کد خبر: 612359
تاریخ انتشار: ۲۵ شهريور ۱۳۹۲ - ۰۰:۲۱
عبدالله عبدالهي
به نظر مي‌رسد در شرايط جنگ نرم، جز در پاره‌اي از موارد، عمده رسانه‌هاي داخلي در مجموع، نمره بالايي را از آن خود نمي‌كنند و به واقع در بسياري از موارد در پازل دشمن بازي مي‌كنند. با اين وصف، اين پرسش مطرح مي‌شود كه چرا رسانه‌هاي ايراني در جنگ نرم كم‌خاصيت‌اند؟ 
 آنچه در ذيل مي‌آيد تحليلي است بر فضاي رسانه‌اي كشور در عرصه جنگ نرم كه در سه بخش اصلي «توصيف، تبيين و توصيه» و به منظور توصيف شرايط فعلي، تبيين چرايي شرايط فعلي و در نهايت توصيه‌هايي براي نيل به شرايط مطلوب تدوين شده است. 
 توصيف:
 قرار گرفتن جمهوري اسلامي ايران در شرايط جنگ نرم واقعيتي انكارناپذير است؛ جنگي كه هدف آن اقناع افكار و ارضاي قلوب به منظور مسخ و در دست گرفتن اراده ملت‌ها براي تغيير باورها و ارزش‌هاست. در اين جنگ، بدون شك «رسانه» اعم از خبرگزاري‌ها، روزنامه‌ها، راديو، تلويزيون و سينما از نظر انتقال پيام، مهم‌ترين ابزار به حساب مي‌آيند و نقش تعيين‌كننده‌اي براي مشخص شدن پيروز ميدان دارند. 
 در حال حاضر، كمتر كسي ممكن است در اين نظر ترديد داشته باشد كه مجموع رسانه‌هاي متعلق به طيف حاميان نظام نمره بالايي را در جنگ نرم از آن خود نمي‌كنند و به جز بعضي برهه‌ها كه برخي از رسانه‌هاي كشور مانند صداوسيما و برخي خبرگزاري‌ها و روزنامه‌ها به واسطه حضور نيروهاي متدين و متعهد عملكرد قابل قبولي داشتند، در مجموع و در شرايط فعلي نمي‌توان به عملكرد مجموعه اين رسانه‌ها نمره بالايي داد، چه آنكه غالباً رسانه‌هاي كشور از تعيين ميدان بازي و در دست گرفتن سرنخ جريان‌هاي خبري راجع به جمهوري اسلامي ايران در سطح بين‌الملل عاجزند و شايد بتوان اين گونه عنوان كرد كه عموماً ميدان بازي در عرصه رسانه توسط رسانه‌هاي استكباري تعيين مي‌شود و رسانه‌هاي جمهوري اسلامي ايران حتي اگر با قواعد خودي خوب بازي كنند، در نهايت ثمره چنداني از اين اقدام خود نمي‌برند. 
 توضيح آنكه امروزه رسانه‌ها دو كار ويژه عمده و اصلي را دنبال مي‌كنند:
 اول آنكه به مخاطب خود ديكته مي‌كنند كه «به چه چيزي فكر كند» و ثانياً اينكه «چگونه فكر كند.»
 امروزه و با پيشرفت اصول مديريت رسانه، برخي رسانه‌هاي بزرگ و باسابقه دنيا تنها با يكي از اين دو كارويژه مي‌توانند به تمام اهداف خود دست يابند و آن كارويژه همان است كه به مخاطب خود ديكته كنند كه «به چه چيزي فكر كند!»
 رسانه رژيم سلطنتي انگليس (بي‌بي‌سي) كه امروزه در اصول خبرنويسي و مديريت پيام، گوي سبقت را از بسياري از رسانه‌هاي بزرگ غربي ربوده است، در شعارهاي خود كه روي سايت اينترنتي‌اش نيز مندرج است، بر اين نكته تأكيد مي‌كند كه «بي‌بي‌سي به شما نمي‌گويد چگونه فكر كنيد!»
 آري اين رسانه بزرگ دنيا با پيشرفت اصول خبرنويسي و مديريت پيام و شگردهاي خاص خود توانسته است تنها از طريق «موضوع‌سازي» به مديريت افكار عمومي بپردازد و مخاطب را وادار نمايد به آن چيزي كه بي‌بي‌سي مي‌خواهد فكر كند. 
 نتيجه آنكه اگر «موضوع‌سازي» و تعيين «مهم‌ترين سوژه‌هاي روز» را كه مردم دنيا بايد فكر و ذهن و تحليل خود را به آن معطوف كنند يكي از مهم‌ترين و اساسي‌ترين كاركردهاي رسانه تلقي كنيم، بايستي به اين امر اذعان داشته باشيم كه اكثر قريب به اتفاق موضوع‌سازي‌هاي رسانه‌اي در دنيا حتي راجع به جمهوري اسلامي ايران از طريق رسانه‌هاي متعلق به كشورهاي عضو جبهه استكبار انجام مي‌شود و رسانه‌هاي ايراني اگر هم بخواهند موفقيتي كسب كنند، تنها در خنثي‌سازي اين موضوع‌سازي‌ها و جريان‌سازي‌هاي صورت‌گرفته توسط رسانه‌هاي غربي و مرتجع عربي خواهد بود. 
 براي مثال، در بحبوحه يكي از بزرگ‌ترين اتفاقات سياسي در جمهوري اسلامي ايران (شانزدهمين اجلاس غيرمتعهدها) سوژه‌سازي برخي رسانه‌هاي غربي از جمله بي‌بي‌سي از «جيگر» كافي بود تا تعدادي از رسانه‌هاي كشور به اين زمين كشيده شوند و بخشي از نيروي خود را معطوف به آن سازند!
 اين گفته بدان معني است كه به‌‌رغم توانايي‌هاي خارق‌العاده و استثنايي رهبر معظم انقلاب اسلامي براي تغيير و تعويض زمين بازي در عرصه ديپلماسي بين‌الملل، رسانه‌هاي ايراني حتي از دنبال كردن مسير حكيمانه و فوق‌العاده هوشمند مقام معظم رهبري نيز عاجزند و در بهترين حالت، بيش از چند روز 
توانايي تبيين، طرح و موضوع‌سازي سخنان معظم له را ندارند و در نهايت با تاكتيك‌هاي پيچيده رسانه‌هاي غربي و عدم درك صحيح مديران رسانه‌اي كشور از كاركرد رسانه، فوراً زمين بازي تغيير مي‌يابد و اين رسانه‌هاي ايراني هستند كه به يك ابزار صرفاً منفعل در برابر رسانه‌هاي غربي تبديل مي‌شوند. 
 آنچه در فوق آمد، تحليلي بود از ديد نگارنده بر فضاي فعلي نبرد ميان رسانه‌هاي وفادار به جمهوري اسلامي ايران با رسانه‌هاي متعلق به جبهه استكبار كه در ذيل برخي از دلايل كم‌خاصيتي رسانه‌هاي ايراني در اين نبرد ذكر خواهد شد:
 الف) عدم درك صحيح از «جنگ نرم»
 جنگ نرم، جنگي جبهه‌اي و همه‌جانبه است كه در آن تمام بخش‌هاي يك جامعه و كشور درگير نبردي بر سر موجوديت يا عدم موجوديت مي‌شوند. با اين حال متأسفانه، همانند اغلب بخش‌هاي فرهنگي كشور، در عرصه رسانه نيز هنوز درك صحيحي از واژه «جنگ» در عبارت «جنگ نرم» وجود ندارد، چه آنكه «جنگ» نزاع بر سر «موجوديت» است و در صورت شكست جمهوري اسلامي در اين جنگ نرم، بايد ماهيت وجودي جمهوري اسلامي را پايان‌يافته تلقي كنيم. با اين وجود، عملكردي كه در عرصه رسانه‌اي كشور شاهد آن هستيم عملكردي متناسب با شرايط جنگي نيست. 
 ب) ضعف مفرط نيروي انساني، چه در بخش مديران و چه در بخش تحريريه
 شايد بتوان مهم‌ترين ضعف رسانه‌هاي وفادار به جمهوري اسلامي را در ضعف مفرط نيروي انساني آن جست‌وجو كرد. متأسفانه بايد گفت كه اگر اين ضعف در بين مديران رسانه‌ها بيشتر از اعضاي تحريريه نباشد، كمتر از آن نيست. 
 متأسفانه تا به امروز بسياري از مديران رسانه‌اي كشور، به دليل عدم آموزش كافي، درك صحيح و راهبردي از مسئله رسانه ندارند و بسياري از آنها صرفاً به دليل آنكه خبرنگار زيركي بوده‌اند يا در تنظيم و ويراستاري خبر مهارت داشته‌اند به درجه مديريت رسانه نائل شده‌اند، بدون آنكه در حوزه مديريت منابع انساني و به خصوص «كاركردهاي راهبردي رسانه» و «فهم رسانه» مطالب كافي اندوخته و آنها را در عرصه‌هاي مناسب آزموده باشند. 
 از طرف ديگر، خبرنگاران و اعضاي تحريريه‌ها در رسانه‌هاي كشور نيز همچنان با متدهاي آموزشي چند دهه پيش فعاليت مي‌كنند و اولاً، به دليل نبود آموزشگاه‌هاي حرفه‌اي كافي در عرصه رسانه در كشور و ثانياً، به دليل عدم آشنايي تعداد قابل توجهي از اساتيد كشور با متدهاي روز دنيا در عرصه خبرنگاري و خبرنويسي، همچنان در حال و هواي خبرنگاران دهه 60 به سر مي‌برند و فعاليت‌هاي رسانه‌اي خود را بيش از آنكه «هدف‌محور» و «راهبردي» ببينند، «غريزي» و «واكنشي» مي‌انگارند و به همين دليل، معمولاً اغلب رسانه‌هاي كشور، بيش از آنكه بتوانند كاركرد رسانه‌اي داشته باشند و «مخالفان را منفعل»، «موافقان را كارآمد» و «خاكستري‌ها را جذب» كنند، تقريباً به رسانه‌هاي محفلي و بولتني تبديل شده‌اند كه در بهترين حالت به محلي براي رجوع موافقان طيف فكري خودشان تبديل مي‌شوند. 
 ج) ضعف در منابع مالي و تعدد غيرعاقلانه رسانه‌هاي مشابه همسو؛
 از جمله ديگر علل اصلي ضعف جبهه رسانه‌اي جمهوري اسلامي ايران كمبود منابع مالي براي رسانه‌ها به منظور كسب جايگاه و وجهه‌اي بين‌المللي است، اما در اين زمينه بايد به اين نكته اساسي توجه شود كه فقر مالي رسانه‌هاي اصلي وفادار به جمهوري اسلامي بيش از آنكه از كمبود منابع مالي در نظام سرچشمه بگيرد، به نبود «مديريت عاقلانه» در جبهه رسانه‌اي كشور مربوط مي‌شود. 
 د) عدم درك صحيح از كار جبهه‌اي در عرصه رسانه؛
 جنگ نرم يك جنگ جبهه‌اي است كه در آن بخش‌هاي مختلف از قبيل رسانه، سينما، آموزش و پرورش و بخش‌هاي متعدد و مختلف ديگر بايستي با پيگيري «راهبردها»، «سياست‌ها» و «برنامه‌ها»ي مشخص و مدون، عملكردهاي خود را در نهايت به سمت «هدف واحد و مشخص» همگرا كنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار