کد خبر: 612509
تاریخ انتشار: ۲۵ شهريور ۱۳۹۲ - ۲۱:۰۷
محمد حسين جعفريان

«ادبيات جنگ با اولين گلوله آغاز مي‌شود، در جنگ رشد مي‌كند و سال‌ها پس از آن به بلوغ مي‌رسد.»، «سر‌بازي كه خاطراتش را ننوشته، جنگش را نا‌تمام رها كرده است» و... اين جملات هوشمندانه و دقيق را از «حاج‌ مرتضي سر‌هنگي» شنيده‌ام. او مي‌گويد؛ ديگر امروز بايد يقين كنيم كه «خاطره نويسي» به عنوان يك گونه ادبي كاملاً در ايران اسلامي بومي شده است. باري من سال‌هاي زيادي را در كنار اين بچه‌ها بوده‌ام. مرادم فرهيختگان «دفتر ادبيات و هنر مقاومت» است. مرتضي درست مي‌گويد. به راستي امروز تجربه، دانش و اجراي اين نوع جذاب از ادبيات در اين سر‌زمين به بلوغ و تشخصي منحصر به فرد رسيده است. چنانكه نگاه‌هايي از سراسر جهان را متوجه مرز‌هاي ما و آثار‌مان در اين حوزه ساخته و اكنون چنانيم كه حتي قادريم ادعا كنيم آمادگي صدور اين تجربيات و آموخته‌ها را داريم. درست است و گفته مي‌شود اما آنچه ناگفته‌ مي‌ماند، خون جگري است كه پاي اين تجربه‌ها ريخته شده و زندگي‌هايي كه وقف آن بوده و هست. آنچه ناگفته مي‌ماند قصه رزم و جنگ مر‌داني است كه با شليك آخرين تير در جبهه‌هاي نبرد تازه جنگ و جبهه و جهاد‌شان آغاز شد و بر خلاف جنگاوران هشت سال دفاع مقدس كه لا‌اقل در آن ايام قدر مي‌ديدند و بر چشم همگان جاي داشتند چه بي‌مهري‌ها كه نديدند و چه زخم زبان‌ها كه نچشيدند و چه بار گران كه نكشيدند. با تمام اين احوال ماندند و كاري كارستان را به سامان رساندند تا امروز خاطرات غرور‌آفرين ترين نبرد‌هاي اين سر‌زمين و مردم، در شمار‌گاني چند صد هزار نسخه‌اي به هر خانه‌اي سرك بكشد و نقل مجالس شود و نسل امروز را با شير‌مردان و شير‌زنان آن روز‌‌گار آشنا سازد تا به آنها ببالد و فخر كند.

در مستند‌هايي كه از سر‌گذشت سر‌داران دانش هسته‌اي ايران ديده‌ام، شاهد بودم چه يلاني در سكوت و بي‌اطلاعي همه ما و در گمنامي مطلق، جسم و جانشان را فدا كرده‌اند تا امروز ما به پيشرفت‌هايي چنين خيره‌كننده بباليم. باري در ادبيات مقاومت نيز عين چنين رخدادي به وقوع پيوسته و در تمام اين سال‌ها مرداني پشت بر تمام هياهو‌ها و با كمترين امكانات، ما را به قله‌هاي افتخار ادبيات پايداري جهان رسانده‌اند. بهبودي و سر‌هنگي و حسين بهزاد و گلي علي‌بابايي و عليرضا كمره‌اي‌ها و صد‌ها نام شنيده و نا‌شنيده ديگر خون دل خوردند و اما دهانشان را مهر كردند و سوختند تا امروز وقتي هيئتي به نمايندگي از مردان ادبيات مقاومت ما به هر كجاي جهان مي‌رود، دستش پر باشد از اثر و تجربه و كار‌هاي بي‌نظيري كه همگان را متحير مي‌كند و وادار‌شان مي‌سازد به احترام اين بخش از ادبيات ايران سكوت كنند و كلاه از سر بر‌دارند. چنانكه مرتضي نقل مي‌كرد، در سفر آنها به «هيرو‌شيما» ژاپني‌ها به زبان آمده و با اظهار شگفتي از اين آثار، نگراني جدي خود را از فراموش شدن فاجعه اتمي كشور‌شان براي نسل امروز بيان كنند. چرا كه آنها نتوانستند با ايجاد رگه‌هاي قدر‌تمند ادبيات پايداري، بذر اين خاطرات را در سر‌زمينشان بار‌ور نگه دارند و حال كه بر مي‌گردند جز نما‌هايي از جنگ و انفجار‌هاي اتمي كه براي تمام جهان تكراري شده است چيزي برايشان باقي نمانده است اما ما باغ‌هايي پر‌بار داريم از خاطرات و ... از «دا» تا «بابا‌نظر» تا «نور‌الدين پسر ايران».

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار