مردي كه متهم است مرد كارخانهداري را به خاطر سرقت 400 هزار تومان به قتل رسانده بود در دادگاه كيفري محاكمه ميشود.
به گزارش خبرنگار ما، 11 تيرماه سال 88 زن جواني به اداره پليس رفت و خبر ناپديد شدن ناگهاني شوهرش را اطلاع داد. وي با چشماني گريان گفت: شوهرم كه بهرام نام دارد مرد پولداري است و يك كارخانه كارتنسازي حوالي تهران دارد. شوهرم ديروز با خودروي شخصياش و همراه يكي از دوستانش براي بستن يك قرارداد كاري به شهرستان آمل رفت. در طول روز هم چندبار با تلفن همراهش تماس گرفتم و با او حرف زدم تا اينكه ناگهان تلفنش خاموش شد و ديگر به تماسهايم جواب نداد. من و خانوادهام كه نگران شده بوديم راهي آمل شديم اما وقتي نشاني از او پيدا نكرديم، تصميم به شكايت گرفتيم.
بعد از مطرح شدن شكايت، كارآگاهان مبارزه با آدمربايي پليس آگاهي به تحقيق پرداختند. در اولين گام شماره پلاك خودروي بهرام در اختيار گشتهاي پليس قرار گرفت و سپس مأموران شماره تلفن وي را رديابي كردند تا اينكه از طريق مأموران گشت پليس در جريان كشف ماشين سوختهاي در اطراف تهران قرار گرفتند. بررسيها نشان داد ماشين سوخته متعلق به بهرام است كه روز حادثه به مقصد شمال با آن از تهران خارج شده است.
در شاخه ديگري از تحقيقات كارآگاهان از كارگران كارخانه بهرام تحقيق كردند. يكي از كارگران سرنخ مهمي از سرنوشت بهرام در اختيار پليس قرار داد. وي گفت: مدتي است مرد جواني به نام ستار با ماشين وانتش به كارخانه ميآيد و ضايعات را جابهجا ميكند. ستار خيلي زود توانست خودش را به بهرام نزديك كند و با او صميمي شود. چند روز قبل هم متوجه شدم بهرام با ستار قرار است براي معاملهاي به شمال بروند.
بعد از به دست آمدن اين سرنخ، كارآگاهان بلافاصله ستار را شناسايي و دستگير كردند. متهم در بازجوييها با تناقضگويي مدعي شد از سرنوشت مرد پولدار خبر ندارد اما وقتي مورد بازجويي فني قرار گرفت به جنايتي هولناك اعتراف كرد. وي گفت: مدتي است مشكل مالي دارم و به خاطر همين مسئله با همسرم اختلاف پيدا كردم. مدتي اين موضوع فكرم را مشغول كرده بود تا اينكه تصميم گرفتم دوست پولدارم را به بهانهاي به خارج از شهر بكشانم و پولهايش را سرقت كنم. چند روز قبل از حادثه به بهرام پيشنهاد دادم براي بستن قراردادي كاري به آمل برويم و به دروغ گفتم سودي خوبي گيرش ميآيد. مقتول هم به من اعتماد كرد و صبح روز حادثه با ماشين بهرام راهي شمال شديم. در ميانه راه براي اجراي نقشهام آبميوه مسمومي را به بهرام دادم و او بعد از خوردن از هوش رفت. من دست و پا و دهان بهرام را با طناب و چسب بستم و مبلغ 400هزارتومان پولي را كه با خود داشت، برداشتم. بعد از اين او را در صندوق عقب ماشينش گذاشتم و به طرف فشم حركت كردم. در حوالي فشم پيكر نيمهجانش را از ماشين خارج و بعد هم با طنابي خفهاش كردم. وي ادامه داد: ترس تمام وجودم را فرا گرفته بود و به خاطر اينكه دستم پيش پليس رو نشود، جسد دوستم را آتش زدم و ماشينش را هم به محل ديگري بردم و آتش زدم. بعد از اقرار متهم، مأموران راهي محل شدند و بقاياي جسد بهرام را كشف كردند.
سرانجام بعد از انجام تحقيقات و صدور قرار مجرميت، كيفرخواست پرونده عليه ستار به اتهام قتل عمد از سوي قاضي آرش سيفي، داديار اظهارنظر ويژه قتل دادسراي امور جنايي صادر و پرونده براي رسيدگي به دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. بنابراين متهم به زودي پاي ميز محاكمه حاضر ميشود.