگ گفت: شخصيت اصلي رمان زندگي روزمره و عادي را كنار مي‌زند، به عقب مي‌زند و در پي ماجرا روانه مي‌شود، درست مانند حركتي كه دن‌كيشوت آغاز مي‌كند. وي افزود: فرم سفر، فرم شايعي است كه در همه رمان‌هاي بزرگ كه بر اساس جابه‌جايي مكاني كه استعاره‌اي از جابه‌جايي موقعيت دروني است، شكل مي‌گيرد. اين نويسنده آنگاه به تقابل ادبيات و فلسفه پرداخت و گفت: طنز تاريخ اينجاست كه افلاطون كه خود منتقد ادبيات بوده و نگاه تند انتقادي به ادبيات داشته يكي از اديب‌ترين فلاسفه تاريخ است و در آثارش از ديالوگ، محاوره ديالكتيك و شخصيت‌پردازي بهره‌ گرفته است لذا با وجود اين تقابل‌ها ادبيات و فلسفه در حال نزديك شدن به هم هستند. وي با ابراز اين مطلب كه با مطرح شدن فلسفه در ادبيات به روش رمان قطار شبانه ليسبون مخالف است، تصريح كرد: اگر انديشه‌ها و نظرگاه‌هاي فلسفي در اثر ادبي هضم و جذب نشود و آن انديشه‌ها به خورد ادبيات نرفته باشد، قابليت جدا شدن دارد و من با اين شيوه مخالفم. كتاب «دنياي سوفي» اثر موفقي است كه در وهله اول شما را سرگرم مي‌كند و جهان داستاني را به روي شما باز مي‌كند اما در رمان قطار شبانه... تكه‌هاي فلسفي در درون اثر جا نمي‌افتد.

وي تصريح كرد: داستان نبايد فداي انديشه شود و انديشه يك سر و گردن از داستان بلندتر باشد. تعادل بايد در بين ادبيات و انديشه برقرار شود تا اثري يكپارچه آفريده شود.

مباحث فلسفي آزاردهنده نيست!

در ادامه اين نشست «فرزانه كرم‌پور» نويسنده با اظهار مخالفت با مباحث سليماني گفت: شما در اين كتاب علاوه بر يك روايت قوي داستاني با صحنه‌ جذاب و پركشش شروع داستان روبه‌رو هستيد كه نويسنده شما را به كوچه پس‌كوچه‌هاي ليسبون مي‌برد. با لايه‌هاي عشقي، سياسي، جامعه‌شناسي و روانشناسي قوي. او توانسته فلسفه را به خوبي به خواننده منتقل كند. وي تأكيد كرد: اين اثر براي او يك شاهكار ادبي است و بخش‌هاي فلسفي‌اش اصلاً آزاردهنده نيست چراكه انديشيدن بزرگ‌ترين موهبت است. وي درباره ترجمه اين اثر هم گفت: ما در اين كتاب با ترجمه‌اي روان روبه‌رو هستيم كه به راحتي خوانده ‌ و خواننده با آن همراه مي‌شود. در اين رمان شخصيت به قدري جذاب است كه شما با ميل و رغبت دروني سرگذشت او ‌ و ابعاد فلسفي اثر را دنبال مي‌كنيد. مترجم در ادامه در پاسخ به انتقادهاي مطرح شده، گفت: اين كتاب براي نويسندگان جوان است كه مي‌خواهند متفاوت بنويسند. به نظر من نويسنده در اين رمان با استفاده از تخيل، داستان دومي را ميان داستان اصلي‌اش آورده كه نشان از قدرت نويسندگي و فيلسوفي اوست. اين نشست با حضور علاقه‌مندان به ادبيات آلمان و همچنين برخي مترجمان و نويسندگان برگزار شد. فرزانه كرم‌پور، ‌داستان‌نويس نيز يكي از حاضران در نشست بود كه در پايان، رمان «قطار شبانه ليسبون» را يكي از بهترين آثاري خواند كه در چند سال اخير خوانده و مخالفتش را با انتقادهاي سليماني اظهار كرد. وي گفت: از زمين گذاشتن اين رمان ناراحت مي‌شدم. اين رمان با مضامين فلسفي كه مطرح مي‌كند، مخاطب را به فكر فرو مي‌برد. مخاطبان آثار ادبي هم بهتر است اثري را مطالعه كنند كه آنها را به فكر فرو ببرد، نه اينكه كتابي به دست بگيرند كه در انتها، دستاوردي از آن نداشته باشند. پاسكال مرسيه، نويسنده اين رمان، با نام اصلي‌ «پيتر بريه» اصالتاً اهل سوئيس است و شخصيت اصلي داستان، رايموند، معلمي سوئيسي و كارشناس زبان‌هاي باستاني چون لاتين، عبري و يوناني است. نويسنده در اين رمان تلاش كرده كه به مسئله‌ «تقدير» و «تصادف» بپردازد و رماني فلسفي بنويسد.

رمان «قطار شبانه‌ ليسبون» اثر پاسكال مرسيه با ترجمه مهشيد ميرمعزي به تازگي در 496 صفحه و به بهاي 22 هزار تومان از سوي نشر افق منتشر شده است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار