
پدر سنگدلي كه متهم است سال گذشته دختر هشت ماههاش را به قتل رسانده، پاي ميز محاكمه ميرود.
پرونده قتلهاي خانوادگي با انگيزههاي متفاوتي تشكيل ميشود. اعتياد عضوي از خانواده، خيانت يكي از طرفين، پايين بودن آستانه تحمل عضوي از خانواده بعد از مشاجره و. . . از عواملي هستند كه منجر به بروز اين پروندهها ميشود. مردي كه قرار است به زودي به اتهام قتل دختر نوزادش پاي ميز محاكمه قرار گيرد، بعد از مشاجره با همسرش كنترل خودش را از دست داده و حادثه تلخي را رقم زده است. شكلگيري اين پروندهها باعث متلاشي شدن دو خانواده و رها شدن فرزندان طرفين در جامعه ميشود.
به گزارش خبرنگار ما، عصر روز دهم ديماه سال 91 مسئولان درمانگاه پيامبر با كلانتري 140باغ فيض تماس گرفتند و مأموران را از مرگ مشكوك دختر هشت ماههاي به نام هليا با خبر كردند. بررسيهاي اوليه مأموران در بيمارستان نشان داد لحظاتي قبل مرد35سالهاي به نام پيام پيكر بيجان دختر هشت ماههاش را به بيمارستان منتقل كرده است. زماني كه مأموران از پيام تحقيق كردند، او گفت دخترش در وان حمام غرق شده است.
پدر هليا توضيح داد: ساعت 14 دخترم را به حمام بردم و داخل وان گذاشتم اما خودم دچار سرگيجه شدم و از حال رفتم. وقتي به هوش آمدم متوجه شدم كه هليا داخل وان خفه شده است. در حالي كه شوكه شده بودم سراسيمه او را به درمانگاه منتقل كردم تا شايد از مرگ نجات پيدا كند اما پزشكان گفتند كه فوت شده است.
بعد از آن پيام بازداشت شد و بازپرس ويژه قتل و كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي تهران دست به تحقيقات بيشتري زدند. بررسيهاي بيشتر نشان داد پيام چند سال قبل در حالي كه پسري شش ساله داشت از همسرش طلاق گرفته و با زن ديگري ازدواج كرده بود. هليا هم حاصل ازدواج دوم او بود.
بعد از آن كارآگاهان از مادر هليا تحقيق كردند. وي با طرح شكايتي گفت: مدتي است من و پيام با هم اختلاف داريم و مدام با هم درگير هستيم. تا اينكه آخرين بار بعد از مشاجره تصميم گرفتم از او جدا شوم. آن روز با عصبانيت از خانه بيرون رفتم و هليا را با پدرش تنها گذاشتم و ديگر بر نگشتم. وي ادامه داد: من نميخواستم با او زندگي كنم و حالا هم مطمئن هستم كه دخترم بهدست پدرش كشته شده است. كارآگاهان با احتمال اينكه هليا كوچولو قرباني اختلاف پدر و مادر شده است، پيام را دوباره مورد بازجويي قرار دادند. سرانجام پدر سنگدل راز مرگ دخترش را بر ملا كرد. وي گفت: روز حادثه با همسرم درگير شدم و او به من گفت كه ديگر حاضر به ادامه زندگي با من و نگهداري از هليا نيست و از خانه بيرون رفت.
بعد از اين من هليا را به حمام بردم. ابتدا وان پلاستيكياش را پر از آب كردم تا او را داخل وان بشويم اما چون خيلي عصباني بودم به ياد حرفهاي همسرم افتادم. هليا هم مرتب گريه ميكرد و مرا عصباني كرده بود كه ناگهان در يك لحظه كنترلم را از دست دادم و با دستم هليا را داخل وان حمام فشار دادم. هليا چند ثانيهاي زير آب دست و پا زد و خفه شد.
متهم در بازجوييهاي بيشتر هم اتهام خودش را قبول كرد. بنابراين قرار مجرميت پرونده از سوي قاضي محمدشهرياري بازپرس ويژه قتل صادر شد تا بعد از صدور كيفرخواست پرونده براي رسيدگي به دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شود.