کد خبر: 613064
تاریخ انتشار: ۳۰ شهريور ۱۳۹۲ - ۰۰:۱۱
حسين قدياني
مدت‌هاست كه بعضي مثلاً روشنفكر، گريبان ما را گرفته، مدام بر طبل اين سؤال مي‌كوبند كه «سوريه اساساً چه ربطي به جمهوري اسلامي دارد؟!»
في‌الحال در آستانه هفته دفاع مقدس دوست دارم به اين سؤال جوابي اين گونه بدهم: «همان نسبتي كه خرمشهر با جمهوري اسلامي داشت، سوريه با بيداري اسلامي دارد. سوريه اگر چه استاني از استان‌هاي جمهوري اسلامي نيست، اما در منظومه امت واحده اسلامي، آن هم در عصر بيداري اسلامي، تمام بار ايستادگي در خط مقدم مقاومت، روي دوش اين كشور است.» 
زخم زبان روشنفكران البته تمامي ندارد. حرف ناحساب ديگرشان اين است:«وقتي ما خودمان در داخل مشكل داريم، چرا بايد به سوريه بپردازيم؟!»
باز هم در آستانه هفته دفاع مقدس، به جماعت مدعي «نه غزه، نه لبنان. . . و لابد نه دمشق و نه شام...» مي‌گوييم: گيرم سوريه به ما ربط نداشته باشد. . . ـ كه البته هيهات! سوريه، ملت سوريه و شخص اسد به ما ربط استراتژيك دارد! ـ با اين همه بر فرض كه سوريه به ما ربط نداشته باشد، سؤال ما از روشنفكران داعيه‌دار «جانم فداي ايران» اين است: «آيا خرمشهر هم به ما ربطي نداشت كه در تمام هشت سال دفاع مقدس حتي يك شهيد تقديم خاك‌تان نكرديد؟! اگر شما واقعاً به «جانم فداي ايران» اعتقاد داريد، چرا در روزنامه‌هاي زنجيره‌اي، جنگ هشت‌ساله را «برادركشي» خوانديد؟! و چرا بسيجيان مظلوم اما دلاور ما را «سربازان وحشي قوم آتيلا» ناميديد؟! همچين مي‌گوييد، «نه دمشق، نه شام، جانم فداي ايران» كه يكي نداند خيال مي‌كند، مهم‌ترين قطعه شهدا در بهشت زهرا «قطعه شهداي روشنفكر» است! و همچين «ايران ايران» مي‌گوييد كه يكي نداند خيال مي‌كند شما پنج شنبه‌ها عزا مي‌گيريد كه به مزار كدام شهيدتان سر بزنيد، براي كدام شهيد از راه دور فاتحه بخوانيد!
آري، شما پس مانده همان جماعتي هستيد كه 33 سال پيش در چنين روزهايي، همه حرف‌تان در مقام عمل اين بود:«خرمشهر چه ربطي به ما دارد؟! ما در تهران زير كولرهاي‌مان راحتيم!» گيرم كه سوريه به شما ربطي نداشته باشد، آيا خرمشهر هم ربطي به شما نداشت؟! مشكل شما اين نيست كه كجا در خاك ايران است و كجا نيست. مشكل شما عدم‌اعتقادتان به مفهوم بلندبالاي ايثار، مقاومت، پايمردي و شهادت است. مشكل شما ذائقه دشمن‌پسند و بيگانه‌پرست‌تان است؛ خواه جبهه «جبهه ايلام» باشد، خواه جبهه «جبهه شام.» 
ربط سوريه به جمهوري اسلامي اساساً واضح‌تر از آن است كه نيار به اقامه دليل و برهان داشته باشد. اگر سوريه براي امريكا مهم است و قدس براي اسرائيل، هم سوريه و هم قدس، در رديف مهم‌ترين اولويت‌هاي جمهوري اسلامي باقي خواهند ماند. جمهوري اسلامي، بزرگ‌ترين دشمن امريكا و اسرائيل است، فلذا هر آنچه سران استكبار درباره آن احساس تكليف كنند، به طريق اولي در رديف تكاليف اصل‌كاري جمهوري اسلامي خواهد بود. اگر كسي از ما بپرسد: «سوريه چه ربطي به شما دارد؟!» جواب‌مان سؤالي بيش نيست؛ «سوريه چه ربطي به امريكا دارد؟!»
اينك بايد پرسيد: «اوباما چه از جان اسد مي‌خواهد؟!» و «چرا اين همه سوريه براي امريكا مهم است؟!» واقعيت اين است كه پس از بيداري اسلامي «واهمه‌اي بزرگ» كابوس شبانه‌روز سلطه‌گران عالم شده، آن واهمه اين است: «اگر سوريه به مدد مقاومت حزب‌الله، باز هم محور مقاومت باقي بماند و اگر سيدحسن نصرالله، همچنان به عنوان جانشين برون‌مرزي «حضرت ماه» يكي‌يكي جنگ‌ها را از اسرائيل ببرد، دير نيست كه قدس شريف نيز از چنگال صهيونيست‌ها خارج شود. آنچه فراعنه امروز جهان را پريشان كرده، ترس از دست دادن قدس است، بنابراين سوريه را مي‌زنند تا مگر قدس را چند صباحي بيشتر در اشغال خود داشته باشند.» امريكا اما ديگر كدخداي دنيا نيست و كاخ سفيد ديگر زور گذشته را ندارد. في‌الحال 35 سال از انقلاب اسلامي گذشته. در تمام اين مدت، هر چه ما قوي‌تر شده‌ايم، دشمنان‌مان ضعيف‌تر شده‌اند. امريكا مي‌خواست اسد را سرنگون كند، نتوانست چراكه اراده جمهوري اسلامي ابقاي بشار اسد بود. 
سال‌هاي سال است كه در «ناحيه مقدسه مقاومت» اراده جمهوري اسلامي بر تصميم امريكا و امر و نهي شياطين غلبه محسوس دارد. 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار