«نرمش قهرمانانه» يكي از كليدواژههايي بود كه رهبر معظم انقلاب چند روز پيش در ديدار فرماندهان سپاه بيان داشتند و طي چند روز نقل محافل سياسي و خارج شده است. رسانههاي غربي با استفاده ابزاري از اين واژه و ارتباط دادن اين واژه به موضوع تحريمها، آن را چراغ سبز رهبر معظم انقلاب به كارگزاران نظام و دولت مبني بر كوتاه آمدن از خواستههاي بحق ملت ايران خصوصاً در موضوع هستهاي تعبير كردند و با اين داستانسرايي، فيلمنامه ديدار چهره به چهره روحاني با اوباما را در نيويورك طراحي و آماده كردند.
اما آيا واقعاً تعبير رهبر معظم انقلاب به اين معنا بود كه رسانههاي غربي و برخي جريانات همسو با آنان در داخل تفسير كردند يا خير؟ براي مشخص شدن اين موضوع ابتدا جمله رهبري عزيز را با هم مرور ميكنيم. ايشان ميفرمايند:«ما مخالف با حركتهاى صحيح و منطقى ديپلماسى هم نيستيم، چه در عالم ديپلماسى، چه در عالم سياستهاى داخلى. بنده معتقد به همان چيزى هستم كه سالها پيش اسمگذارى شد «نرمش قهرمانانه». نرمش در يك جاهايى بسيار لازم است، بسيار خوب است، عيبى ندارد، اما اين كشتىگيرى كه دارد با حريف خودش كشتى ميگيرد و يك جاهايى به دليل فنى نرمشى نشان ميدهد، فراموش نكند كه طرفش كيست، فراموش نكند كه مشغول چه كارى است، اين شرط اصلى است، بفهمند كه دارند چهكار ميكنند، بدانند كه با چه كسى مواجهند، با چه كسى طرفند، آماج حمله طرف آنها كجاى مسئله است، اين را توجه داشته باشند.»
رهبري اشاره ميكنند به چيزي كه سالها قبل نامگذاري شد، يعني اينكه اين موضوع جديدي نيست. وقتي به تاريخ رجوع ميكنيم دوبار به اين كلمه برميخوريم؛ اول در خصوص ترجمه كتاب صلح امام حسن(ع) توسط رهبر معظم انقلاب كه از آن به «پرشكوهترين نرمش قهرمانانه تاريخ» ياد ميكنند و دوم سخنراني خود ايشان در سال 75 يعني دوران حاكميت كارگزاران و در ديدار ديپلماتهاي نظام، آنجا كه ميفرمايند:«عرصه سياست خارجى ميدان نرمشهاى قهرمانانه است، اما نرمشى كه در برابر دشمن تيز باشد، بنابراين ديپلماتهاى ما بايد در مواضع اصولى خود مستحكم بايستند و استقامت و پايمردى حضرت امام خمينى(رض) را الگوى خود قرار دهند.»
همانگونه كه مشاهده ميكنيد ايشان در سخنراني سال 75 براي زدودن هر گونه شبهه، سريع شرط اين نرمش را بيان ميكنند كه آن «تيزي در برابر دشمن» است و براي تبيين بهتر موضوع، بنيانگذار كبير انقلاب را به عنوان الگو در اين مسير معرفي ميكنند. كيست كه اندك مطالعهاي از سيره زندگي و سبك مديريتي امام راحل داشته باشد و آرمانخواهي، عزتطلبي، مصلحتانديشي و استكبار و استعمارستيزي ايشان را با تمام وجود حس نكرده باشد.
در سخنراني اخير رهبر معظم انقلاب نيز ايشان براي اينكه موضوع باعث شبهه و سوءاستفاده نگردد، سريع كشتيگيرها را مثال ميزنند و كار ديپلماتها و سياستمداران را به كار كشتيگيرها تشبيه ميكنند. هر كسي كه كوچكترين شناختي از كشتي داشته باشد ميداند كه كشتيگير براي خاك كردن طرف مقابل به زمين ميرود و اگر تاكتيكهاي مختلف را پياده ميكند تماماً در راستاي پيروز خارج شدن از ميدان است نه واگذار كردن زمين به حريف!
اما دليل اينكه اين تعبير رهبري انقلاب تا اين حد مورد توجه غرب قرار گرفته، كاملاً مشخص است. الان قريب دو سال است كه امريكا با همپيماني چند كشور غربي به دنبال انهدام نظام سوريه است تا از آن طريق محور مقاومت را نابود و از طرفي ايران و گروههاي مقاومت حزبالله و حماس را در تنگنا قرار دهد اما نه تنها توفيقي به دست نياورده بلكه بشار اسد عنقريب است اندك باقيماندههاي تروريستهاي دستپرورده غرب را از خاك سوريه جمع كند. بنابراين نظام سلطه به اين باور رسيده وقتي از در تقابل نتوانست نظامي مانند بشار اسد را از هم متلاشي كند قطعاً در مقابل ايران دشواري كارش صدچندان خواهد بود، بنابراين سادهترين راه ممكن استفاده از فريب رسانهاي و القاي همراه شدن ايران با سياستهاي غرب و كوتاه آمده از آرمانها و خواستههايش است كه بايد در خط خبري رسانههاي غرب قرار بگيرد، كما اينكه ميبينيم طي چند روز اخير و خصوصاً در آستانه سفر رياست محترم جمهوري به نيويورك همين را دنبال ميكنند.
انشااله نرمش قهرمانانه کلیدروحانی راشاه کلیدمی کند