پس از حادثه تكاندهنده در اتوبان قم، «سيد هادي هاشمي» در گفتوگو با رسانهها پرده از حقايق تكاندهندهاي برداشت كه اگرچه برخي به طور مستقيم به اين حادثه مربوط نميشوند اما شنيدنش هر مخاطبي را انگشت به دهان باقي ميگذارد. حيرتا كه هيچ مقام و مركزي درصدد پاسخگويي به اين اظهارات برنيامد و اين نشان ميدهد تمام آنچه ايشان گفته - با كمال تأسف- صحيح و دقيق بوده است. اما اگر چنين است چطور مسببان اين تصميمات همچنان شادان و خجسته يا در پست سابق مشغول خدمت به مردمند! يا لااقل تا هنوز هيچ مقام و مركزي از آنان بازخواست نكرده است.
مثلاً ايشان تأكيد كرده است؛ سيستم برق اتوبوسهاي اسكانيا (كه عمده مسافربري بين شهري كشور توسط آن انجام ميشود) استاندارد نيست و لذا در حوادث دچار حريق ميشود! چطور مسئولان مربوطه اجازه ورود چنين وسيله خطرناك و غيراستانداردي را به ناوگان حمل و نقل مملكت دادهاند و روزانه دهها هزار نفر با آن جابهجا ميشوند؟ نيز ايشان نكتهاي در خصوص چكشهاي مخصوص شكستن شيشه در اين اتوبوسها و قفل كردن در عقب آنها ميگويد كه معماي سوختن مسافران را حل ميكند. هنگام شنيدن خبر اين واقعه تلخ، همواره برايم سؤال بود كه چطور مسافران از درها و پنجرهها خارج نشده و در آتش سوختهاند. آقاي هاشمي شرح ميدهد كه اين اتوبوسها داراي شيشههاي يك تكه بوده و شركت توليدكننده روي هر شيشه يك چكش نصب كرده تا در حوادث مسافران شيشهها را شكسته و بگريزند. نيز در حادثههاي آتش سوزي در عقب راه خروجي مناسبي براي فرار است اما وي در همين حال تأكيد كرده الان حتي يك اتوبوس مسافربري بين شهري نيست كه چكش مربوطه روي شيشههايش نصب باشد. نيز در اتوبوسهاي مسافربري معمولاً رانندگان در عقب را قفل و آنجا را به انباري خود بدل ميكنند. در اين مورد نيز مسافران پس از آنكه به دليل نبود چكشها نتوانستند شيشه پنجرهها را بشكنند به عقب هجوم برده اما با در قفل روبهرو شده و همانجا محبوس شده و زنده زنده در آتش سوختهاند.
او سپس به نقش مافياي خودروسازي در ناامني وسايل نقليه در كشورمان اشاره كرده و ميگويد: بنزين با تبديل شدن به گاز حجمش زياد ميشود. اينجا قطعهاي به نام «كنيسر» در موتور دوباره آن را به مايع بدل ميكند تا وارد مخزن شود. اما در زمان مديريت آقاي «منطقي» يك مهندس ضدايراني! پيشنهاد كرد اين قطعه را برداريم تا 250 هزار تومان صرفهجويي شود. لذا به جاي آن يك شيلنگ آويزان كردند و موجب ورود هزاران تن از اين گاز به هواي شهرها شدند و لذاست كه ميزان گاز بنزين در هواي شهر تهران 300 برابر حد استاندارد آن است! حيرتا كه مسئولان اينها را ميشنوند و ميگذرند. آيا اين رفتارها و مديراني كه سبب آن بودهاند كارشان مصداق كامل جنايت عليه مردم نيست؟ چقدر بايد آدم بيگناه كشته شوند تا ما به خودمان بياييم؟