
پسر نوجواني كه متهم است 10 سال قبل مرد سالخوردهاي را فريب داده و بعد او را به قتل رسانده بود با رضايت اولياي دم از مجازات قصاص نجات پيدا كرد.
به گزارش خبرنگار ما، این پرونده 22 شهریور ماه سال 82 زمانی ورق خورد که مأموران کلانتری 22 مهرشهر کرج از مرگ مشکوک مرد سالمندی در يكي از باغهاي نزديك کلانتری با خبر شدند. بررسي مأموران بعد از حضور در محل نشان داد مقتول چند ساعت قبل با چند ضربه چاقو كشته شده است. مأموران بعد از بررسي اوراقي كه همراه مقتول بود، هويت او را به نام تقي شناسايي كردند. همچنين مشخص شد يك برگ چک هم به مبلغ 900 هزارتومان از دسته چكي كه همراه مقتول بود، كنده شده است. بدین ترتیب فرضیه قتل وی به خاطر سرقت برای مأموران قوت گرفت. بعد از انتقال جسد به پزشكي قانوني، مأموران پليس با رديابي برگه چك متوجه شدند پسر جوانی به نام سیروس روز حادثه چک مقتول را وصول کرده است. سیروس بعد از دستگیری گفت : چک را از یکی از دوستانم به نام فرهاد که دانش آموز است، گرفتهام تا آن را نقد كنم. فرهاد سنش کم است و کارت شناسایی نداشت به خاطر همین از من خواست تا در قبال گرفتن 10 هزار تومان این چک را در بانک نقد کنم و من هم بعد از وصول چک 10 هزار تومانش را برداشتم و مابقی را به فرهاد دادم. مأموران وقتی فرهاد را در خانه پدرش دستگیر کردند مبلغ 890 هزار تومان پول را هم کشف کردند، متهم در بازجوییها به قتل مرد سالمند اعتراف کرد و گفت : مقتول همسایه ما بود و با پدرم رفت و آمد داشت. او وضع مالی خوبی داشت و من مدتی بود که تصمیم گرفته بودم از او سرقت کنم. روز حادثه صبح زود از خانه بیرون آمدم و در گوشهای کمین کردم تا تقي از خانهاش بیرون آمد. مقتول در حال رفتن به محل کارش بود که جلويش را گرفتم و به دروغ گفتم پدر مرا فرستاده یک چک 900 هزار تومانی از شما قرض بگیرم. تقی حرفهای مرا باور کرد و دوباره به خانهاش برگشت و دسته چکش را با خودش آورد. او سواد نداشت و ما به مغازهای در آن نزدیکی رفتیم و صاحب مغازه مبلغ 900 هزار تومان روی یک برگ چک نوشت و بعد از امضا به من داد. وقتی چک را گرفتم ترسیدم که دستم رو شود و به خاطر همين نقشه قتل او را طراحی کردم. سپس به تقی گفتم که پدرم زمینی در این نزدیکی خریده است و از من خواسته زمین را به شما نشان دهم. مقتول دوباره حرفهای مرا باور کرد و به دنبال من راه افتاد. من او را به باغی در حوالی ریل راهآهن کشاندم و آنجا با چاقوی ضامنداری که از قبل آماده کرده بودم از پشت سر یک ضربه به او زدم. بعد از این چند ضربه دیگر هم به پهلو و شکمش زدم تا اینکه روی زمین افتاد و من هم تلفن همراه و پولهایش را برداشتم و فرار کردم. چون سن من کم بود، چک را به دوستم که از من بزرگتر بود دادم تا وصول کند. متهم بعد از تکمیل شدن تحقیقات در شعبه 74 دادگاه کیفری استان محاکمه شد. وی مقابل قاضی پرونده با اظهار پشیمانی به جرم خود اعتراف کرد. هیئت قضایی با درخواست اولیای دم متهم را به قصاص محکوم کردند. متهم به حکم اعدامش اعتراض کرد اما دیوان عالی کشور حکم قصاص وی را تأييد کرد. پرونده در ادامه برای سیر مراحل تشریفات اجرای حکم به شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی ارسال شد. تیم صلحوسازش شعبه اجرای احکام با دعوت از خانواده اولیایدم تلاش زیادی برای نجات متهم از مرگ انجام دادند. سرانجام جلسات صلح و سازش نتیجه داد و اولیایدم رضایتنامه کتبی خود را به دادیار شعبه اجرای احکام ارائه دادند. این خانواده اظهار داشتند که متهم از کار خود پشیمان است و در زندان توبه کرده است و ما هم به خاطر رضای خداوند از قصاص او گذشت میکنیم.