اگر بخواهيم در مورد اولويتهاي محيطزيستي كشور در چهار سال آينده سخن بگوييم اولين اولويت در حقيقت پرهيز جدي از آزمون و خطاست. برخي از اقدامات و حتي مصوبات در گذشته ره به خطا بردند و هم اكنون بهترين زمان براي درس گرفتن از آنهاست. متأسفانه افرادي هستند كه ميتوانند در چگونگي ايفاي نقش قانوني يك سازمان به شدت اثرگذار باشند لذا پرهيز از حضور افرادي كه كارنامه خوبي در هشت سال تصدي رئيس فعلي سازمان محيطزيست در دولت اصلاحات نداشتهاند كاملاً مورد انتظار است. اگر صرفاً به خاطر وابستگي فكري و جناحي، افرادي كه امتحان خويش را پس دادهاند در سطوح بالاي تصميمگيري محيطزيست كشور مجدداً به كار گرفته شوند، نتيجه خوبي مورد انتظار نخواهد بود. اولويت دوم از ديدگاه اينجانب، احياي مجدد شوراي عالي محيطزيست كشور است تا به وسيله آن جلوي بسياري از تداخلها و دستاندازيهاي ساير ارگانهاي دولتي به محيطزيست به عنوان يك ميراث ملي گرفته شود. متأسفانه به دليل ديدگاه نادرستي كه وجود دارد توسعه و پيشرفت به هر قيمتي مدنظر بسياري از وزارتخانهها است و در اين ميان توجه به موازين محيطزيستي كمتر ديده ميشود. نقش شوراي عالي محيطزيست در اين موضوع بسيار تعيينكننده خواهد بود.
تدوين برنامهاي جامع براي بهبود كيفيت هواي تنفسي در كشور و بالاخص كلانشهرها اولويت سوم محيطزيست كشور است. قاعدتاً اين برنامه جامع ميتواند به قانون هواي پاك كشور منتهي شود كه در آن بسياري از مصوبات نادرست و نيز بسياري از مصوباتي كه حتي همديگر را خنثي ميكنند، تصحيح شود و يك بار براي هميشه تكليف آلودگي هوا مشخص ميشود. طبق اين قانون كه به طور مشخص بايد به قانون فرادستي براي تدوين لايحه بودجه هر ساله كشور در اين چهار سال تبديل شود، بسياري از همپوشانيها از بين ميرود و سرعت فعاليتها تشديد ميشود.
چهارمين اولويت محيطزيست كشور، جلوگيري از ادامه روند نابودي جنگلهاي كشور است. حضور دام در مراتع بيش از چندين برابر ظرفيت آنهاست و قاعدتاً هماهنگي بيشتر يا حتي در صورت لزوم مديريت واحد در بخش جنگلها و مراتع كشور كاملاً ضروري به نظر ميرسد. با روند فعلي شايد ظرف سي سال آينده حتي شاهد نابودي كامل جنگلهاي كشور باشيم. لذا چارهاي جز به صدا در آوردن زنگ خطر از هم اكنون نيست و اين موضوع كه ارتباط مستقيم با حيات و ممات ميليونها نفر دارد بايد به عنوان يك اولويت بسيار مهم مدنظر باشد. تعيين تكليف پروژههاي سدسازي يا به عبارتي تغيير نگرش به ايجاد سد در هر جايي به هر قيمتي موضوعي است كه نميتوان به راحتي از آن گذشت. وقتي شاهد هستيم كه نگين فيروزهاي آذربايجان با همين تفكرات نادرست رو به نابودي ميرود و شايد همين روزها هم خبر از نابودي چندين تالاب و زيستگاه مهم ديگر بشنويم، پس چارهاي نيست جز آنكه تغيير نگرش اساسي به موضوع سدسازي داشته باشيم كه اين امر جز در سايه همت و تلاش سازمان محيطزيست كشور رخ نخواهد داد.
يكي ديگر از اولويتهاي اساسي محيطزيستي كشور موضوع زباله و مديريت آن است. به رغم آنكه شهرداريها متولي زبالههاي خانگي هستند، اما به دليل بسياري از اختلافنظرها بسياري از زبالههاي بيمارستاني با زبالههاي خانگي مخلوط شده و شيرابه ناشي از آن هم خاك و هم آبهاي زيرزميني را تهديد ميكند. بسياري از مراكز دفن زباله در شهرهاي مختلف نياز به مديريت هوشمندانه داشته و در سال 92 قاعدتاً ميتوان حداقل در كلانشهرهاي كشور به سمتي رفت كه از طلاي كثيف بهترين استفاده را داشته باشيم و همانند ساير كشورهاي دنيا از زباله انرژي بگيريم و هزاران شغل جديد ايجاد كنيم. بي ترديد اولويتهاي بيشتري هم براي محيطزيست كشور وجود دارد كه در اين فرصت كوتاه به آن پرداخته نشده است. با وجود اين، اميدواريم مديريت جديد محيطزيست كشور با استفاده از كارشناسان و متخصصان محيطزيست بدون توجه به گرايش فكري و سياسي بتوانند امانت نسلهاي آينده را به بهترين شكل حفظ كنند. آفت محيطزيست؛ سياسي شدن محيطزيست است و بايد توجه كنيم كه محيطزيست عبارت است از آنچه فرايند زيستن را احاطه كرده است و اگر خطايي در آن سر زند همه ما را به نحوي تحتتأثير قرار خواهد داد.