از ابتداي هفته جاري، دو سريال تلويزيوني به كنداكتور پاييزي رسانه ملي اضافه شد، سريالهايي كه با حضورشان ميتوانند بارقه اميدي براي بازگشت مخاطبان به سوي رسانه ملي باشند.
روزهاي پاياني سال 89 بود كه خبرهايي مبني بر پخش آخرين ساخته سروش صحت با نام «پژمان» در تعطيلات نوروزي سال 92 شنيده شد. اما سريال مادرانه جانشين اين سريال در شبكه سيما شد تا باز هم پژمان از پخش تلويزيوني جا بماند. اما در نهايت پژمان به كنداكتور پاييزي رسانه ملي رسيد تابتواند شانس خود را در جذب مخاطب شبهاي سرد پاييز امتحان كند. آخرين ساخته سروش صحت، داستان پژمان جمشيدي ستاره سابق فوتبال است كه براي چهارمين فصل متوالي موفق نشده است براي خودش تيمي پيدا كند و به همين دليل وارد زماني ميشود كه كمتر كسي او را در خيابان ميشناسد. در واقع او ديگر آدم مشهوري نيست اما نميتواند اين واقعيت را قبول كند كه دوران شهرت او به پايان رسيده است. پژمان در آستانه 35 سالگي به فكر تشكيل خانواده و يافتن باشگاه جديدي است و اين مسئله موقعيتهاي طنز بسياري را براي او و اطرافيانش ايجاد ميكند. پژمان جمشيدي كه پيش از اين سابقه حضور به عنوان بازيگر را نداشت، بر خلاف انتظار توانست توجه مخاطبان را به بازي روان خود جلب كند. شايد خوشبينترين طرفدار فوتبال هم فكر نميكرد كه پژمان جمشيدي روزي بتواند به جاي زمين چمن، در مقابل دوربين به اين خوبي بازي كند. فيلمنامه خوب پژمان هم كه دستپخت برادران قاسم خاني است توانسته سريال طنز و جذابي را هر شب مقابل ديدگان مخاطباني قرار دهد كه مدتها بود از كنداكتور رسانه ملي نااميد شده بودند. پژمان اما تنها سريال اين شبهاي تلويزيون نيست.
«ماتادور» ديگر سريالي است كه در ژانري كاملاً متفاوت با طنز «پژمان» مهمان شبانه شبكه اول سيما است. فيلم اكشن ـ پليسي «ماتادور» داستان يك مقام اروپايي را روايت ميكند كه براي شركت در كنفرانسي درباره انرژي اتمي به ايران ميآيد. گروهي از تروريستها شامل يك زن و دو مرد كه در زمينه ايجاد ناامني و فضاي رعب و وحشت در كشورهاي در حال توسعه فعال هستند، براي به هم ريختن برنامههاي اين كنفرانس در ايران دست به تعدادي از فعاليتهاي تروريستي خطرناك ميزنند. در اين ميان نيروهاي پليس براي جلوگيري از خرابكاريهاي اين تروريستها وارد عمل ميشوند. فرهاد نجفي كارگردان جوان ماتادور كه پيش از اين فيلم حركت اول را وارد شبكه نمايش خانگي كرده بود، اين بار در اولين تجربه تلويزيونياش، ژانري را انتخاب كرده است كه در سالهاي بسيار كمتر از ساير ژانرها مورد توجه مجموعهسازان تلويزيوني قرار بگيرد. شايد ماتادور به اندازه پژمان نتوانسته باشد توجه مخاطبان را به خود جلب كند اما چون در نوع خود بدعتي در سريالسازي سالهاي گذشته به حساب ميآيد، ميتواند سلايق قشر خاصي از مخاطبان را هم برآورده كند و با حضور بازيگران چهره خود، تعداد زيادي از مخاطبان را پاي داستانش بنشاند. به هر رو با ظهور سريالهاي جديد در كنداكتور تلويزيون ميتوان اينگونه نتيجه گرفت كه رسانه ملي بالاخره به فكر افتاده است تا تمهيدي براي بازگرداندن مخاطباني بينديشد كه مدتها است رضايت كافي از عملكرد تلويزيون ندارند.