مشخص شدن يا مشخص ماندن نسبت ارتباط كشورهاي حوزه بيداري اسلامي با دولت غاصب اسرائيل، از چالشهاي شاخص فراروي اين كشورهاست. اهميت اين مرزبندي آنگاه روشن ميشود كه بدانيم آنچه اين روزها در برخي از اين مناطق جاري است، ناشي از شفاف نبودن همين مرز است. در گفتوشنود پيش رو استاد عادل عون نماينده جنبش امل در ايران و از ياران ديرين امام موسي صدر و شهيد دكتر چمران دراينباره سخن ميگويد.
رابطه وقايع در حال وقوع با اسرائيل چگونه است؟ اگر اسرائيل را به عنوان مانع حساب كنيم، انگيزه او از اين همه مانعتراشي كه غيرعادي جلوه ميكند، چيست؟
بسماللهالرحمنالرحيم. به نظرم جرقه بيداري اسلامي كنوني از ايران شروع شده و انقلاب اسلامي ايران اولين شمعي است كه راه همه كشورهاي منطقه را روشن كرده و دليل ما آن است كه بهمحض اينكه انقلاب اسلامي در ايران پيروز شد، سفارت اسرائيل به سفارت فلسطين تبديل شد و با اين عمل نشان داد كشوري به نام اسرائيل وجود ندارد، زيرا سرزمين فلسطين از سوي صهيونيستها اشغال شده است. برگشتن كشورهاي منطقه به اسلام ناب به نفع اسرائيل نيست، «كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّه أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ.» (1) اسرائيل يك كشور اشغالگر است كه تنها با خونريزي، تبعيد مردم و كشتار جمعي رشد و نمو مييابد، به همين علت پيشرفت كشورهاي اسلامي و پيروزي بيداري اسلامي منجر به از بين رفتن اسرائيل ميشود، همان گونه كه امام خميني، امام خامنهاي و سيدحسن نصرالله هميشه تأكيد ميكنند. پس اسرائيل چگونه از بين خواهد رفت؟ حتماً با آگاهي مسلمانان و بيداري مردم كشورهاي اسلامي يا برگشتن به اسلام ناب. از آنجا كه اسرائيل و كشورهاي غربي سعي ميكنند از اين بيداري اسلامي سوءاستفاده و سعي كنند مسير اصلي اين انقلابهاي اسلامي را به سمت ديگر عوض كنند، ديديم قواي استكبار جهاني بلافاصله وارد انقلابهاي مصر، تونس و ليبي شدند تا انقلابيون اين كشورها نتوانند به هدف اصلي خود برسند.
به نظرم تفاوتي بين جريان بحرين و سوري از يك طرف و جريانهاي مصر، يمن، ليبي و تونس وجود دارد. در واقع «بهار عربي» در عمل وجود ندارد و واقعاً يك امر خندهدار است، چطور ميگوييم بيداري اسلامي در مصر وجود دارد و پرچم اسرائيل هنوز در آسمان مصر برافراشته و سفير اسرائيل هنوز از مصر اخراج نشده، درحالي كه سفير مصر دمشق را ترك كرده و به مصر برگشته است. همه ميدانيم سوريه تنها كشور عربي است كه از جنبشهاي آزاديخواه عربي حمايت ميكند و به حزبالله و حماس كه در برابر اسرائيل ايستادهاند كمك ميكند. خلاصه سخن اين است كه بيداري اسلامي مساوي با نابودي اسرائيل است.
در مورد حضور اسرائيل در مصر سخن گفتيد. ميزان و چگونگي حضور اين رژيم و نيز امريكا را در كشورهاي حوزه بيداري اسلامي همچنان پررنگ ميدانيد؟
اسرائيل در همه جا هست بهجز كشورهاي مقاوم. اسرائيل در بيشتر كشورهاي عربي و آفريقا فعاليت دارد. اسرائيل با ما مبارزه ميكند در همه جا، در همه دورهها و با هر روشي، نهتنها با اسلحه بلكه با سفره و وسايل معيشت با ما مبارزه ميكند! متأسفانه اكنون امريكا تحت شعارهاي فريبنده همانند دموكراسي، آزادي و اصلاح تمام منطقه را رهبري ميكند. وقتي يك نظام فرعوني سقوط كند و بهجاي آن يك رژيم مقاوم و مردمي بيايد، به ضرر اسرائيل و حاميان استكبار است. بنگريد كسي از قيام مردم بحرين كه پاكترين قيامهاست صحبتي نميكند. آنها اجازه نميدهند اين انقلابها به سرانجام برسند، به نظر امريكا هر رژيم مقاوم تروريست است. آنها نميخواهند يك حكومت مقاوم وجود داشته باشد. مشكل امريكا با ايران از همين جهت است كه آنها نميخواهند ايران را يك كشور صنعتي و پيشرفته ببينند، به همين علت ميبينيم اسرائيل دانشمندان ايراني را ترور ميكند زيرا آنها ايران مقاوم و قدرتمند نميخواهند. همان طور در انقلاب مصر و تونس ديديم، سلفيها با هماهنگي امريكاييها از قيام مردم و جوانان اين كشور سوءاستفاده كردند.
با توجه به موقعيتهاي كشورهاي انقلابي مثل كشورهاي تونس، مصر و ليبي و عدمثبات نسبي سياسي كشورهاي مذكور چه روشهايي ميتوان اتخاذ كرد تا مانع ورود تفكرات اسرائيل به اين انقلابها شد؟
انقلابهاي مصر و تونس انقلابهاي جواني هستند، در اين زمان اخوانالمسلمين و ديگر مسلمين خواب بودند و در انقلاب شركت نكردند، ولي ناگهان امريكا و اسرائيل دخالت كردند تا اين انقلاب به نفع سلفيها و اخوانالمسلمين تمام شود.
در اينجا ميخواهم به يك موضوع اشاره كنم كه دو جمله اولم را روشنتر ميسازد. بعد از فروپاشي شوروي، سلطه جهاني به رهبري امريكا تكقطبي شد، اما با پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني ناخودآگاه رهبري تكقطبي جهان با چالش روبهرو شد. با رسيدن بيداري اسلامي ايران به ديگر كشورهاي منطقه شاهد دشمني مسلمانان منطقه با اسرائيل و پيروزي مكرر حزبالله و حماس در همه جنگهاي آنها با اسرائيل بوديم. با همه اينها امريكا براي جلوگيري از اين بيداري و فرهنگ اسرائيلستيزي طرحي با عنوان «خاورميانه نو» ارائه كرد. اين خاورميانه جديد به معناي چند پاره كردن كشورهاي موجود در منطقه، تقسيم كشورها توسط اختلاف و كشتارهاي مذهبي داخلي و زنده نگه داشتن معاهده سايكس بيكو بود؛ همان طور كه الان در مصر، ليبي و تونس دارد اتفاق ميافتد. اكنون در ليبي شاهد جنگهاي قبيلهاي هستيم و همه با همديگر ميجنگند. ما شاهد صدها كشته و زخمي بر اثر اين جنگها و نزاعهاي قبيلهاي هستيم...! چه كسي اين اتفاقات را جهتدهي ميكند؟! اين بهار عربي دارد به كجا ميرود؟ متأسفانه امريكا و اسرائيل در اين بيداري دخالت كردند و ميخواهند كشورهاي اسلامي را به دوران جاهليت برگردانند. اين توطئه براي همه كشورهاي منطقه خاورميانه مخصوصاً ايران، لبنان و سوريه آماده شده است تا اسرائيل را از وقوع خطرات جديد مصون بدارند. آنها ميبينند امنيت اسرائيل با اين توطئه پايدارتر خواهد شد و دليل بر اين سخن جريان سوريه است كه آنها چند بار موضوع سوريه را در شوراي امنيت مطرح كردند و وقتي نتوانستند به جايي برسند اين امر را به اتحاديه عرب موكول كردند و همين الان آنها دارند روي عراق كار ميكنند، چون اسرائيل نميخواهد كشوري مثل عراق قوي و مقاوم در نزديكي او موجوديت داشته باشد. آنها ميترسند عراق در يك سنگر با سوريه و ايران در برابر آن قد علم كند. امريكا هميشه يك شعار ميدهد:«مادامي كه اسرائيل در صلح و امنيت است، مصالح ما در منطقه محفوظ ميماند» و همين تفكر در تعارض با مفهوم بيداري اسلامي است. امريكا ميگويد همبستگي ايران، سوريه، حزبالله و حماس به معناي يك خاورميانه نو بدون اسرائيل است، درحالي كه آنها خاورميانه ديگري را ميخواهند كه عبارت است از چند كشور ضعيف، سست و جداشده.
با وجود افكار مختلف در مصر نظير عربگرايي، سكولار، ليبرال، اسلامگرايان ميانهرو و سلفي، آيا آرمانهاي اكثريت مردم ضداسرائيل است يا تحت تأثير دولت و نخبگان خود چنين تفكري ندارند؟ بهخصوص تفكر سلفيان مصر را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
تفكرات اكثريت مردم مصر عبارتند از رد و لغو همه معاهداتي كه در زمان حسني مبارك وجود داشت، مثل معاهده كمپديويد و همه مقررات اجلاس شرمالشيخ و اخراج سفير اسرائيل از قاهره و باز كردن مرز بين فلسطين و مصر خصوصاً گذرگاه رفح، متأسفانه بنا بر دلايلي اين تفكرات در قالب حزب و احزاب ضعيف است. اما سلفيهاي قائل به محفوظ ماندن معاهدات مصر با اسرائيل هستند. البته اين امر يك توافق مخفيانه بين آنها و امريكاست. از جهت ديگر اموال عربي ـثروت كشورهاي حاشيه خليج فارسـ نقشي اساسي در منهدم كردن آرمانهاي بيداري اسلامي در مصر دارند.
چه مانعي باعث شده است حركتهاي اسلامي، مليگرا و ناصري در مصر ديگر مانند سابق تفكرات ضداسرائيلي نداشته باشند و روي اين قضيه مانور ندهند؟
با توجه به سابقه اخير در مصر و مقابله با اسرائيل آشكار ميشود كساني كه عليه اسرائيل كار ميكنند، خيلي كم هستند. در جهان عرب حركتهاي مردمي با رژيمهاي حاكم فرق دارند. مردم عربي مردم بانشاطي هستند، آنها از پيروزي انقلاب اسلامي بسيار استقبال كرده و از پيروزي حزبالله در لبنان احساس افتخار كردند و شاهد اين سخن اين است كه اگر به همه كشورهاي عربي برويم، ميبينيم سيدحسن نصرالله در بين آنها از محبوبيت بالايي برخوردار است و عكسهاي فراواني از او را در اماكن مختلف كشورهاي عربي ميبينيم. متأسفانه اين حركتها و احزاب جديد كه بر ضداسرائيل عمل ميكنند، امكانات چنداني ندارند، شبكههاي تلويزيوني ندارند و تبليغات و رسانههاي دشمن قويتر و پيشرفتهتر از آنها عمل ميكند.
آيا رويكرد اخوان مصر نسبت به اسرائيل و شيعه با حركت همسويش يعني اخوان سوريه كه رويكردي ضد شيعه دارد، يكسان است؟
آنها دو حركت هستند، ولي يك عقيده مشترك دارند، بنيانگذار اين حركت يك مرد انگليسي بوده است، ولي از لحاظ سياسي بين اين دو حركت تفاوتهاي زيادي وجود دارد. اخوانالمسلمين سوريه ضدرژيم حاكم و در عين حال دوستان اسرائيل هستند، ولي در مصر اخوان از حكومت مرسي حمايت ميكردند و ضداسرائيلند، آنها در مصر متفكران بسيار برجستهاي دارند مثل سيدقطب. سيدقطب ميان شيعه و اهل تسنن فرق نميگذاشت. انتظار ما از اخوانالمسلمين مصر اين است كه روابط خود را با ايران گسترش بدهند و از مقاومت حمايت كند ولي اگر اين امر اتفاق نيفتاد و به سمت كشورهاي رجعيگراي نفتي شتافتند و گرايش يافتند، متأسفانه مجبوريم بگوييم آنها هم مانند سلفيها هستند.
ما شاهد چه حركتهاي نويني در منطقه در مقابل اسرائيل هستيم؟
الان در ميدان افرادي بهجز كساني كه فكر اهلالبيت(ع) را دارند، وجود ندارند، حتي حسني مبارك حركتهاي مقاوم در فلسطين را بهرغم اينكه اهل تسنن هستند، ولي چون ايران از آنها حمايت ميكند، به عنوان شيعيان فلسطين توصيف كرد. اسماعيل هنيه در جنگ 22 روزه غزه سران كشورهاي عربي را خطاب قرار ميداد و ميگفت:«اي عربها! چرا به كمك ما نميشتابيد؟ به خدا قسم ما اهل تسنن هستيم.اي پادشاهان عرب ما....» سران جهان عرب در جنگ 33 روزه بر ضد حزبالله و شيعيان لبنان ايستادند، ولي در اين جنگ ما در لبنان با فكر حسيني پيروز شديم، اسرائيل را شكست داديم و عزت ناب عرب را برگردانديم. ما در لبنان با كمك و پشتيباني ايران پيروز شديم، پيروزي ما يك معجزه الهي بود و مردم عرب مشتاق پيروزي بودند... پيروزي در همه ابعادش در آن ايام متعلق به مقاومت بود، پيروزي جنگي، تبليغاتي يا حتي پيروزي در سخن گفتن از آن ما بود.
از دوران حافظ اسد تا حالا سوريه تنها كشوري است كه با صلابت كنار ايران ايستاده، بشار اسد هم همين رويه را ادامه ميدهد، به همين دليل آنها ميخواهند رژيم سوريه را ساقط كنند. آنها فكر ميكنند اگر رژيم سوريه سقوط كرد، ايران خيلي ضعيف خواهد شد و براي ايران هيچ همياري در منطقه نخواهد ماند. در واقع آنها فكر ميكنند با سقوط اين رژيم حركتهاي مقاومت در منطقه بر ضداسرائيل ضعيف خواهد شد. آنها از بيداري اسلامي ميترسند. به نظر ما كساني كه در كشورهاي انقلابي دارند قيام ميكنند، با فكر حسيني كار ميكنند، بيداري اسلامي چيزي غير از ولايت فقيه نيست. اين واقعيت است.
اين گونه كه مفهوم بيداري اسلامي را بيان ميفرماييد، بايد محور بيداري و حركتهاي تابعش در ذهن شما جريانهاي مقاومت اسلامي لبنان و شيعي باشند.
بيداري اسلامي در لبنان قبل از همه كشورها حتي قبل از ايران شروع شده بود، دليل ما اين است كه زماني كه امام صدر به لبنان آمد، جوانان عرب را به ميدان اسلام برگرداند، چون بيشتر جوانان لبنان در حزبهاي لائيك پراكنده بودند، لذا امام صدر «انقلاب مستضعفين» را ايجاد كرد و حركتي به نام امل را به وجود آورد. امام موسي صدر با امامخميني(ره) و امام سيد محمدباقرصدر ارتباط داشت، لذا بيداري در لبنان از سال 1964 ميلادي ايجاد شده بود. جمله مشهور امام موسي صدر بيانگر اين حقيقت است:«بايد يك مقاومت مردمي مؤمن ايجاد كنيم تا اين مقاومت آماده مقابله با اسرائيل شود.»
صحبت از امام موسي صدر كرديد. به نظر شما تفكرات و آرمان امام صدر به عنوان يك رهبر براي بيداري اسلامي چه بود؟
امام صدر ديد همه ساكنان مرزهاي جنوبي با اسرائيل شيعيان هستند، لذا يك جمله مشهور گفت:«از نعمتهاي خداوند است كه ما در خط مقدم جبهه هستيم، اسرائيل شر مطلق است»؛ لذا امام موسي صدر فكر مقاومت و فرهنگ انقلابي را ايجاد و ما را براي جنگيدن با اسرائيل تشويق كرد. امام هميشه ميگفت:«كسي كه با اسرائيل ميجنگد، خودش خير مطلق است.» كسي كه با اسرائيل ميجنگد خودش از خاندان امام حسين(ع) است. امام هميشه ميگفت:«تجارت با اسرائيل حرام است، سلام كردن با اسرائيليها حرام است و جنگيدن ما با اسرائيل ادامه جنگ كربلاست.» حزبالله و امل بهوسيله امام صدر عليه اسرائيل پيروز شدند. سيدحسن نصرالله صراحتاً گفت:«پيروزي ما مديون فكر امام موسي صدر است.» زمينه اصلي ايجاد مقاومت لبناني فكر و آرمان امام موسي صدر است. در واقع امام موسي صدر از سال 1964م به اين مسئله رسيد كه اسرائيل هميشه مباهات ميكند و ميگويد:«ما هميشه در جنگهاي متفاوت با عربها پيروز شديم»، چه در سال 1948 و چه در جنگ 1967. وقتي شهيد چمران به لبنان آمد با امام موسي صدر شروع به فعاليت و تلاش كردند تا بتوانند يك مقاومت مؤمن و قوي با فكر امام حسين(ع) براي مقابله با اسرائيل ايجاد كنند و روحيه استكبار اسرائيل را از بين ببرند. لذا آنها يك حركت به نام محرومين تأسيس كردند كه شهيد چمران مسئول آن بود و من به عنوان مسئول نظامي حركت با آنها مشغول به فعاليت بودم و با اسرائيل جنگيديم حتي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي. شهيد چمران مريد امام موسي صدر بود و هميشه آرزو داشت شهيد شود. شهيد چمران مردي شجاع بود و از هيچ چيزي نميترسيد. شهيد چمران دست راست امام صدر بود. او همراه با امام صدر نظري داشت كه در آن ميگفت بايد به فلسطينيها ياد بدهيم چطور بتوانند قدس را از دست اسرائيل برگردانند. اگر آنها نميخواهند قدس را آزاد كنند، ما آزادش ميكنيم، چون اين يك واجب الهي و اسلامي است. لذا امام موسي صدر فكرش اين بود نميشود بدون استفاده از «لاالهالاالله» با اسرائيل جنگيد.
در پايان، به نظر شما بهترين گام و روش براي توسعه فرهنگ بيداري اسلامي چيست؟
بهترين گام براي تو اصل بين گروههاي انقلابي همان نشستهايي است كه ايران برگزار ميكند از قبيل نشستهاي بيداري اسلامي و نشست تقريب بين مذاهب. بهترين چيزي كه در امت اسلامي به وجود آمد، همين بيداري اسلامي است كه نمونه با ارزش آن به رهبري امام خميني و امام خامنهاي در ايران است. ما شعارهاي همه حزبهاي لائيك را شاهد بوديم و ديديم در كشورهاي اسلامي شكست خوردند و به جايي نرسيدند، تنها فكري كه پيشرفت كرده و در ذهن مردم جا افتاده فكر اسلامي است. رژيم صهيونيستي يك رژيم اشغالگر است كه حقوق مردم فلسطين را پايمال ميكند و به نظر ما بذر انقلاب و در مردم هم تفكر انقلابي رشد كرده و اكنون زمينه بيداري اسلامي آماده شده است. انشاءالله اين رژيم اشغالگر از بين خواهد رفت. تجربه سابق ثابت كرد راه ديگري براي مقابله با اسرائيل وجود ندارد، فقط با فكر اسلامي و بيداري اسلامي ميتوانيم پيروز شويم.
پينوشت:
1)قرآن كريم، سوره آلعمران، آيه 110.