کد خبر: 614057
تاریخ انتشار: ۰۵ مهر ۱۳۹۲ - ۲۰:۵۲
حسين قدياني

رسانه‌هاي زنجيره‌اي از حدود يك ماه پيش تا شامگاه دوم مهر، همچين در رؤياي دست دادن رئيس‌جمهور روحاني جمهوري اسلامي و رئيس‌جمهور جسماني امريكا غوطه ور بودند كأنه اگر اين روبوسي اتفاق افتد، عروسي خواهد آمد به كوچه‌شان!

نه به آن افراط ديروزشان در دهه 60 كه هر مخالف سياسي‌اي را با انگ «امريكايي» طرد مي‌كردند، نه به اين تفريط امروزشان كه به جاي پنجره فولاد، رسما دخيل به كاخ سفيد بسته اند! گل گفته معصوم؛ «ديوانه را نمي‌بيني مگر در حال افراط و تفريط.»حقا كه اين چند روز، آنچه ترمزبريده‌هاي زنجيره‌اي نوشتند، دسته و طبل و سنج و زنجير راه انداختن بود با اين شعار؛ «واعطشا به امريكا!»

به خدا ما ديپلماسي و قواعد آن را مي‌فهميم و سختي كار آقايان روحاني و ظريف را درك مي‌كنيم، اما آنچه براي ما غير قبل فهم است، اين حد از زبوني زنجيره‌اي‌ها در برابر دشمن است! تا اين جماعت، به عشق امريكا قمه دست نگرفته‌اند و كار دست خودشان نداده‌اند، خوب است عقلاي قوم زنجيره اي، حد و حدود توسل به كاخ سفيد را در قالب يك زيارت نامه، تبيين نمايند! سوم مهرماه، يكي از زنجيره‌اي‌ها تيتر يك خود را چنين رفته بود؛ «شايد وقتي ديگر»! الهي بميرم! خب، يك نوار مشكي هم مي‌زديد سردر لوگوي‌تان، هم به نشانه عزا، هم به نشانه اعتراض به شيخ‌حسن! نقد سخنان روحاني در سازمان ملل البته اگر درست و منطقي باشد، بي‌ايراد است

چند روز پيش يكي ديگر از روزنامه‌هاي زنجيره‌اي در سرمقاله خود نوشته بود؛ «فشار تحريم، بيش از هر چيز سوار بر گرده مردم ايران است» اما در ادامه تلويحا گفته بود؛ «خوب است اگر كاخ سفيد مي‌خواهد حكومت يا دولتي را تنبيه كند، سياست‌هاي اين تنبيه جوري اتخاذ شود كه فقط گريبان همان حكومت يا همان دولت را بگيرد!»

در اين باره حرف‌ها هست كه به اختصار بيان مي‌كنم.

يك: اگر بتوان حكومتي را مستقل از مردمش تنبيه كرد، تنبيه سران كاخ سفيد توسط حكومت جمهوري اسلامي است، بي‌آنكه در اين تنبيه، اذيت و آزاري متوجه مردم امريكا شود. نظام مقدس جمهوري اسلامي، بي‌آنكه كاري با مردم امريكا داشته باشد، بارها و بارها - و هر چه مي‌گذرد، بيشتر- خودكار لاي دست سردمداران كاخ سفيد گذاشته است. تنبيه كاخ سفيد توسط جمهوري اسلامي آنجا بود كه بعد از فتنه 88 و به رغم ميل امريكا، يكي پس از ديگري، انتخابات‌هاي خود را برگزار كرده و خواهد كرد ان شاء الله. تنبيه كاخ سفيد توسط جمهوري اسلامي آنجا بود كه رئيس‌جمهور امريكا مجبور شد جلوي چشم همه جهانيان سخن از «فتواي رهبر معظم» ايران بگويد و تأكيد كند كه استفاده از انرژي هسته‌اي حق ايرانيان است. اين تنبيه به بركت خون شهداي هسته‌اي صورت گرفت، به بركت مقاومت، و البته به هزينه فراق براي «آرميتا و عليرضا.»
 

تنبيه كاخ سفيد توسط جمهوري اسلامي آنجا بود كه به دولت امريكا فهماند نه توانايي حمله به سوريه را دارد، نه قدرت حذف بشار اسد را. تنبيه كاخ سفيد توسط جمهوري اسلامي آنجا بود كه جناب اوباما در مقر سازمان ملل اعتراف كند؛ «ما دنبال تغيير نظام در ايران نيستيم»! ادامه، بلكه ترجمه همين جمله اوباما البته چيز ديگري است؛ «ما بالفعل دنبال تغيير نظام ايران بوديم، حتي بالقوه دنبال تغيير نظام ايران هستيم، اما مسئله اينجاست كه نه توان اين كار را داريم، نه جرئتش را.»

دو: نظام جمهوري اسلامي به عدد سال هايش انتخابات داشته. درست يا نادرست، اغلب اين انتخابات‌ها هم آنقدر آزادانه بوده كه علي الدوام يك پاي انتخابات، حضرات اپوزيسيون بوده‌اند! نظامي با اين درجه از مردمسالاري را مگر مي‌توان صرف نظر از مردمش تنبيه كرد؟! ما نه منكر دشمني دشمن هستيم، نه نتايج اغلب ريز و بعضا درشت اين عداوت را انكار مي‌كنيم، ليكن دشمني با جمهوري اسلامي يعني دشمني با ملت ايران، و دشمني با ملت ايران يعني دشمني با جمهوري اسلامي، چراكه ريشه‌هاي نظام مقدس ما آنقدر قوي، مستحكم، الهي و مردمي است كه رهبر معظم آن - اين بار به قول آقاي پرزيدنت!- حتي مخالفان اندك را نيز دعوت به حضور در پاي صندوق آرا مي‌كند. پس اساسا با جمهوري اسلامي نمي‌توان صرف نظر از ما مردم دشمني كرد اين چيزي است كه كاخ سفيد فهميده، زنجيره‌اي‌ها نفهميده اند!

سه: وقتي مشكلاتي نظير تحريم، اساساً محصول مستقيم عداوت سابقه دار دشمن با انقلاب اسلامي است، واقعا بايد خنديد به دريوزگي جماعت زنجيره‌اي كه ملتمسانه از ديو خواهش مي‌كنند دمي فرشته باشد! امريكا بزرگ‌ترين دشمن ماست، نه حلال مسائل ما. امريكا نقشه براي مشكل زايي در جمهوري اسلامي مي‌كشد، نه كاستن از ميزان مشكلات و اگر قرار بود امريكا بردارنده تحريم ظالمانه عليه ايران باشد، اصلي‌ترين سؤال ممكن اين است؛ «اساسا كاخ سفيد براي چه ما را تحريم كرده؟!»

چهار: تحريم اقتصادي اگر چه در سال‌هاي متاخر، به بهانه پوچ سلاح هسته‌اي تشديد شده، اما از همان اولين ثانيه 22 بهمن 57 جمهوري اسلامي و ملت ايران در تحريم اقتصادي دشمن بوده‌اند. ما در تمثال بي‌مثال و اعجاز گونه دفاع مقدس، و در اوج تحريم اقتصادي، بلكه تحريم نظامي و سياسي، يك وجب از خاك مان را به دشمن نداديم. آيا در آن فتح الفتوح رؤيايي، مچ تحريم را ايمان و شهادت طلبي و ايثار و از خودگذشتگي و ولايت پذيري ملت ايران خواباند، يا التماس روشنفكران از كاخ سفيد؟! طرفه حكايت اينجاست؛ ما اساسا زنجيره‌اي‌ها را بازيگر جنبش «آري به تحريم» مي‌دانيم! آنچه في الواقع هواي تحريم يانكي‌ها را دارد، «تسليم زنجيره‌اي ها»ست، نه «مقاومت ملت ايران.»هم‌اينك نيز اگر از ابعاد تحريم ادعايي فلج كننده كم شده باشد، منتج از ايستادگي ملت ماست. جنبش «نه به تحريم» يعني «جوشش خون شهداي هسته اي» و الا «تسليم سياسي» اساسا هدف غايي «تحريم اقتصادي» است. اگر تحريم، محصول اخم كاخ سفيد به ملت ماست، آنچه از حجم تحريم كاسته، خنده خصم نيست، ثمره مقاومت است.

پنج: آرمان‌گرايي ما البته واقع‌بينانه است. ما انكار نمي‌كنيم كه تا حدودي لحن كاخ سفيد دچار تغيير مثبت شده. منتها ما از قبل گفته بوديم آنچه باز هم مثل ايام دفاع مقدس مي‌تواند مچ تحريم را بخواباند، امتداد همان راهي است كه شهدا با تقديم خون سرخ‌شان پايه گذاشتند. امروزه روز بعضي‌ها مي‌گويند؛ «امريكا در جهت مثبت عوض شده، ولو اندكي.»اين جمله اما ناقص است. لذا بايد آراسته سخن گفت؛ «مقاومت و ايستادگي بر آرمان‌ها و حقوق مسلم ملت ايران توسط جمهوري اسلامي، سبب شده دشمن ولو در لحن خود بيشتر دقت كند كه با چه نظامي و با چه مردمي طرف حساب است.»

شش: قصه ما و امريكا قصه صلح امام حسن(ع) نيست. في‌الحال بيش از آنكه نتيجه فشار دشمن معلوم شده باشد، محصول پايمردي ما نمايان شده. مي‌گويند؛ «سگي كه گاز مي‌گيرد، پارس نمي‌كند!» ما سال‌هاست كه از امريكا فقط صداي پارس مي‌شنويم، بي‌آنكه اسد برود، بي‌آنكه حمله‌اي رخ دهد! قصه ما و امريكا قصه صلح امام حسن‌(ع) نيست، قصه آن روز است كه «شير جمل» حسن بن علي‌(ع) فنون جنگاوري و رموز قهرماني به «عباس دلاور» مي‌آموخت. آري، ما بيش از آنكه امام حسن (ع) را به «صلح» يا امام حسين‌(ع) را به «جنگ» بشناسيم، اين هر دو امام را «مظهر سياست‌ورزي قهرمانانه» مي‌خوانيم. در منظومه ولايت فقيه نيز جنگ و صلح و نبرد ديپلماتيك - كه با جنگ فرق دارد- و نرمش ديپلماتيك - كه با صلح تفاوت دارد- همه و همه ابزارهايي براي نيل به «گشايش در جبهه خودي» است، نه «سازش با دشمن بيروني.»گيرم غربي‌ها چند ساعتي در «تنگناي ترجمه» متوجه معناي «نرمش قهرمانانه» نشدند، زنجيره‌اي‌ها كه فارسي بلدند!! شايد بد نباشد بدانيد كه ما در شب شروع عمليات «الي بيت المقدس» در چند محور، از مشي «نرمش قهرمانانه» پيروي كرديم، ليكن دست آخر و با بهره از ساير شيوه‌ها به «فتح خرمشهر» رسيديم. خميني هم اگر يك بار، نيم‌روزي، جام زهر نوشيد، ليكن با انقلاب اسلامي تا ابد جام زهر در كام بطالين عالم ريخته. اينك زخم بر صورت آقاي اوباماست. او در سازمان ملل از خيلي چيزها كوتاه آمد، اما روحاني هر آنچه گفت، اعم از نبرد و نرمش، «قهرمانانه» بود. «ما در شرايط صلح امام حسن‌(ع) نيستيم» به اين معني است كه هرگز با قلت يار دومين امام‌مان مواجه نيستيم و «اگر دشمن فشار بياورد حادثه كربلا تكرار مي‌شود» به اين معني است كه انقلاب اسلامي آنقدر قدرت دارد كه از سازش با دشمن بي‌نياز باشد. ليكن «ما امروز در شرايط خيبر و بدر هستيم» به خوبي نشان مي‌دهد كه در «عاشوراي انقلاب اسلامي» حادثه كربلا به گونه ديگري رخ مي‌دهد. نه آن گونه كه در «10/ 1/ 61» قمري رخ داد؛ بل، همان گونه كه بارها پيش از اين تجربه شده، مثل «10/ 2/ 61» شمسي، شب شروع فتح عظماي خرمشهر.

في الحال عروسي در «كوي مقاومت» است و عزا در «بن بست سازش» اما هنوز هم زود است بفهميم ولي امر با «نرمش قهرمانانه» چه زخمي بر صورت بطالين عالم نشانده. بگذريم كه براي ما «امر مولا» در هر صورت «امر اولا» است، دائر بر هر چه مي‌خواهد باشد. ما امتداد همان نسليم كه در شعاع ولايت معصوم، پيمان با ولي فقيه بسته بودند، چه روز اول جنگ، چه روز قبول قطعنامه، ليكن حتي روز قبول قطعنامه هم روز آخر جنگ نبود! تا ما ماييم و امريكا، امريكا، «جنگ فقر و غنا» ادامه دارد. «جنگ جنگ تا پيروزي» ادامه دارد. براي اين «نبرد قهرمانانه» گاهي البته «نرمش قهرمانانه» لازم است. كشتي‌گير ماهر فقط به نيت گرفتن مچ پاي حريف خم مي‌شود. اين اما بار اول و آخر نبود كه جمهوري اسلامي در صحن سازمان ملل مچ ايادي كاخ سفيد را مي‌گيرد. جناب پرزيدنت! فتواي ديگر «رهبر معظم» را گوش كن؛ «ملت‌هاي مؤمن، هوشيار و با استقامت در زمان متناسب، قطعاً و يقيناً از ياري پروردگار برخوردار مي‌شوند و اين حقيقت، سنت تغييرناپذير الهي است و بر اساس همين سنت الهي، ملت ايران در اين مرحله و همه مراحل ديگر بر دشمنان خود پيروز خواهد شد. . . اگر ملت عزيز و جوانان خوش‌روحيه و پرتوان ايران، مسير خود را با پايداري ادامه دهند، بدون شك و بر اساس سنت صادق الهي در زمان مناسب، همه آمال، آرزوها و شعارهاي «ملي، اسلامي و جهاني» آنان تحقق پيدا مي‌كند، مسير تاريخ عوض مي‌شود و زمينه‌هاي ظهور حضرت ولي‌عصر(عج) فراهم خواهد شد.»

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار