آمادگي روسها براي كمك به صنعت نفت ايران و صادرات گاز؛ خبري تكراري كه تنها در حد«حرف» باقي مانده و اين روزها براي بار ديگر طي يك دهه اخير بر سر زبانها افتاده است.
در همين باره شنيده شده است شركت زاروبژ نفت روسيه آمادگي خود را براي توسعه يك ميدان تازه اكتشاف شده گازي ايران در نزديكي پارس جنوبي به شركت ملي نفت ايران اعلام كرد.
همچنين يوريسنتيورين، معاون وزير انرژي روسيه هم در جريان گفتوگوهاي ميان مقامات انرژي پاكستان و روسيه در اسلامآباد براي ساخت و تكميل خط لوله صلح پيشنهاداتي را به پاكستان ارائه داده است.
تجرب تاريخي نشان داده است حضور روسها در ايران يا پروژههايي كه به طور مستقيم به ايران مربوط است پشت پردهاي عجيب دارد كه يگانه مقصود آن، تأمين اهداف استراتژيك روسيه در منطقه است. شش سال پيش غول گازي جهان كه مدودف و پوتين را در رأس كار خود ميبيند به ايران آمد و پيشنهاد همكاري با ايران و پاكستان براي احداث خط لوله صلح را روي ميز ايرانيها گذاشت و تفاهمنامهاي را نيز با وزارت نفت منعقد كرد. شركت گازپروم براي حفظ بازار اروپا و عدم ورود ايران به اين بازار، به كشورمان پيشنهاد كرد در به دستگيري بازار گاز شرق آسيا «يار» ايران باشد و اولين اقدام را در كمك به احداث خط لوله صلح اعلام كرد. سالها از اين قول و قرارها گذشت اما دريغ از حضور روسها در منطقه صلح و احداث بخش پاكستاني خط لوله انتقال گاز. روسها تفاهمنامه خود را زير پا گذاشتند و درست در طرح امريكايي انتقال گاز تركمنستان به بازار شرق آسيا معروف به «تاپي» فعاليت بيسابقهاي داشت. خط لوله تاپي خط لولهاي است كه گاز تركمنستان را از افغانستان عبور داده و پس از گذر از پاكستان و هند به شرق آسيا ميرساند. اين طرح كه طرح مورد نظر امريكا براي جلوگيري از صادرات گاز ايران به خاور دور به شمار ميرود در دستور كار قرار گرفت اما به دلايل فني، اقتصادي و امنيتي به كما رفت اما نقش روسها براي كمك به تركمنستان و دور زدن ايران قابل تأمل است.
روسها پيشينه تاريخي روشني در اينگونه اقدامات دارند به طوري كه در ماجراي لغو امتياز دارسي و ملي شدن صنعت نفت، با تحريك حزب توده و روانه كردن بدنه اجتماعي اين حزب در گعدههاي عوام، سعي در امتيازگيري از ايران داشتند كه موفق هم ظاهر شدند.
اما قصه امروز رابطه ايران و روسيه مانند آن سالها نيست چراكه بدنه حكومت آن دوران به انگلستان تعلق خاطر عجيبي داشت در حالي كه سياست جمهوري اسلامي ايران نه غربي نه شرقي است. روسيه كه در ظاهر ميخواهد خود را متحد استراتژيك ايران معرفي كند، در وادي عمل، منحني تأمين منافع نظام اسلامي و ملت را به فراموشي سپرده و با امتيازگيري از ايران و امريكا، در اين وانفسا ميدان داري ميكند.
بدقولي روسها در حوزه نفت و انرژي همچنان به قوت خود باقي است اما آمادگي اين كشور براي عملي كردن وعدههاي قبلي خود چندان قابل اطمينان نيست چراكه راهبرد سياست خارجي كشور در حال تغيير و ديپلماسي فعال با ساير كشورها به ويژه همسايگان مورد توجه نظام اسلامي قرار گرفته است. بدون شك در چنين شرايطي، ايران ميتواند از موضعي«قهرمانانه» وارد عمل شده و فضا را به سود كشور تغيير دهد. روسها درك روشني از اين بابت دارند و براي جلوگيري از حضور ايران در اروپا و ممانعت از سوآپ نفت كشورهاي حوزه درياي خزر به ظاهر دست همكاري دراز كرده است.
از سوي ديگر، كرملين به هيچ عنوان نميخواهد ايران به دروازه صادرات نفت كشورهاي حوزه درياي خزر تبديل شود زيرا منطقه ژئوپليتيك ايران ميتواند هم نقش روسيه را در منطقه قفقاز كم رنگ و هم سياستهاي امريكا براي تضعيف روسيه را عملياتي كند. به همين دليل است كه صاحبنظران معتقدند گلآلود نگاه داشتن آب ميان ايران و غرب، محلي است كه روسيه از آن شاهماهيهاي بزرگي صيد ميكند.
فارغ از رويارويي ايران و امريكا، فقط و فقط بايد در زمين مصالح كشور و تأمين حداكثري منافع ايران بازي كرد زيرا روسها و برخي همسايهها هم بر نعل كوبيدند و هم بر ميخ. از ياد نبريم وعدههاي امروزي روسيه در دهه گذشته به كرات تبديل به تفاهمنامه و قرارداد شد اما بدقولي در اجرا و نيمه كاره گذاشتن پروژهها به بهانه تحريم تنها خروجي روسيه براي ايران بوده است.
بازي روسها آغاز شده و بهتر است با نگاهي دقيقتر و جامعتر به پيشنهادات مسكو انديشيد و قراردادهايي منعقد شود كه بعدها بتوان به آن استناد كرد و جنبه عملي آن قابل تحقق باشد.