مصطفي شاهكرمي | موضوعاتي با اين محتوا عمدتاً به صورت قضاوت يكجانبه يا با ادعاي واقعيت داشتن در جامعه به گونهاي توليد و ساخته ميشوند كه نه تنها موجب انذار و تذكار مخاطبان نميشود بلكه به نوعي مشوق و ترغيبكننده آنها به چنين اقدام و افعالي نيز ميگردد. موضوع خيانت زن و شوهر به همديگر يا موضوعاتي قابل طرح در اين حوزه در طول چند سال اخير به شكل يك موج فيلمسازي با بهانه كذايي انعكاس واقعيات جامعه مورد اقبال برخي سينماگران قرار گرفته است. برخي از كارشناسان و اهل فن شكلگيري چنين فضايي را نتيجه تجربيات شخصي يا اطرافيان سازندگان اين فيلمها يا اميدواري به كسب جوايز جشنوارههاي خارجي و... قلمداد ميكنند. از طرف ديگر اگر طيف سينماگران و صنوف دستاندركار فيلمسازي را هم به عنوان يكي از اقشار و اصناف متنوع جامعه قلمداد كنيم، علت عدم ورود و نپرداختن به معضلات و مشكلات مشابه همين افراد در قالب فيلم از جانب همكاران و فعالان حوزه سينما يكي از مباحث غامض و تا حدودي پنهان مانده اين حوزه به حساب ميآيد. هر چند در شكل كلي پرداختن به اينگونه مباحث به زعم كارشناسان در عين حال ظرافت و دقت بالا در كنايهگويي و دوري از نمايش برهنه و مستقيم اعمال خلاف عفت و شرع، مستلزم نمايش عاقبت شوم و خوار و ذليلكننده افراد عامل به اين اعمال است چراكه صرف نمايش و طرح يك معضل يا پديده منافي قانون يا دين مخاطب را به امتناع و دوري از آن مسئله وادار و شايق نميكند. چه اينكه لازم است بدون پرداختن مستقيم و نشان دادن ابعاد و كيفيت اصل عمل شنيعي مثل خيانت، به سرانجام و عاقبت خوار و خفيفكننده آن اشاره شود تا موجبات كراهت جامعه و دوري از آن عمل را فراهم آورد. حال رسيدن به اين نوع نگاه كه برگرفته از جهانبيني و تعظيم و تكريم ارزشهاي متعالي الهي نزد انسانهاست، به ظرافت، دقت، هنر و تواناييهاي خاصي نيازمند است. در ادامه آثار و تبعات منفي و گسترش توليد و نمايش آثار سينمايي مخربي با موضوع «خيانت» در بين افراد جامعه و راههاي صحيح پرداخت به اين مسئله و موضوعاتي مشابه را با كارشناسان و اهل فن به بحث ميگذاريم.
حياي خانواده ايراني متناقض با بحث خيانت است
دكتر محمدصادق كوشكي استاد دانشگاه و كارشناس حوزه فرهنگ و رسانه در گفتوگو با خبرنگار «جوان» درباره آسيبها و اثرات منفي ساخت آثار سينمايي با موضوع «خيانت» ميگويد: اولين آسيب توليد و ساخت فيلمهايي با تم خيانت در جامعه اين است كه قبح اين عمل را در بين افراد آن جامعه از بين ميبرد. چه اينكه خيانت يك مفهومي نيست كه در درون خانواده بتوان به راحتي در مورد آن حرف زد. خانوادهها به لحاظ حياي اسلامي- ايراني كه دارند نميتوانند در مورد آن صحبت كنند و حتي خانوادههاي اصيل و طبيعي كل كشورمان نميتوانند چنين چيزي را تصور كنند. حال وقتي يك خانواده به سينما ميرود، به جهت اينكه به غلط چنين فيلمهايي را فيلم خانوادگي اعلام ميكنند و اين گونه فيلمها را ميبيند نتيجه اين ميشود كه قبح خيانت براي آنها به مرور زمان ريخته ميشود و از بين ميرود و عادي ميگردد. نكته ديگر اين است كه يك فعل حرام و خلاف شرعي در جامعه ترويج پيدا ميكند و به همين طريق انجام و اقدام به گناه كبيره عادي ميشود! اين در حالي است كه چنين موضوعي باعث از بين رفتن ايمان جوانان و آحاد مردم جامعه ميگردد. در ذهن انسانهاي متدين و معمولي يك جامعه خيانت در روابط زناشويي يا خيانت جنسي يك گناه بسيار بزرگ محسوب ميگردد و به قول شرع مقدس يك گناه كبيره است. حالا اگر اين بحث خيانت در قالب فيلمهاي متعدد تكرار بشود و افراد و تماشاگران بروند و آنها را مشاهده كنند به مرور يك گناه كبيره در نگاهشان به مسئلهاي معمولي و عادي تغيير پيدا ميكند. اين مسئله ايمان جامعه را كاهش ميدهد و باعث ميشود كه قبح، بزرگي و كبيره بودن اين گناه به يك مسئله عادي تنزل پيدا كرده و جايگاه آن را به يك اتفاقي كه ممكن است رخ بدهد و خيلي هم بد نباشد، تغيير ميدهد و اين فاجعه از جمله مفسدههاي چندگانهاي است كه از نمايش چنين آثاري بروز ميكند.
اين استاد دانشگاه در ادامه ميافزايد: بحث بعدي اين است كه با نمايش يك چنين آثاري سطح اخلاقي جامعه نازل ميشود چراكه اكثر افرادي كه در اين فيلمها نقشآفريني ميكنند بازيگراني هستند كه در ميان مردم به خصوص جوانان جامعه داراي محبوبيت هستند و مردم اين رفتارهاي خيانتآميز را در بازي بازيگران محبوب خودشان مشاهده ميكنند، در نتيجه اصل خيانت خيلي در نظر آنها زشت جلوه نميكند. اين بحث مخصوصاً در ميان نسل نوجوان و جوان و دخترها و پسرها كه خيلي به اين بازيگران علاقهمند و تأثيرپذيرند بيشتر است، حتي ممكن است از اين طريق به طور غيرمستقيم به رفتارهاي خيانتآميز و تخلفات جنسي تشويق بشوند و با آنها همذاتپنداري كنند. اين مسئله با توجه به محبوبيتي كه برخي بازيگران نزد اين علاقهمندان به سينما و بازيگري دارند و آنها را در هيبت يك قهرمان ميبينند، ممكن است تبعيت از اين قهرمانها باعث عادي شدن رفتارهاي خلاف عفت و خلاف اخلاق و وقوع آن كارها شود.
ترويج بياعتمادي و ترديد بين اعضاي خانواده
دكتر كوشكي اظهار ميدارد: يكي ديگر از تبعات منفي اين آثار بروز و ايجاد شك و ترديد در بين تماشاگران چنين آثاري است كه اين صحنهها را مشاهده ميكنند و متأسفانه عمده اين تماشاگران خانوادهها هستند. شك و ترديد يك حس دروني است كه با ديدن چنين فيلمهايي در ذهن تماشاگران تقويت ميشود و با خودشان ميگويند نكند چنين اتفاقاتي در زندگي آنها هم وجود داشته باشد. اين اتفاق باعث شكلگيري بياعتمادي و ترديد بين اعضاي خانوادهها به خصوص زن و شوهرهاي جواني كه تازه تشكيل زندگي دادهاند ميگردد، حتي ممكن است در خانوادهاي كه تاكنون به چنين مسئلهاي فكر هم نميكردهاند با تماشاي اينگونه فيلمها زن و مردها نسبت به يكديگر مشكوك شوند و اين موجب بروز و شكلگيري بياعتمادي، بدگماني، اختلافات و شك و ترديدها در زندگي شود. اين مسائل در كنار همديگر باعث فروپاشي بنيان خانواده و از بين رفتن استحكام پايههاي اخلاقي و اعتقادي زندگي ميگردد.
اين كارشناس حوزه فرهنگ و رسانه درباره مدعاي برخي از فيلمسازاني كه آثاري با درونمايه و تم خيانت دارند و ادعاي اينكه موضوع خيانت يكي از واقعيتهاي جامعه است، ميگويد: سؤالي بايد اينجا مورد توجه بگيرد و آن اينكه سازندگان چنين آثاري كه مدعي واقعي و فراگير بودن مسئله خيانت در جامعه هستند آيا ديگر واقعيات جامعه را نيز با به تصوير كشيدن مورد توجه قرار ميدهند و آنها را به مردم عرضه ميكنند؟ به طور مثال در عالم سينما تخلفات مالي، اخلاقي و امثالهم وجود دارند و كم و بيش هم در مورد آنها اخباري به گوش ميرسد. آيا اهالي سينما حاضر ميشوند اين تخلفات اخلاقي و... كه در سينما وجود دارند و قابل پنهان شدن هم نيستند، براي جامعه علني و به آنها عرضه بشوند؟! قاعدتاً قبول نميكنند و اگر كسي بيايد و بگويد برخي از اهالي سينما از نظر اخلاقي مشكل دارند، همه به صف ميشوند و عليه آن فرد اقدامات زيادي انجام ميدهند تا او را ساكت كنند. خود اين مسئله ميتواند يك نماد باشد؛ اينكه يك نفري آمده و برخي از اهالي سينما را به يكسري مفاسد اخلاقي متهم كرده است، اهالي سينما در مقابل آن فرد جبهه ميگيرند و آن فرد را به دليل بحثي كه مطرح كرده او را مطرود و محكوم ميكنند! اين يك اتفاقي است كه چند وقت پيش رخ داد! حال موضوع اين است كه اگر واقعنمايي اشكال ندارد، خب اجازه بدهند تا آنچه در درون سينماي ايران در حال اتفاق است (از جمله برخي مفاسد مالي و مفاسد اخلاقي) علني بشوند! ميبينيم كه اينگونه نيست، هر واقعيتي الزاماً لازم باشد در بين مردم مطرح و منعكس شود! آيا گناه و اشتباه فقط در بين مردم معمولي جامعه وجود دارد و سينماگران از انجام هر اشتباهي مصون و معصومند؟ ممكن است طرح اينگونه مسائل(مباحثي مثل خيانت) براي آسيبشناسان، جرمشناسان، روانشناشان و مسئولان انتظامي و قوه قضائيه كه لازم است در جريان اين موضوعات باشند تناسبي داشته باشد اما براي عامه مردم قطعاً مضر و مخرب است.
نگاه درست به مسائل باعث واكسينهشدن جامعه ميشود
اين كارشناس فرهنگ و رسانه ادامه ميدهد: اگر كسي كه خودش از اينگونه رفتارها منزجر است ميآمد و زشتيهاي چنين مسائلي را بدون اينكه خود اين رفتارها را با آب و تاب و جذابيت نشان ميداد و به جاي اينكه خود خيانت را نشان بدهد، عواقب و تبعات چنين كار شنيعي را با نشان دادن معضلات و مشكلاتش و بدون اينكه با وقاحت به شرح عمل خيانت بپردازد، ميگفت ميتوانستيم قبول كنيم كه اين كار و اين فيلم يك اتفاق بازدارنده و انذاردهنده است چراكه چنين رويكردي باعث واكسينه شدن جامعه نسبت به مباحث مشابه و اينچنيني ميشود اما متأسفانه مشاهده ميكنيم با توجه به كارهاي توليد شده در اين زمينه، خيلي هم اينگونه نيست چراكه موضوع خيانت را آنچنان با رنگ و لعاب و دراماتيزه كردن نشان ميدهند كه موجب جذب مخاطب ميشود و خود خيانت موضوعيت و مطلوبيت پيدا ميكند. مسئله ديگر اين است كه برخي از اين نوع فيلمسازان پا را از مرحله وقاحت جلوتر گذاشتهاند و رسماً خيانت را تجويز ميكنند. به زني كه همسرش به او خيانت كرده تجويز و توصيه ميكنند كه تو هم به شوهرت خيانت كن! چراكه پاسخ خيانت، خيانت است! در برخي از آثاري كه در اين يكي دو سال اخير اكران شدهاند تم و محتوايشان نشاني از پشيماني به خاطر ارتكاب خيانت ندارند بلكه نوعي ترويج خيانت با تجويز مقابله به مثل است كه چنين آثاري هيچ دفاعي از خودشان نميتوانند بكنند!
پژوهشگر و استاد دانشگاه تهران اظهار ميدارد: برخي از فيلمسازاني كه آثاري با درونمايه و تم خيانت دارند، ممانعت و جلوگيري از اكران آثارشان را نوعي استبداد و ديكتاتوري فرهنگي قلمداد ميكنند و خودشان را در موضع حق قرار ميدهند. اين استاد دانشگاه ضمن تأكيد بر اينكه بحث خانواده جزئي جداييناپذير از فرهنگ اسلامي- ايراني جامعه ما محسوب ميشود، در پاسخ به چنين هجمههايي ميافزايد: اينها دارند خشتها و سلولهاي تشكيلدهنده فرهنگ و جامعه ما را با توليد آثار سخيف و مسمومشان هدف قرار ميدهند. تداوم ساخت چنين آثاري ميتواند به چالشها و بحرانهاي اجتماعي تبديل شود و نهاد خانواده را مورد آماج قرار دهد. جالب است كه اين افراد خودشان را در موضع حق قرار ميدهند و منتقدين خودشان را به شدت با انواع و اقسام تهمتها محكوم ميكنند و براي خودشان يك نوع فضاي مظلومنمايي ايجاد مينمايند. علت چنين اقداماتي سكوت دستگاههاي مسئول و ذيمدخل در اين مباحث و مسائلي نظير حفاظت از اخلاق اجتماعي هستند كه بايد به چنين موضوعاتي ورود كرده و جلوي توليد و انتشار آثار مخربي از اين دست را ميگرفتند. از همه مهمتر متأسفانه عملكرد ضعيف وزارت ارشاد در چند سال اخير و باج دادنهاي مكررش به اين جريان مبتذلساز به صورتي بود كه اين افراد از مرحله وقاحت به مرتبه گستاخي رسيدند تا جايي كه آثاري منافي عفت و اخلاق جامعه ساختند و خودشان را هم در جايگاه مدعي نشاندند. اگر مسئولان مربوطه متوجه نام و جايگاهشان بودند، قطعاً چنين اقداماتي صورت نميگرفت چراكه اگر آنها در ذيل عنواني مثل ارشاد اسلامي خدمت ميكردند به هيچ عنوان چنين سينماگراني پيدا نميشدند كه وقاحت را به گستاخي برسانند و تلاش كنند جامعهاي را كه ميخواهد اخلاق و عفت و حريم خودش را حفظ كند محاكمه كنند!
نشان دادن مضرات و خطرات
دكتر محمدصادق كوشكي درباره اينكه سينماگران براي پرداختن و توليد آثاري در رابطه با بخشي از معضلات اخلاقي- اجتماعي جامعه كه قابليت انعكاس و نمايش براي عامه مردم را دارند، چه مؤلفههايي را بايد ملاك نظر داشته باشند، توضيح ميدهد: مشهور است كه ميگويند اگر ميخواهيد مضرات و خطرات مصرف مواد مخدر را نشان بدهيد، نبايد به گونهاي باشد كه مخاطبان يا نسل جوان نحوه خريد و مصرف مواد مخدر را ياد بگيرند يا به اين كار ترغيب بشوند. جالب اينجاست طبق پژوهشي كه توسط پژوهشگران انجام شده است، متوجه شدهاند هر گاه در سيما يا سينما مثلاً يك شيوه يا نحوه خاصي از سرقت نمايش داده ميشود، دقيقاً آن نوع تخلف در جامعه شيوع پيدا ميكند! جالب است كه بارها اين مطلب توسط نيروي انتظامي تذكر داده شده است كه وقتي يك رفتار مجرمانه يا خلاف قانوني به شكلي جذاب در سيما يا سينما نمايش داده ميشود، آن رفتار مجرمانه در جامعه به شدت تكرار ميشود! اين بدان معني است كه برخي از بينندگان و مخاطبان از چنين موضوعاتي الگوبرداري ميكنند و آنها را انجام ميدهند. اگر قرار است كه رفتار خلاف اخلاقي نقد بشود بايد سعي شود كه آن رفتار حتيالامكان به صورت كاملاً پنهان و گذرا انجام بگيرد.
وي در پايان اظهار ميدارد: مطلبي كه در قرآن با عنوان اشاعه فحشا از آن تعبير ميشود يعني كاري كه موجب شايع شدن و رايج گشتن و آموزش دادن زشتي فحشاست نبايد در يك فيلم اتفاق بيفتد. اين اشاعه فحشا مورد نهي جدي و قوي قرآن و كلام خداوند قرار گرفته است. وزارت ارشاد وظيفه دارد با كمك افراد متخصص و اسلامشناسي كه هم دين و شريعت و اخلاق ديني را ميشناسند و هم سينما را درك كردهاند، لايحهاي تنظيم و خطوط قرمز را مشخص كند. لازم است كه با تنظيم يك چنين لايحهاي خطوط قرمز قانوني را مشخص كند كه نمايش بديها به صورتي نباشد كه اين افعال را آموزش بدهد و قبح منكرات را در جامعه بريزد و آنها را عادي بكند. ميتوان به صورتي كه منافي عفت و حيا نباشد و با استفاده از كنايه يا نماد و نيز به جاي نمايش مدقانه و دقيق اصل اعمال، افعال و زشتيها، عواقب زشتيها را با تيزبيني و عاقبتانديشي به مخاطب نشان داد.
صحبت از فعل حرام باعث شكستن حرمت جامعه ميشود
دكتر صابر امامي استاد دانشگاه و كارشناس رسانه هم درباره توليد آثار سينمايي با محوريت خيانت بدون در نظر گرفتن شرايط جامعه و مخاطبان به خبرنگار «جوان» ميگويد: پرداختن به برخي مباحث مثل خيانت يك موضوع و مسئله پيچيدهاي است. از جمله دلايلي كه شرع مقدس اسلام مسئله غيبت را يك اقدام زشت و گناهآلود و خطرناك ميداند، اين است كه موجب شايع شدن گناه ميشود. اين يعني اينكه وقتي كسي يك گناهي انجام داده است صحبت كردن از آن گناه موجب شكستن حرمت انجام آن و منتشر كردنش ميگردد چراكه با بازگو كردن گناه ديگران توسط افراد كه همان غيبت محسوب ميگردد، باعث عادي شدن آن گناه نزد گوشها و چشمهاي مردم ميشود. زماني كه انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد، ما در سنين نوجواني بوديم و به ياد دارم كه آن موقع برخي صفحات روزنامه اطلاعات و مجله جوانان و نظاير آنها داراي مطالب و خاطرات مبتذل افرادي بود كه با انتشار آنها سبب عاديسازي و از بين بردن قبح انجام چنان اقداماتي ميشدند. اين باعث ميشد كه در بين مخاطبان ذهنيتي پيش بيايد مبني بر اينكه خب حالا اگر چنين اتفاقي براي ما بيفتد چه اشكالي دارد!
اين استاد دانشگاه ضمن تأكيد بر اينكه اگر فيلمي يا اثري به اين سمت برود متوليان آن موظفند جلوي آن را بگيرند، ميافزايد: حال اگر اثر يك فيلمساز به شكل يك واكسن براي جامعه عمل كند و بتواند با رعايت جوانب مختلف شرعي و قانوني اثرات مخرب و مترتب بر يك عمل زشت و خلاف شرع را نمايش بدهد، به طوري كه اثر او باعث تقويت نگاه زشت و گناهانگاري آن عمل گردد، قطعاً موفق عمل كرده است اما اگر به بهانه چند اتفاق معدود قرار باشد قبح يك عملي در نزد افكار عمومي و خانوادهها شكسته شود، قطعاً باعث تخريب اخلاق و شرع ميشود.
دكتر امامي در خاتمه ميگويد: واقعيت اين است كه اگر راجع به پيامبر اسلام(ص) هم فيلم بد ساخته شود به جايگاه ايشان آسيب ميرساند، البته برعكس اين موضوع هم صادق است و اگر يك اثر با پرداخت صحيح و درست ساخته شود موجب محبوبيت بيشتر او ميگردد. اين بستگي به نوع نگاه فيلمساز دارد و اينكه تا چه اندازه منطق فيلم در مبحث مورد پرداختش و انتقال مفهوم آن به مخاطبان قوي است و همچنين اينكه فيلمساز در چه مسيري حركت ميكند. يك موقعي به بهانه چند نمونه معدود يا برگزاري چند جلسه دادگاه سعي دارند كه از آن بحث حرمتشكني و قبحزدايي بشود.
كلام آخر
متأسفانه تاكنون در زمينه انذاري و آگاهي بخشي صحيح و درست به مخاطبان نسبت به چنين مسائلي آثار بسيار اندكي ساخته شده است. عموماً در آثاري كه ساخته شدهاند رفتار خلاف اخلاق را آنقدر پررنگ نمايش دادهاند كه كل داستان فيلم را تحتالشعاع خودش قرار ميدهد. اگر هم چنين اتفاقي نيفتاده، معمولاً يا به صورت بسيار محدود، كماثر و كمرنگي عواقب و تبعات منفي چنين كارهايي را نمايش دادهاند يا اينكه در مواردي نه تنها عواقب منفي خيانت را تبيين نكردهاند بلكه به نوعي آن رفتار خلاف اخلاق را به عنوان يك راه چاره تجويز هم كرده و ميكنند. به هر حال لازم و ضروري است ضمن حمايت از فيلمسازان متعهدي كه تلاش و مساعيشان را در حمايت و نشر ارزشهاي اسلامي و ديني به كار ميبندند، در مقابله با رشد و تكثر ساخت چنين فيلمهايي قوانين و مجازاتهاي جدي پيشبيني و تصويب گردد تا اينكه به وسيله آن قوانين بتوان جلوي سياهنمايي، كذبگويي يا بازنمايي تجارب يا تخيلات برخي افراد در كسوت فيلمسازي به عنوان دروغين و مطنطن «حقايق جامعه!» گرفته شود. شايد طرح اين سؤال بتواند برخي از مخاطبان و فيلمسازان را به تفكر وا دارد كه چرا كسي نميخواهد يا نميتواند به معضلات اخلاقي، مادي و حتي سوءاستفاده و بهرهكشي برخي افراد حاضر در ميان صنوف مختلف و دستاندركاران سينما بپردازد؟!
چرا اگر كسي كوچكترين اعتراضي يا روشنگرياي درباره مسائل و معضلات پنهان اما واقعي طيف دستاندركاران فيلمسازي ميكند، با هجمه وحشتناك و غيرقابل توجيه برخي رسانهها و افراد مواجه ميشود؟ چرا پرسش و به چالش كشيدن هر صنف و طبقه اجتماعي يا شغلي يا طرح معضلات و تخلفات موجود در آنها بارها و بارها توسط فيلمسازان و سينماگران مورد توجه قرار ميگيرد اما هيچكس نبايد كمترين اشاره يا پرسشي در رابطه با برخي از اتفاقات و تخلفات سينماگران مطرح كند؟! و چرا تا به حال هيچ فيلمسازي جسارت ساخت فيلمي درباره واقعيات پنهان و پشت پرده سينما و برخي رويدادهاي عجيب و غريب (مانند فروش نقشهاي مختلف در فيلم و...) و نه مسائل پيش پا افتاده را به خود نداده و نميدهد؟ آيا قصد و عمدي در اين اركستراسيون يكپارچه و البته نانوشته، به منظور تابو و خط قرمز قرار دادن چنين مباحثي وجود دارد؟!